تأثیر دین و باورهای دینی در سلامت روانی فرد و جامعه

2-3-3- تأثیر دین و باورهای دینی در سلامت روانی فرد و جامعه
سلامت روانی و رضایت از زندگی یکی از ویژگی‌های فرد سالم است. بنابراین تلاش جهانی در جهت فراهم کردن یک بستر مناسب برای زندگی عاری از بیماری تنها معطوف به پیشگیری و درمان بیماری‌هایی همچون قلبی، و عفونی و … نمی‌شود، بلکه علاوه بر سلامت جسمانی، توجه ویژه ای به فراهم کردن محیطی آرام جهت آرامش درونی و سلامت روانی افراد معطوف داشته است. با وجود پیشرفت‌های سریع در جهت حل مشکلات جسمی انسان‌ها، علم پزشکی هنوز گامی موثر در جهت حل مشکلات روحی- روانی انسان‌ها برنداشته است، این در حالی است که مشکلات روانی نقش مهمی را در ایجاد بیماری‌های جسمی نیز ایفا می‌کند. دین با مکانیسم‌های گوناگون موجب سلامت روانی فرد و جامعه می‌شود. نمونه‌هایی از سلامت روانی ناشی از دین، وجود امید، انگیزه و مثبت نگری در دین، ایجاد شبکه حمایتی عاطفی و اجتماعی، دادن پاسخ روشن و قاطع به مفهوم خلقت، جهان و زندگی، تبیین و تعریف لذت بخش و معقول از رنج، درد و محرومیت و مکانیسم‌های بسیارِ دیگر. به طورکلی تاثیر دین و باورهای دینی در سلامت فرد و جامعه بسیار پراهمیت است. مطالعات انجام شده حاکی از آن است که می‌توان در گرو اعتقادات و اعمال صالح و اخلاقی پسندیده به یک آرامش روانی دست یافت و انسان معتقد را به یک انسان سرزنده و بشّاش که همیشه در حال تلاش و تکاپوست در می‌آورد، در ارتباط با جامعه خود است و در هر زمینه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی سعی بر آن دارد که با توجه به توانایی‌های خودش بهترین باشد. ارتقای سلامتی افراد جامعه یکی از مهم‌ترین مسائل اساسی هر کشور، ارتقای سلامتی افراد آن جامعه است که باید از ابعاد مختلف از جمله روانی مورد توجه قرار گیرد. وظیفه اصلی بهداشت روانی تأمین سلامت فکر و روان افراد جامعه است. طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت بهداشت روانی در مفهوم کلی بهداشت جای می‌گیرد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای اجتماعی، روانی و جسمی، بهداشت تنها نبود بیماری نیست. (گنجی، 1382).
بنابراین بهداشت روانی علمی است برای بهزیستی، رفاه جتماعی و سازش منطقی یا پیشامدهای زندگی که تمام زوایای زندگی از محیط خانه تا مدرسه، دانشگاه، محیط کار و نظایر آن را می‌گیرد. امروزه با وجود پیشرفت‌های علمی چشمگیر که در زمینه‌های روانپزشکی و روان درمانی به وجود آمده است ملاحظه می‌گردد که بعضی از صاحب نظران برجسته نیاز به نقش، اهمیت و ضرورت دین نیز در بهداشت روانی و روان درمانی تأکید فراوان داشته‌اند و عقیده دارند که اعتقادات مذهبی و توکل به خدا موجب تسکین و بهبودی سریع‌تر آلام و مشکلات روانی می‌شود. در قرآن در سوره مبارکه فتح می‌خوانیم: «هوالذی انزل السکینه فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم..؛ اوکسی است که آرامش را در دل‌های مؤمنان نازل کرد تا ایمانی به ایمانشان بیفزایند…» اولین برداشتی که صورت می‌گیرد این است که بدون ایمان، آرامش روحی و روانی وجود ندارد.
یا حداقل اینگونه می‌توان گفت که یکی از عوامل ایجاد آرامش دارا بودن ایمان به خدا هست. به تعبیر علامه طباطبایی «ظاهراً مراد از سکینت در این آیه آرامش و سکون نفس و اطمینان آن، به عقائدی است که به آن ایمان آورده و لذا نزول سکینت را این دانسته که «لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم» تا ایمانی بر ایمان سابق بیفزایند. پس معنای آیه این است که: خدا کسی است که ثبات و اطمینان را لازمه مرتبه ای از مراتب روح است در قلب مؤمن جای داد تا ایمانی که قبل از نزول سکینت داشته بیشتر و کامل‌تر شود.» (عسگری، 1386)
پیرامون اهمیت مذهب بر سلامت روانی می‌توان به سخن بنیامین راش به عنوان پدر علم روانپزشکی اشاره کرد. او اظهار می‌دارد که نقش مذهب در سلامت روانی انسان همانند اکسیژن برای تنفس است. (کرمی و همکاران، 1385)
2-3-4- تاثیر دین و باورهای مذهبی در بهداشت روانی
امروزه بیش از هر زمان دیگر نیازمند تفکر و اندیشه در باب تأثیرگذاری تقیّدات دینی بر تمامی امور انسانی به ویژه مسایل عاطفی و روحی هستیم. امرزه بسیاری از اندیشمندان و صاحبنظران بر این باورند که مذهب تاثیر انکارناپذیری بر سلامت روح و جسم و دیگر ابعاد زندگی بشر دارد.
کارل گوستاو یونگ می‌گوید: «من صدها تن از بیماران را معالجه و درمان کرده‌ام. از میان بیمارانی که در نیمه عمر خود 35 سالگی به بعد به سر می‌برند حتی یک بیمار را نیز ندیدم که اساساً مشکلش نیاز به یک گرایش دینی در زندگی نباشد. به جرأت می‌توانم بگویم که تک تک آن‌ها به این دلیل قربانی بیماری روانی شده بودند که آن چیزی را که ادیان موجود در هر زمانی به پیروان خود می‌دهند، نداشتند و فرد فرد آن‌ها، تنها وقتی که به دین و دیدگاه‌های دینی بازگشته بودند به طور کامل درمان شدند.» (بوترابی، 1386)
اما برخی از نظریه پردازان روانشناسی نظر دیگری دارند. فروید در نامه ای به یونگ در سال 1910 می‌نویسد: من از اعماق وجود خود تنها به یک چیز می‌توانم اطمینان کنم، عمیقاً بر این باورم که تمامی شالوده نیاز انسان به دین، بر درماندگی خردسالانه او قرار دارد. نوع بشر پس از تولد دنیای بدون پدر و مادر را نمی‌تواند تحمل کند و برای خود، خدای عادل و طبیعت دلپذیر، این دو بدترین دروغ انسانی را که می‌توانست تصور کند، بنا می‌نهد. فروید به شدت معتقد بود که نیروی مخالفت‌های او در برابر دین، در ویژگی علمی آن‌ها نهفته است و مجادلات او در برابر دین، بدان جهت نیرومندند که دین دقیقاً همان علائم بیماری روان آزردگی را از خود نشان می‌دهد که علم روان تحلیل گری از طریق فرآیند پژوهش تجربی به دست آورده است. (پالمر، 2010)
در پژوهشی که اخیراً توسط محمدی و مهرابی زاده انجام گرفته ارتباط بین نگرش مذهبی با مکان کنترل بررسی شده است. مکان کنترل، بیانگر آن است که فرد حوادث زندگی خود را به تا چه حد به عوامل بیرونی (مانند شانس، تصادف افراد دیگر، سرنوشت، قضا و قدر و دیگر نیروهای بیرونی) یا عوامل درونی (مانند گرایش‌های شخصی، توانمندی یا کوشش درونی نسبت می‌دهد. در حالت اول به مکان کنترل بیرونی و در مورد دوم درونی اطلاق می‌شود. (محمدی و مهرابی زاده، 1385)
2-3-5- مقابله‌های دینی و سلامت روانی
شیوه‌های مقابله، توانایی‌های شناختى و رفتارى هستند که توسط فرد در معرض استرس به منظور کنترل نیازهاى خاص درونى و بیرونى که فشارآور بوده و فراتر از منابع فردى می‌باشند، به کار گرفته می‌شوند. در همین راستا مقابله دینى به عنوان روشى که از منابع دینى مانند دعا، نیایش، توکل و توسل به خداوند و… براى مقابله استفاده می‌کند، تعریف شده است. یافته‌های اخیر نشان داده‌اند، از آن جا که این نوع مقابله‌ها هم به عنوان منبع حمایت عاطفى و هم وسیله اى براى تفسیر مثبت حوادث زندگى هستند و می‌توانند به کارگیرى مقابله‌های بعدى را تسهیل نمایند، از این رو به کارگیرى آن‌ها براى بیشتر افراد مفید است. دین به طور اعم ارتباط انسان با خالق هستی و اعتقاد به حضور دائم او، می‌تواند در ایجاد بهداشت روانی و درمان بیماری‌های روانی تأثیر بسزایی داشته باشد. داشتن معنی و هدف در زندگی، احساس تعلق داشتن در زندگی به منبعی والا و امیدواری به کمک و یاری خداوند در شرایط مشکل زای، برخورداری از حمایت‌های اجتماعی و … همگی از جمله منابعی هستند که افراد متدین با برخورداری از آن‌ها می‌توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی آسیب کمتری را متحمل شوند. (هینز و همکاران، 1991).
بی پناهی، احساس بی کسی و پوچی که در بیشتر اختلال‌های روانی به چشم می‌خورد، در اعتقاد به وجود یک، حامی مقتدر و پناه دهندده که مصدر نیکی‌ها و کارهای خیر است رگ می‌بازد و در بالا بردن بهداشت روانی او موثر است. (قریشی راد، فخرالسادات، 1385).
در تحقیق دیگری که توسط پالوما و پندلتون در مورد نقش مذهب در سلامت روان انجام شد، مشاهده گردید که اعتقادات مذهبی و نماز خواندن ارتباط قوی و مستقیمی با احساس رضایت کامل از زندگی دارند (کرمی و همکاران، 1385).
2-3-6- دین و بیماری روانی
تأثیر استرس در اختلالات روانی موضوع پژوهش‌های متعددی در نیم قرن گذشه است و روانشناسان بر این باورند که زندگی در قرن بیست و یکم همراه با استرس و تنیدگی روانی و بحران‌هایی است که باعث بیماری‌های جسمانی، و حتی مرگ می‌شود. بیماران روان درمانى حمایتى هفتگى به مدت 45 دقیقه یک بار در هفته به مدت 20 جلسه و روان درمانى که شامل قرائت قرآن، نقل حدیث، روایات و آموزش باز مسائل دینى و ترغیب به نماز و دعا به عنوان یک نوع مراقبه را دریافت داشتند. روش آن‌ها مثل پژوهش قبلى بود که توضیح داده شد. تکنیک شناخت درمانى با تأکید بر مضمون دینى و با استفاده از آموزش‌های دینى بود. نتیجه اى که از این پژوهش به دست آمده نشان می‌دهد که آزمون t یک ماهه و سه ماهه تفاوت معنى دارى نشان داد، ولى در پایان 6 ماه تفاوت معنى دار نبود. سرعت بهبود در بین افرادى که از این روش استفاده می‌کنند به طور چشمگیرى زیاد است. آن‌ها توصیه کردند که مطالعات بیشترى روى نحوه ارائه این نوع روان درمانى و به ویژه از نظر اجزاء و ریز محتوى برنامه روان درمانى صورت گیرد. کن وى ضمن تحقیقى که در زمینه تأثیر دین بر سلامت روان در سال 1985 روى اشخاص سالمند انجام داد دریافت که شرایط طبى استرس زا در بین اشخاص سالمند شایع تر بوده ولى اعتقادات و اعمال دینى شامل نماز خواندن، فکر کردن در مورد خداوند و عقاید درونى فرد به عنوان مکانیزم هاى مهم براى کم کردن استرس و بهتر کردن توانایى سازش با این‌ها در بین بیماران سالمند به ویژه سیاه پوستان به کار می‌روند. همچنین افسردگی بسیار پایین را در بین سالمندان عامل به مذهب نشان داده شده. مورفی و همکاران (2000) نیز نشان دادند که اعتقادات دینی و عامل بودن یا نبودن به آن، با نبود افسردگی همبسنگی داشته است. توبه و نقش آن در سلامت معنوی: «توبه» در لغت، به معنای رجوع است. وقتی بنده به مولای خود برمی‌گردد، می‌گویند توبه کرده است. خداوند در قرآن کریم به همه مؤمنان دستور توبه می‌دهد. «و توبوا الی الله جمیعا ایّها المؤمنون لعلکم تفلحون» (صفورایی پاریزی،1386).
توبه و باز گشت از گناه و حرکت به سوی خدا، تنها راه نجات گناهکاران، وسیله تقرّب و دوستی با خدا، تبدیل کننده سیئات به حسنات و مایه امید ناامیدان و نخستین مقام عارفان و اوّلین منزل سالکان کوی دوست است. توبه با همه خواصی که دارد یک خاصیت ویژه و ممتاز، برای توبه کننده دارد، و آن ایجاد آرامش واطمینان روحی و روانی است. چرا که کسی که خود را گنهکار می‌داند در یک بحران روحی به سر می بردکه با توبه این بحران روحی تبدیل به آرامش و سکون خاطر فرد می‌شود. (عسگری، 1386).
توبه یا اقرار به گناه در تمام ادیان توحیدی یهودیت و مسیحیت و اسلام وجود دارد و یکی از مشترکات این ادیان است. احساس گناه، سبب احساس کمبود و اضطراب در انسان می‌شود و این احساس به بروز عوارض بیماری‌های روانی منجر می‌شود. روان درمانی در چنین مواردی بر موضوع تغییر دیدگاه‌های بیمار درباره‌ی اعمال گذشته وی که سبب احساس گناه هستند توجه می‌کند. بیمار در این حالت از دیدگاه جدیدی به اعمال خود می‌نگرد به طوری که دیگر دلیلی برای احساس گناه در خود نمی‌بیند در نتیجه سرزنش وجدانش تخفیف می‌یابد و برای پذیرش «خود» آماده تر می‌شود و سرانجام اضطراب و عوارض بیماری روانی‌اش از بین می‌رود. (بوترابی، 1382).
دعا و سلامت روانی: دعا در اصطلاح عبارتست از توجه به خداوند، راز و نیاز کردن و ارتباط با او اعراض از غیر و استمداد از او، به سخن دیگر دعا ارتباط روحی و معنوی، روی آوردن به آفریدگار عالم و ماورای ظواهر، اظهار عجز و عبودیت و درخواست نیاز از پیشگاه بی نیاز است. دعا و نیایش تسلی بخش دل‌های خسته و مایه روشنی و صفای جان و نیروبخش انسان در برابر مشکلات و فراز و نشیب‌های زندگی است. انسان موجودی است بی نهایت کوچک، وقتی در برابر آفریدگارش که بی نهایت بزرگ است قرار می‌گیرد و خود را، حتی کمتر از قطره ای در برابر اقیانوس و ذره ای در مقایسه با کهکشان‌ها می‌یابد، احساس کوچکی در برابر آن عظمت، او را به کرنش و نیایش وا می‌دارد و همه عظمت در همین احساس نیازمندی است. آنچه که این «هیچ» را به آن «همه» پیوند می زند دعاست. کم نیستند کسانی که دلهره، نگرانی، ترس، اضطراب و تشویش خاطر را در مقاطع خطر وسختی ها و بحران‌ها، با داروی «دعا» درمان می‌کنند. (صانعی، 1382).
برخی مهارت‌های سلامت روانی در پرتو دین: برای رسیدن به زندگی آرام و توأم با آرامش و رضایت بخش قبل از هر چیز باید تفکرمان را اصلاح کنیم. آنگاه زندگی خود به خود تغییر خواهد کرد. چراکه زندگی ما بر پایه اندیشه ماست. یافتن معنا در زندگی یکی از مهارت‌های آرامش و سلامت روانی است که این مهارت در گرو شناخت هستی و خالق و شناخت خود به عنوان جزئی از این مجموعه هستی است. معنا در زندگی یعنی چیزی که به خاطر آن زندگی می‌کنیم و زندگی برای یک ایده و تفکر و برای خدمت صادقانه به خلق بهترین معنا و مفهومی است که دین به انسان می‌دهد. بهتر است آرزوهایمان را معقولانه و کم در نظر بگیریم چراکه آرزوهای طولانی که از دایره عمر انسان خارج باشد، سبب تنش و فشار روانی می‌شود. باید توانایی‌های خود را بشناسیم و به دانسته‌های خود ارزش بدهیم. انسان‌های شاد و سالم کسانی هستند که از آنچه دارند به بهترین شیوه استفاده می‌کنند و کمتر در افسوس آنچه ندارند وقت خود را تلف می‌کنند. یکی دیگر از مهارت‌های آرامش درونی این است که؛ تلاش کنیم ولی نگران نتیجه نباشیم. البته وجود اندکی استرس و نگرانی برای فرد لازم است؛ چون به عنوان جرقه ای در شروع فعالیت موثرند، ولی نباید اجازه دهیم این استرس و نگرانی سراسر وجود ما را دربرگیرد و دین توکّل را سفارش کرده است، تا با دیدن قدرت برتر به عنوان یاری رسان و شاهد بر فعالیت‌های خود به آرامش روانی بیشتری برسیم. لازم نیست تمام پله‌های ترقی را یک شبه طی کنیم، پیوسته و آهسته حرکت کنیم، که اگر در مسیر صحیح تلاش و تکاپو باشیم طبق سنت الهی در زمین نتیجه عاید ما خواهد شد. در جمع بودن و با جمع بودن یکی دیگر از مهارت‌های اساسی آرامش روان است. جمع دوستان خوب و مطمئن بهترین نعمت دنیوی است، دوستانی که مایه خیر و برکت‌اند و با دین آن‌ها به یاد خدا می افتیم و بهترین آرامش بخش دل‌ها، یاد خداست. صبر و تحمل و بردباری مهارت دیگری است در حفظ آرامش و سلامت روان. صبر در مقابل عبادت، در مقابل معصیت و همچنین در مقابل ناملایمات زندگی. انسان صبور همیشه قدرت برتر و حکمت الهی را بالای سرخود می‌بیند و از دیدگاه او زندگی یعنی طی یکسری موانع که باید سعی کند با تلاش و کوشش آن‌ها را طی کند و نه اینکه موانع سد راه زندگی باشند. یعنی انسان فکر نکند برای تن آسایی روی زمین آمده است بلکه او آفریده شده است تا در آبادانی زمین بکوشد. (قریشی راد، 1385).

مطلب مشابه :  سرمایه مذهبی

2-4- جهت گیری مذهبی
طی سالیان طولانی برخی اندیشمندان مذهب را عامل عقب‌ماندگی جوامع تلقی می‌کردند، اما در گذر زمان مشخص شد که نه تنها مذهب الهی عامل عقب‌ماندگی نیست بلکه می‌تواند عامل پیشرفت جوامع نیز باشد. در این زمینه و با این ادعا این پرسش مطرح می‌شود که آیا مذهب می‌تواند به‌عنوان یک عامل محرک مانند سرمایه فیزیکی بر توسعه و حتی تولید, توزیع و مصرف اثر مثبت داشته باشد؟ در این‌جا سعی شده است مذهب از بعد اثرگذاری بر این عوامل و پدیده‌ها به عنوان سرمایه مذهبی تعریف شود. در اینجا یادآور می‌شویم که منظور ما از مذهب، انحراف‌های ایجاد شده در بعضی مقاطع زمانی برای بهره‌برداری سیاسی, استحکام حکومت و یا خام کردن مردم جامعه همچون دوران پس از اوج‌گیری حکومت عباسیان و پس از آن عثمانی‌ها و یا صفویان و چرخش مسیر تبلیغات آموزه‌های مذهبی به سمت حفظ منافع حاکمان نیست, بلکه مذهبی واقعی و خالص که همراه آموزه‌های پیش‌برنده در جامعه مطرح است.