مدیریت زنجیره تأمین-پایان نامه درباره برنامه ریزی منابع سازمانی

دانلود پایان نامه

دلایل نیاز مدیریت زنجیره تأمین

در گذشته، اکثر سازمان‌ها کمتر زنجیره‌های تأمین خود را مدیریت می‌کردند. در عوض تمایل داشتند که بر روی عملیات خودشان و بر روی تأمین کنندگان بلافصل خودشان تمرکز کنند. هرچند که، چند عامل مدیریت زنجیره تأمین را برای سازمان‌های تجاری­ای که زنجیره تأمین خود را به طور فعال اداره می‌کنند مطلوب می‌سازد. عوامل عمده عبارتند از:

1- نیاز به بهبود عملیات: در طول دهه گذشته بسیاری از سازمان‌ها فعالیت‌هایی مانند تولید ناب و مدیریت کیفیت جامع را انجام می‌دهند. در نتیجه آن‌ها قادر خواهند بود که کیفیت بهبود یافته­ای را کسب کرده و در عین حال مقدار زیادی از هزینه‌های اضافی خارج از سیستم خود را از بین ببرند. اگرچه هنوز جایی برای بهبود وجود دارد. اکنون فرصت به طور عمده در تهیه و تدارک، توزیع و پشتیبانی – زنجیره تأمین وجود دارد.

2- افزایش سطح منبع یابی از خارج[1]: سازمان‌ها در حال افزایش سطوح منبع یابی از بیرون خود هستند؛ یعنی خرید کالا و خدمات به جای تولید یا فراهم کردن آن‌ها توسط خود سازمان­ها. همانطور که سطح منبع یابی از خارج افزایش می­یابد سازمان­ها حجم زیادی از وقت و هزینه خود را بر روی فعالیت­های مربوط به عرضه (پوشاندن، بسته بندی، جابجا کردن، بارگذاری، بارگیری و تنظیم) صرف می­کنند. مقدار زیادی از این هزینه و زمان بر روی این فعالیت­ها و سایر فعالیت­های نامربوط که ممکن است غیر ضروری باشند، صرف می­شود.

3- افزایش هزینه حمل و نقل: هزینه­های حمل و نقل در سرتاسر جهان در حال افزایش هستند و لازم است تا مدیریت دقیقی بر روی آن­ها صورت گیرد.

4- فشارهای رقابتی: فشارهای رقابتی به تعداد فزاینده­ای از محصولات جدید، دوره­های ایجاد و توسعه محصول کوتاهتر و تقاضای فزاینده برای سفارش سازی هدایت شده است. علاوه بر این، اتخاذ استراتژی­های پاسخگویی سریع و تلاش برای کاهش زمان تحویل نیز از این دسته فشارها هستند.

5- جهانی شدن: گسترش جهانی شدن طول فیزیکی زنجیره­های تأمین را توسعه می­دهد.

6- اهمیت فزاینده تجارت الکترونیک: اهمیت در حال افزایش تجارت الکترونیک ابعاد جدیدی را به خرید و فروش تجاری افزوده و چالش­های جدیدی را فراهم کرده است.

7- پیچیدگی زنجیره­های تأمین: زنجیره­های تأمین پیچیده هستند، آن­ها پویا بوده و عدم اطمینان­های ذاتی بسیاری به همراه دارند که می­تواند بر زنجیره تأمین تأثیر معکوس داشته باشد. مانند پیش بینی­های نادرست، تحویل­های دیر، کیفیت غیر استاندارد، از کار افتادگی تجهیزات و سفارش­های تغییر یافته یا لغو شده.

8- نیاز به اداره کردن موجودی­ها: موجودی­ها در موفقیت و شکست زنجیره تأمین نقش عمده­ای ایفا می­نمایند، به طوری که هماهنگ کردن سطح موجودی در سرتاسر زنجیره تأمین امر بسیار مهمی به شمار می­رود. کمبودها می­توانند جریان به موقع کارها را مختل نموده و اثرات نامطلوبی بر عملکرد زنجیره تأمین داشته باشد، در حالی که موجودی­های اضافی هزینه­های غیر ضروری را افزایش می­دهند. این امر که در بخشی از زنجیره تأمین کمبود موجودی داشته باشیم و در بخش دیگر موجودی اضافه باشد غیر عادی نمی­باشد (فیض آبادی، 1389، 49).

2-1-8) حوزه عملکرد زنجیره تأمین

در بازار رقابتی و متنوع امروزی برای تولید و عرضه یک کالا در صورت استفاده از زنجیره تأمین به تجربه ثابت شده است که باید آن را در پنج حوزه اصلی و تعیین کننده که به نام پنج محرّک اصلی زنجیره[2] از آن­ها یاد می­شود اِعمال نمود. لازم به ذکر است که در اعمال زنجیره تأمین توجه اصلی به محرک­های پنج‌گانه به صورت همزمان و در ارتباط با یکدیگر بوده و تقدم و اولویتی در بین آن­ها نیست و شرکت­ها، سازمان­ها و صنایع مختلف با تصمیم گیری در خصوص پنج عامل 1- تولید، 2- موجودی، 3- موقعیت و محل، 4- حمل و نقل و 5- اطلاعات، قابلیت­های زنجیره تأمین خود را تعریف می­نمایند که دستیابی به قابلیت­های مورد نیاز زنجیره تأمین از طریق مدیریت آن­ها حاصل خواهد شد.

[1] INCREASE OUTSOURCING LEVEL

[2] supply chain drivers

دانلود پایان نامه