نظریه های حضور زنان در مدیریت- پایان نامه در مورد آسیب شناسی مدیریت زنان

دانلود پایان نامه

نظریه های حضور زنان در عرصه مدیریت:

۱- نظریه منطقه حائل

همچنانکه وجود تحرک زیاد پیرامون مرز میان کارگران یدی و غیر یدی می تواند مانع تحرک گسترده تر شود ، تجمع زنان در کارهای ساده منطقه حائلی است که جلوی تحرک اجتماعی آنان را می گیرد و درون هر طبق زنان سطوح پایین تر را اشغال می کنند و نقش حائل در برابر تنزل مردان را بازی می کنند .

۲- نظریه تحرک وارونه (موازنه منفی )

با تخصصی شدن کارها و سطح بوروکراسی و ورود تکنولوژی پیشرفته ، تحصیلات مسیر تحرک اجتماعی را مشخص می کند و ارتقا شغلی درون نسلی چندان اهمیتی ندارد ، یعنی امروزه زنان با کسب صلاحیت های تحصیلی می توانند در بازار کار جابه جایی داشته باشند و تحرک درون نسلی را به طور سنتی موجب جایگزینی پسران به جای پدران در مشاغل مدیریتی می شد ، از اعتبار ساقط نمایند .

۳- نظریه سقف شیشه ای

یکی از موانع فرضی که بر سر راه مدیران زن برای دستیابی به مقاطع عالی شغلی در بخش های خصوصی ، دولتی و یا سیاسی در سراسر دنیا وجود دارد ، سقف شیشه ای است . سقف شیشه ای اصطلاحی است که در دهه ۱۹۷۰ در امریکا برای توصیف موانع تصنعی نامرئی ناشی از تعصبات و تبعیضات سازمانی و دیدگاهی ابداع شد ، موانعی که در عمل زنان را از رسیدن به مناصب و موقعیت های شغلی باز می دارد .

مطالعات انجام شده نشان می دهد سقف شیشه ای ، بسیاری از زنان را از بالا رفتن به سوی پست های مدیریتی باز می دارد ؛ “سقف شیشه ای ” نگرش ها و تعصبات منفی است که مانع از ان می شود که زنان و گزوه های اقلیت ورای یک سطح خاص در سلسله مراتب سازمانی بروند .

۴- نظریه انسداد اجتماعی Social Closure

مردان با بهره گیری از انسداد اجتماعی راه زنان را به سوی مشاغلی که دارای بالاترین منزلت است را سد می کنند و طبقات ممتاز شغلی را در دست خود نگه می دارند .

۵- نظریه جامعه پذیری نقش های جنسیتی

در نظریات تئوری پردازان بزرگی چون پارسنز نیز می بینیم ، توجه به زن به عنوان موجودی که تنها وظایف خاص مادری برایش در نظرگرفته شده ، می باشد .

۶- نظریه های جنسیتی فمینیستی

فرض اصلی در نظریه های جنسیتی این است که موقعیت زنان در بازار کار و خانه و خانواده با یکدیگر مرتبط و جزئی از نظام کلی اجتماعی است که در آن ، زنان تابع مردانند .

یک موضوع کلیدی در تئوری های جنسیت ، اختصاص کار خانگی ( به ویژه مراقبت کودک ) بر عهده زنهاست . گفته می شود که مردها به منزله افراد حقیقی و نه جنس مذکر از کیفیت صحیح مدیریتی برخوردار هستند و در مقابل ، زنان در جایگاه مدیریت ، درست به این دلیل که زن هستند و نه افراد حقیقی فاقد کیفیت های مورد نیاز برای مدیریت توصیف می شوند . از این طریق مردان افرادی حقیقی و مدیرانی جنسیت خنثی هستند ، اما زنان مدیرانی جنسیتی توصیف می شوند (منبع : اقتباس از فاطمی صدر ، ۱۳۸۰).

دانلود پایان نامه