تعریف بودجه‌ریزی عملیاتی:پایان نامه در مورد بودجه ريزی عملياتی

دانلود پایان نامه
  • تعریف بودجه‌ریزی عملیاتی

چندگانگی تعريف بودجه‌ريزی عملياتی در ادبيات موجود ، اين امر را ضروری می‌سازد که بررسی دقيق موضوع با تعريف روشن مفهوم آغاز گردد.

تعريف محدود از بودجه‌ريزی عملياتی اين است که اين نوع بودجه‌ريزی منابع را بر مبنای ذيل به نتايج مشخص و قابل سنجش تخصيص می‌دهد.

هدف اصلی بودجه‌ريزی عملياتی افزايش کارايی تخصيصی و توليدی در پرداخت‌های دولت می‌باشد. (Robinson and Brumby, 2005 , 5)

اين تعريف کاملاً نزديک به تعريف “OECD” از بودجه‌ريزی عملياتی می‌باشد چنانچه بودجه‌ريزی عملياتی را اين گونه تعريف می‌کند: شکلی از بودجه‌ريزی که اعتبارات تخصيص يافته را به نتايج قابل سنجش ارتباط می‌دهد. (OECD , 2003 ,7)

و اداره کل حسابداری ايالات متحده «GAO» بودجه‌ريزی عملياتی را اين گونه تعريف می‌کند: سبکی از بودجه‌ريزی که اطلاعات عملکرد را به بودجه ارتباط می‌دهد. (GAO , 1999, 4)

مشابه اين تعريف‌ها، مبين تصور کلی از بودجه‌ريزی عملياتی می‌باشد که اشکال متنوعی از نظام‌های بودجه‌ريزی عملياتی را در بر می‌گيرد.

اين تعاريف، مفهوم بودجه‌ريزی عملياتی را به تصميمات راجع‌ به تخصيص منابع در فرآيند شکل‌گيری بودجه دولتی، محدود نمی‌کند بلکه آن را همچنين به نحوه اجرای بودجه که در هنگام تخصيص منابع به طور داخلی وجه در هنگام توزيع اعتبارات به سطوح پايين‌تر تا سازمان‌های دولتی، مرتبط می‌داند. واژه‌های مترادف ديگری با بودجه‌ريزی عملياتی در ادبيات موجود می‌باشد که برخی از آن‌ها عبارتند از: بودجه‌ريزی بر مبنای نتايج، تأمين اعتبار عملکرد، بودجه‌ريزی آگاهانه مبتنی بر عملکرد.

نظام‌های بودجه‌ريزی عملياتی متفاوت تلاش می‌کنند اطلاعات عملکرد را به طرق مختلف به تخصيص اعتبار با درجات متفاوتی از اثربخشی ارتباط دهند. رويه‌ها و مکانيزم‌های اصلی استفاده شده بر مبنای اين هدف عبارتند از:

1- طبقه‌بندی پرداخت‌ها در برنامه‌ها با اهداف مشخص به منظور تسهيل اولويت‌بندی بهتر و پاسخگويی بيشتر. اصل طبقه‌بندی برنامه ايده اصلی بودجه‌ريزی برنامه‌ای می‌باشد و به عنوان يک عنصر از بودجه‌ريزی عملياتی باقی می‌ماند.

2- تدوين اهداف شده و نتيجه که مرتبط با يک سطح از بودجه می‌باشد. نظام توافق نامه خدمات دولتی (PSA) در انگلستان که در آن تأکيد اصلی بر اهداف نتيجه می‌باشد يک مثال قابل ذکر از نظام بودجه‌ريزی عملياتی مبتنی به مصرف می‌باشد. رويکرد PSA بر اين مناسبت که افزايش معنی‌دار بودجه در زمينه خاص مانند بهداشت و آموزش بايد منجر به بهبود نتايج گردد و نه اينکه تنها غرق افزايش هزينه گردد. اساسی‌ترين اصل اين نظام اين است که تأمين بودجه اضافه مستلزم توافق در مورد اهداف عملکرد دقيق می‌باشد. بسياری از کشورهای عضو OECD ادعا می کنند بودجه‌شان در ارتباط با اهداف عملکرد تنظيم می‌شود اگر به ميزان واقعی ارتباط بين اهداف و سطح بودجه همیشه روشن نمی‌باشد.

3- توافق‌های رسمی (گاهی اوقات به عنوان قرارداد اطلاق می‌گردد)، بودجه مرتبط با اهداف را تصريح می کند و گاهی اوقات به پيامدهای آن اشاره می کند.

4- تأمين بودجه مبتنی بر ستاده: اين روش نوع فرموله شده خاصی از تأمين بودجه بر اساس ستاده می‌باشد که برای سازگاری با تقاضای اضافه پيش‌بينی نشده برای خدمات ضروری طراحی گشته است. به طور مثال بودجه دولت استراليا در دهه 1990 بر اساس « توافق‌های راجع به حجم کار» تنظيم می‌شده، با ورود غير منتظره تعداد زيادی از مهاجران غيرقانونی که بازداشت‌های فراوانی را در پی‌داشت منجر به اين گرديده که اداره مهاجرت بر اساس هر روز فرد بازداشت شده، بودجه اضافی دريافت کند.

5- بودجه خريد محصول، اين روش در برگيرنده پرداخت برای محصولاتی است که واقعاً ارائه گشته است. به طور مثال در برخی از کشورها بيمارستان‌های دولتی بر اساس خدماتی که بر اساس قيمت‌های مصوب مراجع ذيربط ارائه می‌کنند، بودجه در اختيارشان قرار می‌گيرد. بيمارستان بر اساس خدماتی که به بيماران ارائه می‌کند بودجه دريافت می‌کند بدين‌ترتيب شکست در ارائه حجم پيش‌بينی شده خدمات منجر به کاهش بودجه می‌گردد. با فرض محاسبه صحيح قيمت‌ها، اين نظام مسئول مالی قديمی برای کارايی ايجاد می‌کند. نظام بودجه‌ريزی عملياتی خريد محصول در دهه 1990 توسط کشور نيوزلند توسعه يافت.

6- ارائه پاداش عملکرد مبتنی بر کيفيت/ نتيجه: در اين رش موفقيت در ذيل به نتايج و کيفيت مورد نظر، مورد تشويق قرار می‌گيرد.

7- رويه‌هايی برای استفاده عملکرد مفيد در فرآيندها و ساختار اولويت‌بندی بودجه: يک مثال ساده از اين مورد توجيه بودجه درخواستی سازمان‌ها، از طريق استفاده از سنجش عملکرد و ساير اطلاعات مرتبط با عملکرد می‌باشد که تحليلگران مالی وزارتخانه در ارزيابی درخواست، مورد ملاحظه قرار می‌دهند. وزارت دارايی‌ها ساير سازمان‌های مرکزی ممکن است رتبه‌بندی عملکرد برنامه يا ارزيابی برنامه برای استفاده در فرآيند بودجه بر عهده گيرند. يک نمونه اخير از چنين رويکردی در ايالات متحده نظام «PART» می‌باشد که يک عنصر مهم در يکپارچه‌سازی بودجه و عملکرد می‌باشد. اين طرح توسط دولت بوش آغاز گرديد بر اساس اين طرح ، کارشناسان بودجه سازمان مديريت و بودجه، عملکرد 20 درصد از برنامه‌های دولت در بودجه ساليانه را، ارزيابی می‌کنند که در اين فرآيند اثبات اثربخشی برنامه بر عهده سازمان می‌باشد.

برخی محققين بودجه‌ريزی عملياتی را گزارش سنجش عملکرد در سندسازی بودجه دولتی می‌دانند اين تعريف با تعريفی که بودجه‌ريزی عملياتی را مکانيزم‌های استفاده از سنجش عملکرد و ديگر اطلاعات عملکرد در تخصيص اعتبار می‌داند، متفاوت است.

در تعريف بودجه‌ريزی عملياتی ذکر اين نتکه حائز اهميت است که عنصر حياتی ديگری وجود دارد که زيربنای همه نظام‌های بودجه‌ريزی عملياتی می‌باشد. که اين پيشنهاد است، تعيين بودجه و کنترل‌های مرکزی بر ترکيب ورودی‌ها که سازمان‌ها برای ارائه خدمات به کار می‌گيرند، کاهش مي‌يابد. از دهه 1960، بودجه برنامه‌ای در نظر داشت جايگزين بودجه سنتی که در آن بودجه تخصيص يافته به سازمان‌ها به صورت طبقات ورودی مشروح بود و سازمان‌ها قادر به جابجايی اعتبارات نبودند، نمايند.

  • درک نادرست در مورد بودجه‌ریزی عملیاتی

فرآيندهای بودجه‌ريزی عملياتی که به آن اشاره شد، اگرچه نه به طور جامع، انواع اصلی نظام‌های بودجه‌ريزی عملياتی می‌باشند. تحقيق در مورد کارايی بودجه‌ريزی عملياتی مهم است زيرا دلايل به ظاهر منطقی وجود دارد که هيچ نوع از نظام بودجه‌ريزی عملياتی، کارا نخواهد بود و کارايی انواع خاص از بودجه‌ريزی عملياتی به شرايط بستگی دارد. همچنين تعاريف محدودی از بودجه‌ريزی عملياتی در ادبيات وجود دارد که به نوع خاصی از بودجه‌ريزی عملياتی در کشور يا دوره زمانی خاص مربوط می‌باشد.

تعاريفی که دلالت به اين مطلب دارند که بودجه‌ريزی عملياتی، مفهومی است که تنها ميزان بودجه و سنجش عملکرد را به هم مرتبط می‌کند، رايج نمی‌باشد. چنين تعاريفی تا اندازه‌ای صحيح می‌باشند زيرا سنجش عملکرد، بخش اساسی و ضروری برای کسب اطلاعات عملکرد می‌باشد که در بودجه‌ريزی عملياتي مورد نياز است اما در بسياری از شرايط سنجش عملکرد يک نقطه آغاز برای تصميم‌گيری است و با مجموعه ديگری از انواع اطلاعات عملکرد بايد همراه گردد. اين تصور از بودجه‌ريزی عملياتي به عنوان مکانيزم استفاده از سنجش عملکرد در بودجه‌ريزی شايد منجر به اين گرديده است که تحليل‌گران به دنبال يک رابطه مستقيم و حتی مکانيکی بين سنجش عملکرد و تصميمات بودجه‌ای باشند که غير منطقی است.

در نظام بودجه‌ريزی عملياتی در سطح دولت نه تنها با مشکلات جدی در رابطه با سنجش عملکرد روبرو است، همچنين وظيفه تخصيصی را نيز بر عهده دارد. تخصيص بهينه بودجه با توجه به اهداف متنوع تنها از طريق مراجعه به سنجش عملکرد نمی‌تواند محقق گردد. حتی اگر قادر باشيم مقبوليت اجتماعی نهايی هر ريال برنامه‌های موجود را محاسبه کنيم ما هنوز بايد به اين توجه کنيم که آيا برنامه با عملکرد نامطلوب بايد مجدداً مورد بازنگری قرار گيرد قبل از آنکه اعتبار آن کاهش يابد يا قطع گردد؟ و به خاطر اينکه ظرفيت و توان ما برای سنجش عملکرد بسياری از برنامه‌های دولتی محدود است، اجباراً انکار فراوانی به ابزاری تحليلی برای تفسير سنجش عملکرد، وجود دارد.

بطور خلاصه، يک بودجه خوب بايد مبتنی بر، سياست‌گذاری مناسب باشد و سنجش عملکرد تنها بخشی از يک سياست‌گذاری مناسب است. اين نکته‌ای است که اشکال کلاسيک بودجه عملياتی مانند بودجه برنامه‌ای به خوبی تشخيص دادند.

ديگر درک محدود از بودجه عملياتی اين است که هدف آن برقراری ارتباط بين عملکرد گذشته و بودجه فعلی است بطو مثال «اندريوز» و «هيل» اظهار می‌دارند که بودجه عملياتی قانونی را به کار می‌گيرد که بر اساس آن تصميمات بودجه‌ای بايد مبتنی بر عملکرد گذشته باشد. (Andrews , Hill , 2003 , 158)

همچنين برخی کارشناسان بودجه عملياتی را لزوماً و بر اساس تعريف مرتبط با ايجاد انگيزه‌های بودجه‌ای برای بهبود عملکرد می‌دانند بطور مثال عملکرد مناسب منجر به بودجه اضافی و عملکرد نامناسب منجر به کاهش يا قطع بودجه می‌گردد. اين ايده در بودجه عملياتی مؤثر بوده است. و برخی از دولت‌ها از جمله دولت «بوش» به دنبال گنجاندن اين ويژگی در بودجه می‌باشند. (Executive office of the president LOMB, 2002 , 27-28)

دانلود پایان نامه