حسابداری تعهدی:”پایان نامه درباره اقلام تعهدی و سهام “

حسابداری تعهدی:

سود حسابداران بر اساس مبنای تعهدی شناسایی و گزارش می‏شود. استفاده از مبنای تعهدی موجب متفاوت شدن میزان سود عملیاتی گزارش شده با جریانات نقد عملیاتی و گزارش یکسری اقلام تعهدی در گزارشات مالی خواهد شد.

سود حسابداری به دو جز نقدی و تعهدی قابل تفکیک است. جز تعهدی نیز به اجزا دیگری قابل تجزیه می‏باشد. حسابداری تعهدی در تعیین سود در دوره‏های زمانی متفاوت، حق انتخاب بر زمان تشخیص برخی اقلام هزینه از جمله هزینه‏های تبلبغات و مخارج تحقیق و توسعه دارند. از سوی دیگر مدیران در سیستم تعهدی حسابداری با گزینه‏های متفاوتی در مورد زمان تشخیص درآمدها روبه رو هستند مانند تشخیص سریعتر درآمد از طریق انجام فروش‏های نسیه، اینگونه عملکرد از سوی مدیران به عنوان مدیریت سود شناخته می‏شود. قسمتی از سود حسابداری نقدی می‏باشد. یعنی وجه نقد حاصل از عملیات شرکت (جریان وجه نقد) در داخل این سود قرار دارد و قسمتی از آن را اقلام تعهدی (تفاوت بین سود و جریان‏های نقدی) تشکیل می‏دهند. بخش تعهدی سود به مراتب از بخش نقدی آن دارای اهمیت بیشتری در ارزیابی عملکرد شرکت می‏باشد. وجه نقد به دست آمده در طی یک دوره مالی، اطلاعات مربوطی به حساب نمی‏آید، چون وجه نقد شناسایی شده مشکلات “تطابق” و “زمانبندی” را دارد که می‏تواند منجر به اندازه گیری غیرصحیح عملکرد شرکت شود. برای کاستن از این مشکلات اصول پذیرفته شده حسابداری در این مورد رهنمودهایی دارد تا دقت در اندازه گیری عملکرد شرکت را به وسیله استفاده از اقلام تعهدی افزایش دهد تا مشکلات زمانبندی و تطابق شناسایی گردش وجه نقد در سود حسابداری را اصلاح کند. اقلام تعهدی به دو جز منتظره و غیر منتظره قابل تقسیم است (قورتولیش،1388)

 

2-5 عدم تقارن اطلاعاتی:

به این معناست که مدیران درباره جریان‏های نقدی، فرصت‏های سرمایه گذاری و به طور کلی چشم انداز آتی و ارزش واقعی شرکت اطلاعاتی بیش از اطلاعات برون سازمانی در اختیار دارند. بعبارتی به معنای نابرابری بین دو طرف قرارداد است که به موجب بوجود آمدن دو دسته اشخاص آگاه و ناآگاه می‏گردد، عاملی که بر روابط بین ذینفعان و شرکت تاثیر می‏گذارد)فخاری و تقوی،1388).

سرمایه گذاران آگاه عمدتا به اشخاص دارای اطلاعات محرمانه مانند مدیران، تحلیل گران و موسسات و افرادی دسترسی دارند که می‏توانند از آن‏ها اطلاعات دریافت کنند. لذا سرمایه گذاران آگاه به دلیل برخورداری از اطلاعات محرمانه ای که در قیمت‏ها منعکس نشده اند، اقدام به معامله  می‏کنند. در مقابل سرمایه گذاران ناآگاه افراد عادی هستند که تنها راه دستیابی آن‏ها به اطلاعات، گزارشات منتشر شده از جانب شرکت‏ها می‏باشد. این گونه سرمایه گذاران که معامله گران نقد نیز نامیده می‏شوند، تنها به دلایل نقدینگی به انجام معامله اقدام می‏کنند. بنابراین عده ای از سهامداران از آگاهی بیشتری نسبت به سایرین برخوردارند و این امر موجب عدم تقارن اطلاعاتی می‏شود (خوش طینت ویوسفی اصل،1386).

در صورتی که اطلاعات موردنیاز به صورتی نامتقارن بین افراد توزیع شود، انتقال اطلاعات به صورت نابرابر بین مردم صورت گیرد، می‏تواند نتایج متفاوتی را نسبت به موضوعی واحد سبب شود. بنابراین قبل از اینکه خود اطلاعات برای فرد تصمیم گیرنده مهم باشد، این کیفیت توزیع اطلاعات است که باید به صورت دقیق مورد ارزیابی قرار گیرد.

زمانی که عدم تقارن اطلاعاتی در رابطه با سهام یه شرکت افزایش یابد، ارزش ذاتی آن با ارزشی که سرمایه گذاران در بازار سرمایه برای سهام موردنظر قائل می‏شوند متفاوت خواهد بود، در نتیجه ارزش واقعی سهام شرکت‏ها با ارزش مورد انتظار سهامداران تفاوت خواهد داشت .

آنچه در بازارهای سرمایه باید مورد توجه قرار گیرد این است که بسیاری از افرادی که اقدام به سرمایه گذاری می‏کنند مردم عادی هستند که تنها دسترسی آن‏ها به اطلاعات مهم، گزارشات منتشر شده از جانب شرکت‏ها می‏باشد. حال اگر در بین سرمایه گذارانی که در بازارهای سرمایه مشغول فعالیت بوده، افرادی باشند که از نظر اطلاعاتی نسبت به سایرین در موقعیت بهتری قرار داشته باشد موجب به وجود آمدن عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه می‏شوند که بر طبق آن افراد آگاه را، نسبت به سایرین در موقعیت تصمیم گیری مناسب تری قرار می‏دهد .

یکی از نکات مهمی که همواره در مورد بازارهای سرمایه به ویژه بورس اوراق بهادار مطرح می‏شود بحث کارایی بازار است که بر طبق آن تمامی اطلاعات موجود در بازار، اثرات خود را بر روی قیمت سهام منعکس می‏کنند. شاید بتوان از دید گاه فرضیه بازار کارا ، دلیل وجود حسابداری را عدم تقارن اطلاعاتی بیان کرد که در آن یکی از طرفین مبادله، اطلاعات بیشتری را نسبت به طرف مقابل در اختیار دارد. این امر به علت وجود معاملات و اطلاعات درونی به وجود می‏آید.

حتی اگر قیمت بازار اوراق بهادار کاملا منعکس کننده اطلاعات باشد باز هم این احتمال وجود دارد که افراد درون سازمانی بیش از افراد برون سازمانی در مورد وضعیت کیفی شرکت اطلاعات بیشتری در اختیار داشته باشند و بتوانند به واسطه ی این مزیت اطلاعاتی برای کسب منافع بیشتر اقدام کنند. به عبارت دیگر، حضور افراد ناآگاه در بازار سرمایه این امکان را فراهم می‏سازد تا سرمایه گذاران حرفه ای نرخ بازده بالاتری به دست آورند.

بنابراین در صورت انتشار محرمانه و ناهمگون اطلاعات، واکنش‏های متفاوتی را از سوی سرمایه گذاران به واسطه وجود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه شاهد می‏باشیم که این امر تحلیل‏های نادرست و گمراه کننده ای را از وضعیت جاری بازار به همراه خواهد داشت. مطالب یاد شده می‏تواند بیانگر اهمیت موضوع عدم تقارن اطلاعاتی و تاثیر غیر قابل انکار آن بر روی تصمیم گیری‏های اقتصادی افراد باشد (قائمی و وطن پرست،1384).