رویکردهای هوش هیجانی:پایان نامه هوش هیجانی و عدالت سازمانی

دانلود پایان نامه

رویکردهای متفاوت به هوش هیجانی

با توجه به تعاریف متعدد از هوش هیجانی دو رویکرد عمده در زمینه هوش هیجانی مطرح است (سربلند، 2011):

الف) رویکرد توانایی:

که هوش هیجانی را به عنوان هوشی که شامل هیجان می‌باشد، در نظر می‌گیرد و تعریف می‌کند. تعاریف اولیه از هوش هیجانی در قالب رویکرد توانایی بیان گردید که آن را “نوعی پردازش اطلاعات هیجانی که شامل ارزیابی صحیح هیجان در خود و دیگران و بیان مناسب عواطف و تنظیم سازگارانه عواطف به نحوی که به بهبود زندگی منجر شود” تعریف کردند.

 ب) رویکرد مختلط:

که هوش هیجانی را با مهارت‌ها و ویژگی‌های دیگر مانند بهزیستی، انگیزش و توانایی برقراری رابطه با دیگران ترکیب می‌کند. تعریف هوش هیجانی به صورت “توانایی‌های شناخت هیجانات خود، درک احساسات درونی دیگران، مهار هیجانات و اداره و مدیریت روابط با نرمش و مدارا” از گلمن (۱۹۹۵) و مجموعه‌ای از توانایی‌های غیرشناختی، توانش‌ها و مهارت‌هایی که بر توانایی رویارویی موفقیت آمیز با خواسته‌ها، توانش‌ها، احتیاجات و فشارهای محیطی تاثیر می‌گذارند” از بار- آن (۱۹۹۷)، نظریه “گلمن” و “بار- آن” را جزء این رویکرد قرار می‌دهد.

 

2-1-6) مدل­های هوش هيجاني

و در مجموع مهمترين مدل­هاي مختلف هوش هيجاني عبارتند از (مختاری پور،30،1389): مدل ماير وسالووي؛ مدل گلمن؛ مدل بار- آن؛ مدل دلويس و هيگس.

الف : مدل ماير[1] و سالووي[2]

مایر و سالووی و کارسو چهار بعد برای هوش هیجانی تشخیص دادند (مختاری پور،1389، 31):

  • شناسایی هیجان ها در خود و دیگران
  • كاربرد هيجا­ن­ها
  • توانايي درك و فهم هيجان­ها
  • مديريت هيجان­ها

ب :مدل گلمن[3]

گلمن مدلي از هوش هيجاني ارائه کرد که بيست و پنج شايستگي را در پنج خوشه جاي داده بود يا به عبارت ديگر مدل هوش هيجاني گلمن داراي 5 حوزه است (مرتضوی، 1384):

  1. حوزه آگاهي شامل آگاهي هيجاني، ارزيابي صحيح از حوزه اعتماد به نفس: حوزه آگاهي محور اصلي هوش هيجاني است. گلمن خودآگاهي را درک عميق و روشن از احساسات و هيجانات و نقاط قوت و ضعف آنها تعريف مي کند.
  2. حوزه کنترلي شامل قابليت اعتماد،وجدان، انطباق پذيري، نو آوري، حوزه کنترلي: کنترل هيجانات به شيوه اي مناسب مهارتي است که بدنبال حوزه آگاهي ايجاد مي شود. اشخاص کارآمد در اين حيطه بهتر مي توانند از هيجانات منفي نظير نااميدي، اضطراب، تحريک پذيري رهايي يابند و در فراز و نشيب هاي زندگي کمتر با مشکل مواجه مي شوند و يا در صورت بروز مشکل به سرعت مي توانند موقعيت مشکل را به شرايط مطلوب باز گردانند. ارسطو بیان می­کند: عصباني شدن آسان است. همه مي توانند عصباني شوند . اما عصباني شدن در مقابل شخص صحيح، به ميزان صحيح،در زمان صحيح به طريق صحيح و به دليل صحيح کار آساني نيست.
  3. خود انگيختگي شامل گام برداشتن به سوي هدف، قصد، پيشگام بودن، خودکنترلي: اين مولفه مربوط به تمرکز هيجان ها براي دستيابي به اهداف مورد نظر مي باشد. بسياري از روانشناسان خود انگيزه را شرط بقا مي نامند. افراد خود انگيخته ارضا و سرکوب خواسته ها را به تاخير مي اندازند. آن­ها همواره در تکاپو و حرکت هستند، تمايل دارند که همواره، موثر و مولد باشند. از نظر گلمن خود انگيزگی زبان سائق پيشرفت مي باشد و کوششي است جهت رسيدن به حد مطلوبي از فضيلت.
  4. همدلي شامل درک ديگران، رشد ديگران: همدلي اساس مهارت مردمي است. درک احساسات و هيجانات ديگران و به کارگيري يک عمل و واکنش مناسب، همدلي بيشتر به معني تامل و ملاحضه احساسات ديگران است نه تاييد و تحسين احساسات ديگران. شرط واکنش مناسب در مقابل ديگران درک نوع احساسات طرف مقابل مي­باشد. متخصصان هوش هيجاني معتقدند که نشانه اصلي هوشياري اجتماعي توان معمولي مي باشد.
  5. تنظيم روابط شامل تاثيرگذاري، ارتباطات، مديريت رهبري، تعارض، سرعت دادن به تغيير، برقراري پيوند، همکاري و تعاون: مهارت در اين حيطه با توانايي مشترک در کنترل هيجان و تعامل سازگارانه با ديگران همراه است. به نظر گلمن افرادي که مي خواهند در ايجاد رابطه با ديگران موثر واقع شوند بايد توانايي تشخيص، تفکيک و کنترل احساسات خود را داشته باشند، سپس از طريق همدلي يک رابطه مناسب برقرار کنند(شهایی و سجادی،1390، 42).

ج: مدل هوش هيجاني بار– آن[4]

بار- آن مفهوم هوش هيجاني را در 5 مولفه و  15 عامل تشکيل دهنده  ارائه مي کند که به شرح زير معرفي مي گردند(شهایی و سجادی،1390، 42):

الف) مولفه درون فردي که شامل موارد زیر است:

  • خود آگاهي هيجاني: ميزان آگاهي فرد از احساسات را مورد بررسي قرار مي دهيم . پي بردن به اين نکته که فرد چه احساسي دارد و چرا اين احساس در او شکل گرفته است.
  • جرات­مندی : توانايي بيان احساسات، عقايد، افکار و باورهاي خود و دفاع از حقوق خود به شيوه­اي مطلوب، که خود داراي سه بعد است: توانايي ميان احساسات (ابراز خشم, صميميت و احساسات جنسي)، توانايي بيان عقايد (بيان عقايد مخالف و اتخاذ موضع مشخص حتي با از دست دادن امتياز)، توانايي ايستادگي در برابر حقوق خود (اجازه ندادن به ديگران جهت اذيت کردن فرد و دادن امتياز- کم رو و خجالتي نيستند).
  • حرمت نفس: توانايي احترام به خود و پذيرش خود بعنوان شخصي که اساسا خوب است. شخص صاحب حرمت نفس، احساس عدم کفايت و حقارت نمي کند. پذيرش جنبه­هاي مثبت و منفي- محدوديت­ها و قابليت­های خود.
  • خود شکوفايي: توانايي شناخت توانمندي­هاي بالقوه، تلاش براي شکوفا کردن آن­ها، کسب حداکثر رشد توانايي­ها، قابليت­ها و استعدادها، تلاش براي داشتن بهترين عملکرد و بهتر کردن خود.
  • استقلال: توانايي خود کنترلي در تفکر، عمل و عدم وابستگي عاطفي، قابل اتکا در تصميم­گيري­ها و برنامه­هاي مهم، توانايي رفتار خود مختار در مقابل نياز به حمايت و حفاظت، پرهيز از ديگران براي برآوردن نيازهاي عاطفي خود (شهایی و سجادی،1390، 42).

ب) مولفه بين فردي شامل موارد زیر است:

  1. همدلي: توانايي شناخت هيجانات و عواطف ديگران، همدلي يعني ايجاد حس مشترک با يکديگر، يعني همان احساسي که ديگري به آن دست يافته است داشته باشيم. افراد همدل به ديگران توجه دارند و به نگراني و علايق آن­ها توجه نشان مي­دهند.
  2. مسئوليت اجتماعي: نشان دادن خود به عنوان عنصري سازنده، مشارکت کننده، داراي حس همکاري درگروه خويش و داراي وجدان اجتماعي .
  3. روابط بين فردي: توانايي برقراري و حفظ ارتباطات متقابل، توانايي صميميت با محبت و انتقال دوستي به شخص ديگر است (شهایی و سجادی،1390، 42).

ج) مولفه سازگاري شامل موارد زیر است:

  • حل مساله: توانايي شناسايي و تعريف مشکلات، داشتن کفايت و انگيزه براي مقابله موثر با، تعيين راه حل هاي مختلف مسئله، تصميم گيري و انجام يکي از راه حل­ها .
  • آزمون واقعيت: سنجش ميزان انطباق بين آنچه فرد تجربه کرده و آنچه واقعا وجود دارد، تلاش براي فهم امور بطور صحيح و تجربه رويدادها آن گونه که واقعا هستند بدون خيالپردازي .
  • انعطاف پذيري: توانايي منطبق ساختن عواطف، افکار و رفتار موقعيت­ها و شرايط دائما در حال تغيير، افراد موظف، افرادي فعال، زرنگ، قادر به واکنش به تغيير بدون تعصب نسبت به ايده­ها، جهت گيري ها و صبور و گشاده رو (شهایی و سجادی،1390، 42).

و) مولفه کنترل استرس شامل موارد زیر است :

  • تحمل استرس: توانايي مقاومت در برابر رويدادها و موقعيت­هاي فشار زا، پشت سر گذاشتن موقعيت­هاي مشکل­زا بدون از پاي در آمدن، اين افراد کمتر دچار نااميدي مي شوند و بحران­ها و مشکلات را بهتر مي­گذرانند.
  • کنترل تکانه: توانايي به تاخير انداختن تکانه و سائق، پذيرش تکانه هاي پرخاشگرانه، خودداربودن و کنترل خشم، اثر نداشتن اين مهارت فقدان خود کنترلي، رفتار هاي کند و غير قابل پيش بيني و آزارگري است(شهایی و سجادی،1390، 42).

[1] Mayer

[2] Solovay

[3] Goleman

[4]Bar-On

دانلود پایان نامه