مزیت رقابتی پایدار//پایان نامه درمورد عملکرد شرکت و بازارگرایی

مزیت رقابتی پایدار

مفهوم مزیت رقابتیSCA))[1] پایدار درسال 1984 وزمانی مطرح شد که دی[2] استراتژی های حفظ مزیت رقابتی را تبیین کرد.این اصطلاح به صورت جدی ور سال1985 از سوی پورتر ودرچهارچوب انواع استراتژي های رقابتی (رهبری هزینه، تمرکز وتمایز) برای رسیدن به مزیت رقابتی بلندمدت مطرح شد. علیرغم این موضوع، پورتر تعریف رسمی درباره ی مزیت رقابتی پایدار ارائه نکرد. بارنی( 1991 ) نزدیک ترین تعریف را به این صورت مطرح کرد که مزیت رقابتی پایدار عبارت است از تداوم فواید اعمال استراتژی های خلق ارزش منحصر به فرد و به شکل غیر هم زمان با رقبای بالقوّه و موجود که قادر به نسخه برداری از این فواید نیستند. مزیت رقابتی پایدار به تلاش بنگاه در ایجاد و حفظ مزیت برای دوره ی زمانی بلندمدت مربوط می شود . بر اساس مطالعه ی پنکیج[3] مزیت رقابتی پایدار متأثر از سه عامل: اندازه ی بازار هدف، دستیابی بیشتر به منابع و مشتریان ، و محدودیت در اختیارات رقب ا است . به طورکلی، بنگاهی می تواند مزیت رقابتی پایدار ایجاد کند که مدیران آن ، استراتژی خود را بر اساس ویژگی هایی اعمال کنند که به راحتی قابل کپی شدن نیستند(راسخی وذبیحی،1387). پیتراف[4](1993) چهار عامل را برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار ضروری می داند: منابع(ناهمگنی در صنعت)، محدودیت های آتی رقابت، تحرّک ناقص منابع و محدودیت های موجود  برای رقابت (2006 (Strand,.

 

2-4-3)استراتژي‌هاي عمومي (ژنريك)[5] پورتر

استراتژی های عمومی پورتر عبارتند از عبارتند از رهبري هزينه، تمايز و تمرکز که در ادامه به شرح هرکدام پرداخته می شود:

رهبري هزينه : استراتژي رهبري هزينه مستلزم آن است كه يك شركت در كسب و كار خود كمترين هزينه را داشته باشد. يك رهبر هزينه مي‌تواند با كمترين هزينه عملياتي ووارايه قيمت‌هاي متوسط در صنعت، سودآوري بالاتر از ميانگين به دست آورد. رهبري هزينه به معني رهبري قيمت‌ها نيست. در اين استراتژي حداكثر كردن حاشيه سود هدف اصلي است. در صورتي كه در بازار،  خريداران قدرت چانه‌زني بالايي داشته باشند، يك رهبر هزينه نسبت به شركت رقيب كه داراي هزينه بالاتري است، بهتر مي‌تواند واكنش نشان دهد. براي كاهش شديد هزينه‌ها در يك صنعت، رهبر هزينه ممكن است در صورت بالا بودن سطح تقاضا با استفاده از توليد انبوه و نيز افزايش تجربه و مهارت به اين امر نايل گردد. كاهش شديد هزينه‌ها خود عاملي براي جلوگيري از ورود تازه‌واردها مي‌باشد. با اين حال مشكلات اساسي به شرح زیردر تغيير استراتژي رهبري هزينه وجود داردکه عبارتند از:

رهبري هزينه اغلب با رقابت در بخش‌هایي از بازار كه خواهان قيمت پايين مي‌باشند، اشتباه گرفته مي‌شود. پورتر وديگران در ارايه اين استراتژي شركت‌هایي را مدنظر دارند كه در بازارهاي حساس به قيمت فعاليت می كنند. كجا رقابت كردن معمولاً با چگونه رقابت كردن در هم آميخته مي‌شود. همچنین استراتژي رهبري هزينه كه در آن محصولي با قيمتي متوسط و يا كم به مشتري ارایه مي‌شود، اغلب به سهم متوسطي از بازار مي‌انجامد. برخی موارد نیز به صورت غلط كمترين هزينه‌ها با كمترين قيمت‌ها به جای هم به کار می رود. در صورتي كه رهبري هزينه با قيمت‌هاي پايين بخواهد رقابت كند در اين صورت قادر به اعمال قيمت‌هاي متوسط نخواهد بود.

[1] Sustainable Competitive Advantage(SCA)

[2]  Day

[3] Pankaj

[4] Peteraf

1)Generic Strategies