عوامل موثر بر عملکرد کارکنان//پایان نامه درباره هوش هيجاني و اعتماد

دانلود پایان نامه

عوامل موثر بر عملکرد کارکنان

براي ارتقاء عملکرد و بهبود رفتارهاي کارکنان، به نحوي که به موفقيت سازمان منجر شود بايد عوامل موثر بر عملکرد و رفتار را بشناسيم و آن‌ها را مديريت کنيم. بعضي از مهم‌ترين عوامل اثرگذار بر عملکرد کارکنان سازمان‌ها عباتند از:

  • استعداد: استعداد يک آمادگي زمينه‌اي در افراد براي موفقيت در بعضي نقش‌ها و شغل‌ها است. استعداد را در سنين بزرگسالي فقط مي‌توان کشف کرد، پرورش داد، به فعليت در آورد و در مسير مناسب به کار انداخت. يکي از وظايف حساس و تعيين کننده‌ي مديران در مسير ارتقاء عملکرد کارکنان اين است که استعددهاي آنان را جست و جو و کشف کنند و وظايف و نقش‌ها را به نحوي به کارکنان تخصيص دهند که حداکثر تناسب بين آن‌ها تامين شود؛
  • دانش و مهارت: دانش و مهارت، برخلاف استعداد، حتي در سنين بزرگسالي قابل يادگيري است. دانش و مهارت مکمل استعداد است و عملکرد افراد در مشاغل و وظايف محوله را به نحوي محسوس بهبود مي‌بخشد. آموزش و توسعه دانش و مهارت‌هاي کارکنان از مهم‌ترين تواناسازهاي سازمان‌ها است. در همه‌ي مدل‌هاي جامع تعالي سازماني، سهم زيادي براي آموزش کارکنان به عنوان يک تواناساز مهم که بر عملکرد کارکنان و از طريق آن‌ها بر عملکرد و تعالي سازمان‌ها موثر است در نظر گرفته شده است (قربانزاده، 1392)؛
  • فرصت: همه‌ي ما براي نمايش دادن استعدادها و توانايي‌هاي‌مان و براي استفاده موثر از دانش و مهارت نياز به فرصت و مجال داريم. اين فرصت هم از جنس زمان است، به اين معني که کارکنان نياز به وقت کافي دارند تا عملکردهاي مورد نظر را بروز دهند و هم از جنس اختيار است به اين معني که بايد به کارکنان اعتماد کرد و به آن‌ها اختيارات لازم را متناسب با مسئوليت‌ها و صلاحيت‌هاي‌شان تفويض کرد؛
  • منابع و امکانات: منابع و امکانات، تجهيرات و ابزار و اطلاعات، چنان چه به ميزان لازم و کافي و با کيفيت و در زمان مناسب در اختيار کارکنان قرار گيرد مي‌تواند تسهيل‌گر رفتارها و عملکردهاي مطلوب آن‌ها باشد؛
  • انگيزه: انگيزه و اشتياق براي انجام کار و دست‌يابي به اهداف به ويژه در سازمان‌هاي ايراني، از مهم‌ترين عوامل تعيين کننده سطح کم و کيف عملکرد کارکنان است. انگيزه‌ها، چرايي رفتار هستند. اگر انگيزه کارکنان براي انجام کاري پائين باشد عملکرد آن‌ها درست مشابه وقتي فاقد استعداد يا دانش و مهارت کافي باشند، لطمه خواهد خورد؛
  • هدف و برنامه: هدف هم در زندگي شخصي و هم در زندگي شغلي مي‌تواند تلاش، انرژي و انگيزه افراد را متمرکز و به اين ترتيب بر سرعت و موفقيت آن‌ها بيفزايد. فقدان هدف يا فقدان اهداف روشن و صريح موجب پراکنده شدن انرژي و منابع مي‌شود؛
  • مثبت انديشي، پايداري و پشتکار: پشتکار و مثبت انديشي کمک مي‌کند تا کارکنان در مسير اجراي برنامه‌ها و دست‌يابي به اهداف، کار را با انرژي و اشتياق آغاز کنند، ادامه دهند و به سرانجام برسانند. افرادي که مثبت انديش نيستند و پشتکار لازم را ندارند، معمولاً کارها را خوب شروع مي‌کنند اما خوب به سرانجام نمي‌رسانند. زندگي شخصي و شغلي چنين افرادي پر از کارهاي ناتمام و پروژه‌هاي شکست خورده است (ابوالعلايي، 1389).

 

 

دانلود پایان نامه