هيجان//پایان نامه درباره هوش هيجاني و اعتماد

دانلود پایان نامه
  • هيجان

هيجان، اصطلاحي است که روانشناسان و فلاسفه بيش از يک قرن درباره‌ي معناي دقيق آن به بحث و جدل پرداخته‌اند. در فرهنگ لغات انگليسي آکسفورد[1]، معناي لغوي هيجان چنين ذکر شده است: «هر تحريک يا اغتشاش در ذهن، احساس، عاطفه، و هر حالت ذهني قدرتمند يا تهييج شده» (گلمن[2]، 1391). هيجان‌ها بخشي از زندگي روزمره‌ي ما را تشکيل مي‌دهند. هيجان‌ها به زندگي ما رنگ مي‌دهند، البته منظور اين نيست که در اثر ترس، سفيد و در اثر خشم، سرخ مي‌شويم. هيجان‌هاي مثبت، مثل عشق و آرزو، مي‌توانند ما را با خوشي همراه کنند. اما هيجان‌هاي منفي مثل ترس، افسردگي و خشم مي‌توانند ما را در نااميدي غوطه‌ور سازند و در جهت احساس پوچي سوق دهند. در عين حال، هيجان مي‌تواند پاسخ به يک موقعيت و منبع انگيزش باشد. هم‌چنين، هيجان مي‌تواند در نفس خود، هدف باشد. ما مي‌توانيم رفتارهايي اتخاذ کنيم که ما را به طرف احساس شادي يا عشق سوق مي‌دهند. زندگي بي‌وجود هيجان‌ها، ملال‌انگيز است. آن‌ها چاشني زندگي هستند که به حيات ما لذت و برانگيختگي مي‌بخشند. اگر چه هيجان در تجربيات روزمره خيلي صريح و روشن به نظر مي‌رسد و هر کسي مي‌داند که تجربه شادي و خشم چگونه است، تعريف هيجان، مشکل است. مشکل اين است: «تا وقتي از کسي خواشته نشود هيجان را تعريف کند، مي‌داند که هيجان چيست». به هر حال در ادامه چند تعريف از هيجان ارائه مي‌شود (فاطمي و شريعتي‌راد، 1388):

  • واکنش کلي، شديد و کوتاه ارگانيسم به يک موقعيت غيرمنتظره، همراه با يک حالت عاطفي خوشايند يا ناخوشايند؛
  • نوعي حالت عاطفي که مي‌تواند متشکل از عناصر فيزيولوژيک، موقعيتي و شناختي باشد؛
  • وضعيت پيچيده‌اي در پاسخ به تجربه‌هاي داراي بار احساسات است؛
  • پاسخ‌هاي فيزيولوژيکي و رواني هستند که ادراک، يادگيري و عملکرد ما را تحت تاثير قرار مي‌دهند.

هیجان، نیروی درونی محرک در انسان است. این نیروی درونی بر اثر تحریک و جوشش ذهنی، شعور در احساس و عاطفه، برانگیخته شدن محرک‌های حالت دهنده ذهن و قلب شما بروز می‌کند (حمیدی‌زاده، 1386). با وجود تعدد تعاريفي که از هيجان وجود دارد اما  به نظر می‌رسد که توافقی نيز مابين آنان يافت مي‌شود مبنی بر این که هيجان و عاطفه شامل چهار جزء اساسی است:

  • به نظر می‌رسد که عواطف، مستلزم تغییرات فیزیولوژیک هستند؛
  • عواطف در رابطه با آمادگی برای رفتار کردن هستند؛
  • عواطف مستلزم تجربه آگاهانه هستند؛
  • هیجان‌ها داراي جزء شناختی با معنایی هستند.

در یک طبقه‌بندی کلی  عواطف و هیجانات در دو بعد متضاد قرار می‌گیرند. هیجان‌های مثبت یا خوشایند و هیجان‌های منفی یا ناخوشایند. هیجان‌های مثبت عبارتند از: شادی، آرامش، پرانرژی بودن و … . هیجان‌های منفی عبارتند از: افسردگی، اضطراب، فشار، ناکامی، کینه، خستگی، خشم، شرم، رنجش و … (سیادت و همکاران، 1387).

 

  • هوش هيجاني

اولين بار در سال 1990، روانشناسي به نام سالووي[3]، اصطلاح هوش هيجاني را براي بيان کيفيت و درک احساسات افراد، همدردي با احساسات ديگران و توانايي اداره مطلوب خُلق و خو به کار برد. در حقيقت، اين هوش، مشتمل بر شناخت احساسات خويش و ديگران و استفاده از آن براي اتخاذ تصميمات مناسب در زندگي است. به عبارتي، عاملي است که به هنگام شکست، در شخصي ايجاد انگيزه مي‌کند و به واسطه‌ي داشتن مهارت‌هاي اجتماعي بالا، منجر به برقراري رابطه‌ي خوب با مردم مي‌شود (بردبري[4] و گريوز[5]، 1392). هوش هيجاني طبق تعريف بار-آن[6] (2000) عبارت است از: مجموعه‌اي از دانش‌ها و توانايي‌هاي هيجاني و اجتماعي که قابليت کلي ما در پاسخ به نيازهاي محيطي را به طور موثري تحت تاثير قرار مي‌دهد و اين مجموعه شامل موارد زير است (اميرآبادي، 1390):

  • توانايي آگاه بودن از خود، درک خود و قدرت بيان داشتن؛
  • توانايي آگاه بدن از ديگران، درک و فهم ديگران و قدرت بيان آن‌ها؛
  • توانايي مواجهه با هيجان هاي شديد و کنترل تکانه ها در خويشتن؛
  • توانايي انطباق با تغييرات و حل مسائلي با ماهيت اجتماعي و يا فردي.

هوش هيجاني همان تسلط بر خود، انضباط و استعداد همدلی است که به رهبران این امکان را می‌دهد که علایق خود را به دیگران منتقل و آن‌ها را جذب کنند. برخلاف این دیدگاه که احساسات همیشه با تفکر تداخل دارند، هوش هيجاني می‌گوید: توانایی فهم و تنظیم احساسات می‌تواند تفکر کلی را اثر بخش‌تر کند (نای[7]، 1387). هوش هيجاني مهارتی است که دارنده آن می‌تواند از طریق خودآگاهی، روحیات خود را کنترل کند؛ از طریق خود مدیریتی آن را بهبود بخشد؛ از طریق همدلی تاثیر آن را درک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوه‌ای رفتار کند که روحیه خود و دیگران را بالاببرد (بابایی و مومنی، 1384). سه رویکرد در هوش هيجاني وجود دارد:

نخست؛ گلمن (1998) فرض می‌کند که هوش هيجاني شامل خصیصه‌هایی مثل انگیزش، خوش‌بینی، سازگاری و گرم بودن است که می‌تواند موفقیت در روابط انسانی، کار و زندگی را پیش‌بینی کند؛

دوم؛ می‌یر[8] و سالووی (1997) یک الگوی مبتنی در هوش هيجاني ارائه کرده‌اند. آن‌ها هوش عاطفی را به عنوان مجموعه توانایی‌هایی برای درک، ابراز، جذب و هدایت عواطف، به منظور بهبود رشد عاطفی و هوشی، در نظر می‌گیرند؛

سوم؛ بار- آن (1997) یک الگوی شخصیتی یا آمیخته از هوش هيجاني ارائه کرده است که در آن بر کنار آمدن با اضطراب تاکید زیادی شده است. همان گونه که گفته شد او هوش هيجاني را این گونه تعریف کرده است: مجموعه‌ای از توانایی‌ها و مهارت‌های فردی و اجتماعی که افراد را قادر می‌سازد تا به طور اثربخش با فشارها و تضادهای محیطی کنار بیایند (سیادت و همکاران، 1387).

[1] . Oxford

[2] . Golman

[3] . Salovey

[4] . Breadbry

[5] . Griuos

[6] . Bar-On

[7] . Nay

[8] . Meyer

دانلود پایان نامه