ساختار مطلوب سرمایه:پایان نامه در مورد ساختار سرمایه با سودآوری بانک

دانلود پایان نامه

ساختار مطلوب سرمایه

تا بحال کسی نتوانسته است یک ساختار مطلوب سرمایه ارائه کند . در عین حال همانگونه که در مطالب گذشته اشاره شد مطالعات بسیاري براي نیل به چنین آرمانی صورت گرفته است.

بريلي و ميرز[1] (1994)چنین اظهار نموده اند که در سایه تصمیم هاي مدبرانه اي که در زمینه سرمایه گذاري اتخاذ می گردد و نه در سایه تصمیم هاي مناسب که در زمینه تامین مالی گرفته می شود، می توان به پولهاي زیادي  دست یافت. اسكات و جانسون [2]یک تحقیق پیمایشی بر روي گروهی از شرکت ها انجام دادند تا شیوه اي را که مدیران، ساختار مطلوب سرمایه را تعیین می کنند، مشخص نمایند و ببینند که آیا مدیران این مطالب را باور دارند که می توان یک ساختار مطلوب سرمایه تعیین کرد . پرسشنامه هاي این دو پژوهشگر براي مدیران مالی 1000  شرکت منتخب مجله فورچون فرستاده شد و 212 مدیر مالی به آن پاسخ دادند که درباره فرآیند تصمیم گیري، دیدگاههاي سودمندي را ارائه نمودند. نخست مدیران در این مورد توافق نظر داشتند که تصمیمات مربوط به ساختار سرمایه از اهمیت زیادي برخوردارند . به طور کلی مدیران بر این باور بودند که استفاد ه معقول از وام می تواند هزینه سرمایه شرکت را کاهش دهد ولی استفاده بیش از حد از وام، نرخ بازده مورد نظر صاحبان سهام را افزایش خواهد داد .

دوم، متداول ترین معیارهاي نسبت اهرمی عبارتند از:

  • نسبت وامهاي بلند مدت به کل سرمایه
  • توان باز پرداخت بهره
  • نسبت بدهی هاي بلند مدت به حقوق صاحبان سهام ولی هنگام محاسبه این نسبت ها اغلب از مقادیر مندرج در دفاتر(ارزش دفتري) و نه ارزش بازار استفاده می شود .

سوم، 64 درصد از مدیرانی که پاسخ داده بودند، ابراز نمودند که نسبت وام بلند مدت مورد نظر به کل مبالغ تامین شده بین 26 تا 40  درصد است و بیشتر آنها گفته اند که این عدد بین 26 تا 30 درصد می باشد . از آنجا که معمولاً ارزش بازار سهام از ارزش دفتري آنها بالاتر است، محاسبه نسبت بدهیها به ارزش بازار بسیار کمتر از مقادیري بود که با استفاده از اقلام دفتري بدست می آمد . این تحقیق پیمایشی درباره شیوه اي که گروههاي مختلف بتوانند بر تصمیمهاي مربوط به ساختار سرمایه اثر بگذارند داده هایی را ارائه نمود . داده هاي مزبور بیانگر این مطلب است که مدیران به تجزیه و تحلیلهاي داخلی که خود انجام می دهند وزن یا ضریب بیشتري می دهند، ولی مسئولان واحد اعتبارات بانک ها و سازمانهایی که شرکت ها را از نظر اعتبار رتبه بندي می نمایند نیز می توانند اعمال نفوذ زیادي بنمایند و بر تصمیمهاي ساختار سرمایه اثر بگذارند . گذشته از این، شرکت ها هنگام تعیین ساختار مطلوب سرمایه به میانگین صنعت هم توجه می کنند ولی اگر شرایط ویژه شرکت ایجاب نماید، این آمادگی را دارند که به میانگین صنعت توجه کمتري کنند . در عین حال چنین به نظر می رسد که با لا بردن ارزش شرکت در گرو دارایی هاي واقعی است . از این رو نباید انتظار داشت که با یک سري تغییرات که تنها در دارایی هاي مالی داده می شود، ارزش کل شرکت تغییر یابد(بختیاری، 1389).

 

[1] Brealey & Myers

[2]David Scott & Dana Jhonson

دانلود پایان نامه