نظریه های کارایی:/پایان نامه درباره کارایی مدارس کاردانش

دانلود پایان نامه

خلاصه ای از سایر نظریات کارایی از نظرصاحبنظران در کتاب فرهنگی و همکاران (1384) تحت عنوان نظريه پردازان و مشاهير مديريت، در زیر آورده شده است :

 

 

2-12-2- کارایی از نظر هنری گانت[1]

هنری گانت از دانشمندان معاصر با تیلور است و همکاری نزدیک و مشترکی را نیز با یکدیگر داشته‌اند.

نظریات آنها از جنبه‌های مختلف مشابه یکدیگر است، اما تأکید گانت بر روی مسائلی چون عناصر انسانی در سازمان بیشتر بوده است. زیرا او به جنبه روانی کار و کارکنان و همچنین به درجه کارایی انفرادی آنها توجه خاصی معطوف داشته است. وی در مورد شناخت ارزش واقعی عناصر انسانی که در پژوهشهای وی دیده می‌شود، به این نتیجه رسیده بود که اثرات انجام کار صحیح در نزد کارکنان حاصل انگیزه‌های خودآگاه درونی آنهاست و معتقد بود که اگر در سازمانها مبادرت به ایجاد کاری جدید گردد، بایستی کارگران را به کار جدید گمارد که در آنها انگیزه به کار جدید به ‌وجود آید تا بتوانند به‌ خاطر دریافت پاداشهای بیشتر تا جایی که امکان دارد کوشش نمایند تا کار را به ‌خوبی انجام داده و در کار خود موفقیت کسب کنند. به ‌طور کلی شناخت و تشخیص انگیزه‌های کارکنان در نزد هنری گانت بیشتر از جنبه‌های اقتصادی و مادی سرچشمه گرفته‌ بود. اثرات‌ با ارزش‌ هنری‌ گانت در مورد ایجاد زمینه‌ شناخت‌ انگیزه‌های‌ کارگران‌ و روحیه‌ آنان‌ با محیط‌ کار برای‌ اولین‌ بار توسط‌ این‌ دانشمند عرضه‌ گردیده‌ است.

2-12-3- کارایی‌ از نظر‌ هنری‌ دنیسون[2]

هنری‌ دنیسون‌ نیز یکی‌ از دانشمندان‌ معاصر تیلور است. پژوهشهای‌ این‌ دانشمند در درون‌ مکتب‌ مدیریت‌ علمی‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌ و آن‌ را جزء مکتب‌ مدیریت‌ علمی‌ و یا کلاسیک‌ می‌شناسند. اما از چند جهت مهم‌ بر زمینه‌ و مبنای ریشه‌ای‌ مکتب‌ روابط‌ انسانی‌ یا نئوکلاسیک‌ به‌ حساب‌ آورد. زیرا وی‌ اعتقاد داشت‌ تنها تمرکز فکر پژوهشی‌ بر روی‌ جنبه‌های‌ مادی‌ صحیح‌ نیست، بلکه‌ بایستی‌ بر روی‌ حیات‌ و درون‌ کارگران‌ بیشتر تأمل‌ و تعمق‌ کرد، زیرا تنها جنبه‌های‌ اقتصادی، تحریک ‌کننده‌ کارکنان‌ به‌ کار نیست. وی‌ همچنین‌ اعتقاد داشت‌ که‌ رفتار کارکنان‌ تابعی‌ از انگیزه‌های‌ نا محدود آنهاست‌ و رفتار آنها در محیط‌ کار بر روی‌ جنبه‌های‌ فیزیکی‌ و یا مادی‌ محیط‌ اثرگذار نیست.

2-12-4- کارایی‌ از نظر فرانک‌ و لیلیان‌ گیلبرت

فرانک‌ گیلبرت‌ و همسرش‌ دو دانشمند معاصر فردریک‌ تیلور به‌ شمار می‌روند.

اگرچه‌ از نقطه ‌نظر دید پژوهشی‌ تشابه‌ خاصی‌ را با پروژه‌های‌ تحقیقی‌ تیلور پیدا کرده‌اند، اما نظریه‌ آنها در مورد عناصر انسانی‌ همان‌ نظریه‌ هنری‌ گانت، در مورد روحیه‌ و انگیزش‌ کارکنان‌ است. بدین‌ جهت‌ این‌ دو دانشمند، جنبه‌های‌ پژوهشی‌ خود را بیشتر صرف‌ خصوصیت‌ روانی‌ کارگران‌ کرده‌اند و معتقد بودند خلاقیت‌ فکری‌ و توان‌ جسمی‌ کارکنان‌ که‌ حاصل‌ روحیه‌ قوی‌ در جهت‌ ازدیاد تولید است، بستگی‌ مستقیم‌ به‌ کاربرد شیوه‌های‌ علمی‌ و ابزار مکانیکی‌ کار دارد. بدین ‌معنی‌ که‌ تولید پدیده‌ای‌ است‌ که‌ از توانایی، فرصت‌ و خصوصیات‌ متناسب‌ محیط‌ فیزیکی‌ محل‌ کار متأثر می‌گردد و با بررسیهای‌ مداوم‌ در طرز حرکات‌ دست‌ و بدن‌ کارگران‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ این‌ حرکات‌ به‌ منظور حذف‌ حرکات‌ زائد، جلوگیری‌ از خسته ‌شدن‌ کارگران‌ و افزایش‌ کارایی‌ هر کارگر، رعایت‌ اصل‌ صرفه‌جویی‌ در حرکات‌ را ارائه‌ کند.

 

2-12-5- کارایی‌ از نظر‌ ماکس‌ وبر

بخش‌ عمده‌ نظریه‌ کلاسیک‌ مربوط‌ به‌ سازمان‌ را می‌توان‌ در نوشته‌های‌ ماکس‌ وبر یافت. او اولین‌ نظریه‌ جامع‌ در مورد سازمانهای‌ بوروکراتیک‌ را ارائه‌ داد و در واقع‌ وبر به‌ جای‌ استفاده‌ از سازمان‌ از لغت بوروکراسی‌ استفاده‌ کرد و منظور وی‌ از این‌ کار ایجاد نظم‌ ایده‌آل‌ برای‌ ساختار رسمی‌ بود. به ‌نظر او هر چه‌ سازمان‌ بتواند از لحاظ‌ وظایف‌ مشخص‌ شغلی، نظارت‌ مربوط‌ به‌ هماهنگی، فنون‌ مربوط‌ به‌ کنترل‌ و برنامه‌ رسمی‌تر باشد، در نیل‌ به‌ اهدافش‌ کارایی بیشتری خواهد داشت. در این‌ نظریه‌ او جنبه‌های‌ غیر انسانی‌ شدن‌ پنهان در دیوانسالاری‌ خود را به ‌عنوان‌ یک‌ نقطه‌ ضعف‌ مورد ملاحظه‌ قرار نداده‌ است.

2-12-6- کارایی‌ از نظر رنسیس‌ لیکرت

براساس‌ پژوهشهایی‌ که‌ به ‌وسیله‌ این‌ دانشمند صورت‌ پذیرفته‌ است،‌ برای‌ اولین‌ بار تلفیق‌ مکاتب‌ مدیریت‌ علمی‌ و روابط‌ انسانی‌ تحت‌ عنوان‌ تئوری‌ ساخت‌گرایان‌ ارائه‌ گردید.  بررسیها و کاوشهای‌ این‌ دانشمند درباره‌ انسان‌ و رابطه‌ انگیزش‌ با تولید و کارایی‌ است.  لیکرت‌ در پژوهش‌ خود در سال‌ 1947 میلادی‌ رابطه‌ افزایش‌ تولید و کارایی‌ با انگیزش‌ را در چهار سطح‌ مختلف‌ مورد بررسی‌ قرار داد.

 

2-12-7- کارایی‌ از نظر  مکتب‌ روابط‌ انسانی

در قرن‌ نوزدهم‌ و بیستم‌ اندیشمندان‌ امور اقتصادی‌ و صنعتی‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌اند که‌ کارایی‌ و پویایی‌ کار در سازمانها و همچنین‌ اختراعات‌ و اکتشافات، بدون‌ استفاده‌ از عوامل‌ انسانی‌ میسر نیست‌ و همچنین‌ به‌ عامل‌ اصلی‌ تولید، یعنی‌ نیروی‌ انسانی‌ می‌بایستی‌ توجه‌ کافی‌ مبذول‌ گردد و دانش‌پژوهان‌ به‌ خاطر بهزیستی‌ در جامعه‌ خود و انگیزه‌های‌ سلوکی‌ و رفتاری، انسان‌ را تا حدودی‌ بشناسند.

2-12- 8 – کارایی‌ از نظر‌ التون‌ مایو

التون‌ مایو یکی‌ از دانشمندان‌ مکتب‌ روابط‌ انسانی‌ است. وی‌ در آزمایشاتی‌ که‌ به‌ ‌ هاثورن‌ شهرت‌ یافت(بین سالهای 1924 تا 1927 )، بررسی‌ اثرات‌ مختلف‌ محیط‌ کار بر روی‌ کارایی‌ کارکنان‌ را مورد پژوهش‌ قرار داد و به‌ نتایج‌ شگفت‌انگیزی‌ در آن‌ زمان‌ دست‌ یافت‌ که‌ به‌ طور اختصار به‌ نتایج‌ آن‌ اشاره‌ می‌کنیم :
نتایج‌ مرحله‌ اول‌ آزمایش‌ هاثورن: عامل‌ روحی‌ و روانی‌ بیش‌ از عوامل‌ فیزیکی‌ محیط‌ کار در افزایش‌ و یا کاهش‌ تولید موثرند.

مرحله‌ دوم: شناخت‌ ارزش‌ و اهمیت‌ وجود انسانی‌ از طرف‌ کادر مدیریت‌ یکی‌ از پدیده‌های‌ مهم‌ ازدیاد تولید است‌ و بدون‌ اینکه‌ تغییر فیزیکی‌ در محل‌ کار ایجاد کند فقط‌ با توجه‌ خاصی‌ به‌ شخصیت‌ هریک‌ از افراد امکان‌ ازدیاد تولید میسر است.

مرحله‌ سوم: در این‌ دوره، توجه‌ مستقیما بر روی‌ تفکر تئوری‌ روابط‌ انسانی‌ معطوف‌ گردید و افزایش‌ کارایی‌ در آزمایشات‌ حاصله، نشانگر جنبه‌های‌ روانی‌ کار در تأثیر افزایش‌ کارایی‌ بوده‌ و نه‌ شرایط‌ فیزیکی‌ محیط‌ کار.

مرحله‌ چهارم: در این‌ مرحله، کارکنان‌ مورد آزمایش، در مقابل‌ پاداش‌ مادی‌ و کنترل‌ و نظارت‌ شدید حین‌ انجام‌ کار، نسبت‌ به‌ افزایش‌ کارایی‌ به‌ عامل‌ محرک‌ و ایجاد انگیزش‌ در آنان، اذعان‌ داشتند، پاداش‌ مادی‌ نقش‌ محرک‌ نداشته‌ و کارکنان‌ بدون‌ اینکه‌ کنترل‌ و نظارت‌ حین‌ انجام‌ کار در مورد آنها اجرا گردد، آزادی‌ عمل‌ به ‌عنوان‌ عامل‌ محرک‌ در افزایش‌ تولید شناخته‌ شد.‌  با شرح‌ این‌ دوره‌ها در آزمایش‌ هاثورن‌، ثابت‌ شد که‌ کارکنان‌ سازمانها، انسانهای‌ مادی‌ نبوده‌ بلکه‌ جنبه‌های‌ معنوی‌ در سرشت‌ آنها مؤثر است.

 

2-12-9- کارایی‌ از نظر‌ جرج‌ هومنز (نظریات‌ گروهی)

نظریات‌ گروهی‌ را می‌توان‌ یکی‌ از نظریات‌ جدید قلمداد کرد. در بیست‌ سال‌ اخیر تلاشهای‌ فزاینده‌ای‌ در زمینه‌های‌ مختلف‌ به‌ منظور کسب‌ دانش‌ بیشتر در مورد گروهها به ‌عمل‌ آمده‌ است. پویاییهای‌ گروه‌ یکی‌ از این‌ زمینه‌ها است. جرج‌ هونز، نظریه ‌پرداز گروه‌ کوچک، چارچوب‌ سیستماتیک‌ را برای‌ تجزیه‌ و تحلیل‌ گروههای‌ کوچک‌ ارائه‌ کرده‌ است. مدل‌ پیشنهادی‌ او توصیفی‌ است‌ از رفتار انسان‌ در کوچکترین‌ گروههایی‌ که‌ خیلی‌ شبیه‌ واحدهای‌ اجتماعی‌ هستند. هومنز، سه‌ عنصر مشترک‌ در همه‌ گروههای‌ کوچک‌ را خاطر نشان‌  می‌سازد:

1- فعالیت‌ – کاری‌ که‌ همه‌ گروه‌ انجام‌ می‌دهند؛

2- کنش‌ متقابل‌ – روابط‌ بین‌ اعضای‌ گروه ؛

3- احساسات‌ – دریافتهای‌ فیزیکی‌ و ذهنی‌ که‌ یک‌ عضو گروه‌ در ارتباط‌ با فعالیتهای‌ گروه‌ دارد.
روابط‌ میان‌ این‌ عناصر را می‌توان‌ در یک‌ موقعیتی‌ که‌ افعال‌ بعضی‌ از اعضای‌ گروهها در مقابل‌ گروه‌ قرار می‌گیرد (احساسات) مشاهده‌ کرد. در نتیجه‌ وقتی‌ گروه‌، تلاش‌ می‌کند که‌ رفتار انحرافی اعضاء را به‌ مسیر احساسات‌ گروه‌ بکشاند، کنشهای‌ متقابل‌ افزایش‌ می‌یابد.

[1] – Gant

[2] – Henry Denison

دانلود پایان نامه