مالیه رفتاری:پایان نامه واكنش بازار سهام به اخبار سود

دانلود پایان نامه

         مالیه رفتاری

مطالعات جنبه های رفتاری بازار کارا اوراق بهادار را مالیه رفتاری می نامند،مالیه رفتاری مطالعه چگونگی تفسیر افراد از اطلاعات برای اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری آگاهانه می باشد. علاوه بر تعریف فوق به نظر تالر مالیه رفتاری نوعی رفتار روشنفکرانه که مدعی است ” گاهی اوقات برای یافتن راه حل هایی در پاسخ به معمای تجربی، لازم است این احتمال را بدهیم که برخی از عوامل در اقتصاد ، به طور کاملا عقلایی عمل نمی کنند “.

در تئوری بازار کارا فرض می شود تصمیم گیرندگان کاملاً عقلایی عمل می کنند و همیشه به دنبال بیشینه کردن ارزش مورد انتظار هستند. به عبارت دیگر دو پایه اصلی در پارادایم سنتی مالی، عقلانیت کامل عوامل و تصمیم گیری های مبتنی بر بیشینه سازی مطلوبیت مورد انتظار است.در حالی که در مالیه رفتاری عنوان می شود که برخی پدیده های مالی را احتمالاً با بکارگیری مدل هایی که در آن ها برخی عوامل موجود در اقتصاد کاملاً عقلایی نیستند، درک کرد.مالیه رفتاری شامل دو حوزه اساسی است: روانشناسی شناختی[1] و محدودیت در آربیتراژ[2].

 

الف) روانشناختی و فرایندهای تصمیم گیری شهودی

تصمیم گیری های شهودی اشاره به قواعدی دارد که در آن افراد تصمیمات پیچیده را در محیط های نامطمئن اتخاذ می کنند؛ تصمیم گیری یک فرایند کاملاً عقلایی و با توجه به تمامی اطلاعات نیست، بلکه تصمیم گیرنده میان برهای ذهنی[3] را در این فرایند به کار می برد (تیورسکی و کاهنمن، 1974).

دلایل عملی کاملاً موجهی برای فرایندهای شهودی وجود دارد، مخصوصاً وقتی که زمان تصمیم گیری محدود باشد. محققين در روانشناسي بيان مي كنند كه بسياري از قواعد تصميم گيري شهودي ريشه در تكامل انسان دارد(باروو، 1992). با اين حال بسياري از تصميم گيري هاي شهودي مي توانند منجر به تصميم گيري هاي غير بهينه شوند. نمونه هايي از محدوديت هاي ناشي از قواعد شهودي عبارتند:

نمايندگي: اشاره به تمايل تصميم گيرنده به اتخاذ تصميمات بر اساس چارچوب ها دارد كه درآن سرمايه گذار تصور  مي كند وقايع اخير در آينده نيز تكرار مي شود. در بازارهاي مالي اين پديده را مي توان در مواقعي ملاحظه كرد كه سرمايه گذاران در پي خريد سهام پربازده هستند و مي خواهند از سهامي كه اخيراً‌ بازده ضعيفي داشته است پرهيز كنند هم چنين اين رفتار مي تواند، تبعيني براي رفتار بيش از حد سرمايه گذار شود. به عنوان مثال افراد به هنگام ديدن يك صحنه تصادف يا به سرقت رفتن اموال يكي از آشنايان، احتمال وقوع حوادث مذكور را بيش از واقع برآورد مي كنند.

فرااطمينان: منجر به مبادله بيش از حد مي شود. شواهدي وجود دارد كه تحليل گران مالي ارزيابي قبلي خود از شركت را به كندي تغيير مي دهند، حتي اگر شواهد قابل توجهي در باره ارزيابي نادرست آن ها ارائه شود.

واكنش كند: واكنش كند وقتي بروز مي كند كه ديدگاه توسط مشاهدات اخير تثبيت شود. اين امر مي تواند باعث شود كه سرمايه گذاران انتظار داشته باشند كه يك سهم در يك دامنه تعريف شده اي مبادله خواهد شد و يا عايدات شركت از روند تاريخي برخوردار خواهد بود.

سفسطه قمار بازان: وقتي به وجود مي آيد كه افراد به طور نادرستي پيش بيني كنند كه در پديده ها يك روند برگشت به ميانگين وجود دارد. اين گرايش موجب مي شود كه سرمايه گذاران پايان يك بازده خوب يا بد را در بازار پيش بيني كنند. سفسطه قمار بازان همان مفهوم برگشت رگرسيون به ميانگين است.

اريب در دسترس بودن: وقتي ظاهر مي شود كه مردم وزن بيشتري به اطلاعات قابل دسترس در تصميم گيري بدهند(تلنگي 1383).

 

ب) محدودیت در آربیتراژ و نظریه انتظارات

نتیجه پذیرش فرضیه بازار کارا این است که قیمت های اوراق بهادار برابر ارزش ذاتی شان هستند به عبارت دیگر قیمت هایی که توسط عوامل عقلایی تنظیم شده اند، صحیح هستند. بر اساس رویکرد مالیه رفتاری، برخی ویژگی های قیمت دارایی ها به عنوان انحراف از ارزش ذاتی تفسیر می شوند و عنوان می شود که علت این انحراف وجود سرمایه گذاران غیر عقلایی در اقتصاد است. طرفداران فرضیه بازار کارا عنوان می کنند چنین شرایطی برای سرمایه گذاران عقلایی یک فرصت جذاب به حساب می آید و بنابراین این سهم را خریداری و همزمان با این خرید یک سهم “جانشین” را به منظور مصون کردن این موقعیت فروش استقراضی می کنند. در نتیجه تقاضای ایجاد شده برای این سهم باعث رسیدن قیمت به ارزش ذاتی می شود. این استدلال به نظر درست می رسد ولی باید مورد تحقیق و بررسی نظری قرار گیرد؛ در اصل این ادعا مبتنی بر دو ادعا است.

نخست به محض این که انحرافی از ارزش ذاتی مشاهده می شود یک فرصت جذاب برای سرمایه گذاری به وجود می آید. دوم، سرمایه گذاران عقلایی به سرعت از این فرصت استفاده می کنند و باعث تصحیح این قیمت گذاری اشتباه می شوند. مالیه رفتاری با قسمت دوم این استدلال مخالفتی ندارد؛ زمانی که فرصت جذابی برای سرمایه گذاری به وجود می آید، شکی نیست که مورد بهره برداری قرار می گیرد، مالیه رفتاری قسمت اول این ادعا را رد می نماید. چرا که سرمایه گذاران منطقی به دنبال حداكثر كردن بازده مورد انتظار خود هستند و هرگز به دنبال این نيستند که تاثیر سرمایه گذاران غیر منطقی را خنثی کنند، زیرا آنها به صورت منطقی با ریسک ایجاد شده توسط سرمایه گذاران غير منطقی ارتباط دارند، و چنانچه بخواهند ریسکی که سرمایه گذاران غیر منطقی تحمیل می کنند خنثی کنندخود درگير ريسك مي شوند. این ریسک را می توان به دو دسته، ریسک معامله گران اختلال زا و ریسک مدل تقسیم نمود. منظور از ریسک معامله گران اختلال زا این است که قیمت گذاری اشتباه که مورد بهره برداری آربیتراژ کنندگان قرار گرفته است در کوتاه مدت بدتر می شود (دیلونگ و دیگران 1990). حتی اگر فرض کنیم سهامی که فروش استقراضی می شود جانشین کاملی برای سهام خریداری شده باشد، آربیتراژ کنندگان هنوز با این ریسک مواجهند که سرمایه گذاران بدبینی که باعث کم ارزش شدن این سهم شدند، بازهم بدبین تر شوند که این باعث می شود قیمت این سهم بازهم پایین تر نیز برود. البته در بلند مدت انتظار می رود قیمت ها به سمت ارزش ذاتی هم گرا شوند، بنابراین آربیتراژ کنندگان در بلند مدت نگرانی کمی در مورد ریسک معامله گران اختلال زا دارند. ریسک معامله گران اختلال زا به این دلیل مهم است که بیشتر آربیتراژ کنندگان افق زمانی کوتاه مدت دارند نه بلند مدت. دلیل داشتن افق زمانی کوتاه مدت این است که بسیاری از آربیتراژ کنندگان مانند مدیران حرفه ای پورتفوی، منابع مالی خود را مدیریت نمی کنند بلکه منابع مالی دیگران را مدیریت می کنند؛ این ویژگی نمایندگی باعث می شود سرمایه گذارانی که فاقد دانش تخصصی برای ارزشیابی استراتژی های آربیتراژ کنندگان هستند، مدیر پورتفوی را براساس بازدهی که بدست می آورد ارزیابی کنند(باربِریز و تالر 2001).

[1]Cognitive Phycology

[2] Limit To Arbitrage

[3] Mental Shortcuts

دانلود پایان نامه