نظام دهی برنامه ریزی استراتژیک-پایان نامه مدل استراتژيک برای جاذبه گردشگری

نظام دهی گوناگون برنامه ریزی استراتژیک جهانگردی

برنامه ریزی برای جهانگردی بطور کلی عبارت است از آمیزش آگاهانه ایده ها، تئوری ها و مدل هایی که برای توصیف، تشریح و پیش بینی یک فرآیند و پیامد های مورد انتظار از آن، مورد استفاده قرار می گیرد. این آمیزش به عنوان فعالیت علمی مشخصی که یک بدنه معرفتی ویژه و یک رویکرد فنی نظام دار لازم دارد در برنامه ریزی توسعه، تخصصی نسبتا نوین است. و برای پالایش آن به خصوص در تجزیه و تحلیل و کنترل اثرات فرهنگی – اجتماعی اقتصادی و محیطی و شناخت اشکال نوین توسعه آن هنوز تحقیقات و آزمایشات زیادی لازم است. باید تصدیق کرد که کاربرد های اخیر تئوری سیستم ها به عنوان روشی در بدست آوردن شناختی یکپارچه از جهانگردی، تحت یک رویکرد برنامه ریزی سیتمی بسیار مؤثر بوده است، اما از نظر عملی، ممکن است اجرای آن مشکل باشد. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، که منابع انسانی، مالی و فیزیکی آنها در سطح بسیار مطلوبی قرار دارد، اهمیت برنامه ریزی بلند مدت و همه جانبه برای جهانگردی روزبروز بیشتر شده است. در این گونه کشورها نیاز برای یک جریان برنامه ریزی کاربردی که ریشه در توری سیتم ها داشته باشد کاملاٌ محسوس است.

در مورد جمهوری اسلامی ایران به نظر می رسد برای دستیابی به توفیق بیشتر لازم است به جای استفاده از مدل های سنتی برنامه ریزی و یا توسل به شیوه های پیچیده، کانون توجه خود را به بهسازی استراتژی های برنامه ریزی به صورتی که با موقعیت کشور ما سازگاری داشته باشد معطوف نماییم.

برای انجام این امر، یک توصیه مباحثه کارشناسانه با جهت گیری برنامه ریزی است. این رویکرد شامل تعامل چهره به چهره بین عناصر کلیدی تهیه یک برنامه است. و در مقابل آن نظام برنامه ریزی ای قرار داد که بر اساس آن از کارشناسان یا مشاوران خواسته می شود که برنامه مورد نظر خودشان را درباره آنچه که جامعه باید برای توسعه جهانگردی انجام دهد ارائه نمایند. کاربرد این روش مسئولان برنامه جهانگردی در برخی کشورهایدر حال توسعه را در تعیین راههای برون رفت از تنگناهای بحرانی، استفاده مطلوب از فرصت ها، حل مسائل جاری، تعیین ماًموریت و سازمان مند سازی ایده های مشاوران در یک برنامه واقعی یاری نموده است.

هر چند نمونه های ، جوامعی که از این نظام برنامه ریزی استراتژیک بهره گرفته اند زیاد نیست، اما سوابقی وجود دارد که نشان می دهد این رویه در هر کجا که برنامه ریزی جهانگردی بکارگرفته شده، موفق بوده است.

اگرچه برنامه ریزی جهانگردی تابع تغییرات بخش های مختلف است، معهذا فرآیند اساسی آن مشابه برنامه ریزی در سایر بخش ها است. در میان انواع مختلف برنامه ریزی، استراتژیک مناسب ترین روش برنامه برنامه ریزی جهانگردی است.

برنامه ریزی استراتژیک یک فرآیند ایستا نیست، بلکه همچنانکه اندازه و ساختار سازمان ملی جهانگردی تغییر می کند، تکامل می یابد.

اگرچه پاسخ دقیق به توفیق همه ی برنامه ریزی های استراتژیک نیاز به تحلیل هزینه و فایده دارد معهذا، اعتقاد عمومی برآنست که حتی علیرغم غیر ملموس بودن توفیق، ارزش انجام دارند.

بسیاری از نویسندگان مدل هایی برای توصیف فرآیند ساخته اند. یکی از مهمترین آنها مدل Glueck است در این مدل چهار عنصر اصلی فرآیند مدیریت استراتژیک: شناخت و تحلیل، اجرا، ارزشیابی وجود دارند.

در آغاز اهداف و استراتژی هایی قرار دارند که بهم مرتبط هستند. شناخت این ارتباط طراحی فرآیند را میسر می سازد. در حالیکه فرآیند در جریان عمل است، عناصر آن مورد ارزیابی قرار می گیرند و پس از اینکه این ارزشیابی استراتژیک کامل شد در صورت لزوم در آنها تجدید نظر می شود. در این مدل محیط برای فرصت ها و تهدیدها با دقت بررسی می شود، و قوت ها و ضعف ها مطمع نظر قرار می گیرند.این دو دسته با هم تطبیق داده می شوند تا یک ایده تکامل یافته یکتا از صلاحیت های مجزا و فواید رقابت آمیز ماموریت و فعالیت های سازمان ملی جهانگردی تهیه شود. پس از این تحلیل، می توان گزینه های استراتژی های مناسب را در نظر گرفت و انتخاب کرد. استراتژی انتخاب شده بوسیله ی رهبران( معمولاٌ مدیران) اجرا می شود و استراتژی بخش های قابل مدیریت به اجزاء ساده تر شکسته می شوند. خط مشی ها و نقشه های اجرایی نتیجه شده موجب نظارت و کنترل مؤثر می شود. هر گونه تغییر ساختاری که لازم است انجام می شود و استراتژی به اجرا در می آید. پس از اجرا، استراتژی ارزشیابی می شود تا مشخص شود که هدف ها تحصیل شده اند یا نه، و انجام هر گونه تجدید نظر یا عمل اصلاحی لازم، تحقق می یابد.