ابعاد توانمند سازی-پایان نامه پذیرش خدمات بانکی و جذب منابع

ابعاد توانمند سازی روانشناختی

تجربه توانمند سازی در تمام چهار بعد مشهود بوده و اگر هر بعد وجود نداشته باشد در نتیجه تجربه توانمند سازی محدود می گردد. برای مثال اگر افراد جهت اخذ تصمیم، اختیار[1] داشته باشند(خود تعیینی) امّا توجّهی به انواع تصمیماتی که می توانند اخذ کنند نداشته باشند (فاقد حسّ معنا) احساس توانمندی نمی کنند. در نتیجه اگر افراد براین باور باشند که می توانند اثری ایجاد کنند اما حس نکنند که مهارت ها و توانایی های لازم را برای انجام درست کارشان دارند (فاقد حسّ صلاحیّت) باز هم احساس توانمندی نمی کنند. بنابراین، کارکنان زمانی از لحاظ روانشناختی حسّ توانمندی می کنند که تمام ابعاد را تجربه کرده و در این مسیر توانمندی سازی، ترکیب چهار بعد است (اسپیرتز،2008 ص34).

 

 

 

 

 

2-7-1-معنا[2]

شامل تناسبی بین نیازهای نقش کاری یک فرد و باورها و ارزشها[3] و رفتارهای وی می باشد (اسپیرتز،2007). کارمندان باید خواستار این احساس باشند که انجام کار زیادويا در نهایت به اتمام رساندن آن ارزشمند است (رابینز،2002ص65).

زمانی که کارمندان شغل خود را دارای ارزش یا اهمیّت می دانند، معنا به عنوان ارزش یک کار[4] هنگام مقایسه[5] با ایده آل ها[6] و یا استانداردهای یک فرد بیان می شود (دیکسون و لورنز[7]،2009ص10)

پژوهش درباره معنی دار بودن کار بدین نتیجه رسیده است که افراد به هنگام اشتغال درکاری که احساس می کنند معنی دار است بیشتر به آن متعهّد می شوند و بیشتر درگیر آن می گردند، نسبت به زمانی که احساس معنی دار بودن شغل پایین است. افرادی که با احساس معنی داربودن شغل توانمند شده اند خلّاق تر ، بر رده های بالا تأثیرگذار تر و شخصاً کارآتر هستند، نسبت به آنهایی که از لحاظ معنی دار بودن شغل امتیازات پایین دارند (وتن و کمرون، 1381ص65).

 

2-7-2-صلاحیّت[8]

اشاره به خود اثر بخشی[9] ویژه کاری یک فرد و یا باوری است در کارکنان مبنی بر لزوم دارا بودن این احساس که صلاحیّت مشارکت در عمکلردهای لازم از جانب محیط را دارند. (رابینز،2002). اشاره به دانشی دارد که می گوید یک فرد دارای مهارت لازم برای انجام مؤفّق کارها در حوزه ای خاص ویا برای اهداف خاص است . بدون احساس اعتماد به توانائیها ، کارکنان احتمالاً توانمندی کم وکمتری خواهند داشت (سامد[10]،2007).

باندورا[11] ( 1977 ) پیشنهاد کرده است که سه شرط لازم است تا افراد احساس خود اثربخشی کنند :

1 – باوراین که توانائی انجام کاررادارند 2 – باور به این که ظرفیت به کار بستن تلاش لازم را دارند

3 –  باور به این که هیچ مانع خارجی آنها را در انجام دادن کار مورد نظر بازنخواهد داشت .

به عبارت دیگر وقتی افراد احساس خود اثر بخشی را باداشتن حداقل تبحّر وقابلیّت اشتیاق به تلاش برای انجام دادن کارونداشتن موانع عمده در برابر مؤفّقیّت در خود توسعه دهند احساس توانمند ی می کنند ( وتن وکمرون ، 1381ص16).

2-7-3-خودتعیینی [12]

یک حس گزینش در شروع کار و تنظیم فعّالیّتهای کاری یک فرد است . این مورد یک حس کنترل و اختیار [13] یا گزینش [14] را نسبت به آ غاز گری یااستمرار رفتار وفرآیند های کاری منعکس می کنند . مانند : اخذ تصمیماتی  در مورد روش های کار [15] ، آهنگ یا سرعت کار [16] ، کوششها [17] و فعّالیّتهای کاری(اسپریتز،2008ص31).

کارکنان باید فرصت انجام یک انتخاب را درک کنند(رابینز،2002ص10).حس خود تعیینی با تلاش افراد گروه برای افزایش کنترل برچگونگی انجام کارشان سروکارداشته وبا رضایت شخصی ارتباط دارد.

بانک جهانی در گزارش سالانه توسعه انسانی خود وتحقیقی که در مورد توانمند سازی در سال 2005 صورت گرفته احساس داشتن حق انتخاب را در افراد دارای سه جزء می داند : نخست داشتن موقعیّت و فرصتی برای انتخاب ، دوّم : استفاده فرد از فرصت انتخاب وسوّم : توانایی در بدست آوردن نتایج مطلوب ومؤفّقیّت در انتخاب می شود ( سبزیکاران ، 1386 ص 79).

 

 

2-7-4-اثر[18]

میزانی است که یک فردمی تواند به نتایج استراتژیک [19] ، اداری [20] یا عملیاتی در محلّ کار تأثیر گذارد .کارکنان باید بدانند که رفتارشان اثراتی برای آنچه در این محیط روی  می دهد خواهد داشت (رابینز،2002ص43)

اثر صلاحیّت متمایز است که به فرد فرصت داده شده تا بتواند کاری انجام دهد . همچنین با کانون کنترل نیز فرق داشته که  ماهیتی کلّی تر دارد (دیکسون و لورنز،2009ص13).

بنابراین داشتن نوعی احساس کنترل شخصی، برای سلامتی ونیز توانمندی ضروری است ، از جانب دیگر حتی توانمند ترین افراد نمی توانند آنچه را برای آنان اتّفاق می افتد ، به تمامی کنترل کنند . هیچ کس همه نتایجی را که در زندگی او به دست می آ ید در کنترل کامل ندارد . با وجود این توانمند شدن به افراد کمک می کند تا شمار پذیرفتن شخصی نتایجی را که می توانند کنترل کنند افزایش دهد. این کار به همان اندازه که بستگی به توانائی تشخیص حوزه هایی دارد که در آنها می تواند از تأثیر ونفوذ برخورددار باشد به توانایی اراده و تغییر محیط خارجی به منظور افزایش تسلّط برآن نیز بستگی دارد ( وتن وکمرون ، 1378ص17).

[1].Discretion

[2].Meaning

[3].Values

[4].Task

[5].Compared

[6].Ideals

[7]. Dickson& Lorenz

[8].Competence

[9].Self. Efficacy

[10]. Samad

[11].Bandora

[12].Self .Determination

[13].Autonomy

[14].Choice

[15].Methods

[16].Pace

[17].Effort

[18].Impact

[19].Strategic

[20].Administrative