فعالان صنعت بيمه ي ايران:پایان نامه در مورد بیمه های بازرگانی

  • فعالان صنعت بيمه ي ايران

بر اساس آخرين اطلاعات رسمي منتشر شده ي بيمه ي مرکزي جمهوري اسلامي ايران، در سال 1387 تعداد 4 شرکت بيمه ي دولتي ايران، آسيا، البرز و دانا به همراه 12 شرکت غير دولتي معلم، پارسيان، توسعه، رازي، کارآفرين، سينا، ملت، دي، سامان، نوين، پاسارگاد و ميهن در سرزمين اصلي و سه شرکت بيمه ي حافظ، اميد و ايران معين در مناطق آزاد و ويژه ي اقتصادي فعاليت مي نمايند. شبکه ي فروش صنعت بيمه ي ايران را مي توان در سال 1387 به اين صورت خلاصه کرد که 20 شرکت بيمه به همراه 11530 نمايندگي و 649 شعبه ي بيمه در کشور در حال ارائه ي خدمات به مشتريان هستند.

شرکت هاي بيمه ي ايران و آسيا در مجموع 61.6 % از حق بيمه و 67.7% از خسارت هاي بازار را به خود اختصاص داده اند. هم چنين شرکت هاي بيمه ي عير دولتي 25.1 درصد از حق بيمه و 18.7 درصد از خسارت هاي بازار را به خود اختصاص داده اند.در اين ميان شرکت بيمه ي پارسيان با 7.38 % از کل بازار بيمه ي ايران بيشترين و شرکت بيمه ي ميهن با 0.001 % کمترين سهم را داشته اند. ضريب خسارت شرکت هاي بيمه ي آسيا ( با 85.4%)، ملت( با 83.3 %)،پارسيان   ( با 83% ) و ايران با ( 77.24%) بيش از ضريب خسارت بازار بيمه که 74.71 در صد است، بوده اند.

نمایشگر 2.19 سهم بخش دولتی و خصوصی از بازار بیمه ایران در سال 1387

هم چنين ترکيب پرتفوي صنعت بيمه در سال 1387 بر اساس اخرين اطلاعات منتشر شده ي بيمه ي مرکزي ايران به شرح نمایشگر 2.18 است

تجزيه و تحليل SWOT معمولي:پایان نامه در مورد بیمه های بازرگانی

نمایشگر 2.11 تجزيه و تحليل SWOT معمولي

 

              عوامل داخلي

عوامل خارجي

 

 

فهرست قوت هاS- فهرست ضعف هاW-
فهرست فرصت هاO-

 

 

 

ناحيه 1 – استفاده از فرصت ها با استفاده از نقاط قوت(SO) ناحيه 3- براي جبران نقاط ضعف از مزيت هايي که در فرصت ها نهفته است، بهره گرفته مي شود. (WO(
فهرست تهديدهاT-

 

 

 

ناحيه 2- استفاده از نقاط قوت براي جلوگيري از تهديد ها(ST) ناحيه 4- به حداقل رساندن زيان هاي ناشي از تهديد ها و نقاط ضعف (WT)

منبع: فردآر؛ دیوید؛مدیریت ریسکترجمه اعرابی و پارساییان، دفتر پژوهش های فرهنگی، 1379

لازم به ذکر است که تجزيه و تحليل فوق تنها، موقعيت استراتژيک را در يک مقطع زماني مشخص، روشن مي سازد. لذا به منظور دنبال نمودن روند زماني، با توجه به اين موضوع که شرايط محيطي ( داخلي و خارجي) پويا بوده و دائما در حال تغيير و دگرگوني مي باشد، لازم است روند تحولات مورد بررسي قرار گيرد تا در مقاطع زماني مختلف استراتژي مناسب استخراج شوددنبال نمودن اين روند کمک مي کند تا بتوان حالت هاي مختلفي را که در آينده ممکن است رخ دهند، بررسي و پيش بيني نمود. پيچيدگي هاي موجود در تجزيه و تحليل اين گونه مسائل ايجاب مي کند از روش هايي استفاده شود تا نسبت به درستي کار اطمينان حاصل شود. (رحمان سرشت، 1384)

در مدل SWOT پس از ليست کردن هر يک از عوامل قوت، ضعف، فرصت ها و تهديد ها ونوشتن ان ها در سلول هاي خود ، از محل تلاقي هر يک از آن ها، استراتژي هاي مورد نظر حاصل مي شوند. بنابراين همواره اين ماتريس منجر به چهار دسته استراتژي WT، SO، WOو ST مي شود.

مواجهه دادن عوامل اصلي داخلي و خارجي و تدوين استراتژي ها از مشکل ترين بخش هاي ماتريس SWOT  است و به قضاوت و قدرت تجزيه وتحليل خوبي نياز دارد. ( علی احمدی، فتح الله، تاج الدین، 1384)

رحمان سرشت در کتاب راهبرد هاي مديريت، چهار راهبرد منتج از تجزيه و ترکيب شرايط بيروني و اوضاع دروني را اين گونه تشريح کرده است:

الف) راهبرد مناسب با نقاط ضعف دروني و تهديد هاي بيروني: راهبرد WT ايجاب مي کند که نقاط ضعف و تهديد ها به حداقل رسد.بنابراين شرکتي که ضعيف است و با تهديد هاي شديدي روبرو است براي مثال مي تواند در ديگر شرکت ها ادغام شود يا حجم فعاليت هاي خود را کاهش دهد، يا در نهايت منحل شود.

ب) راهبرد متناسب با نقاط ضعف دروني و گشايش هاي بيروني: در راهبرد WO ، سعي مي شود نقاط ضعف به حداقل و گشايش ها به حداکثر رسد. از اين رو شرکتي که از بعضي جنبه ها ضعف هايي دارد يا بايد آن ضعف ها را با استفاده از امکانات دروني يا با بهره گرفتن از مقدورات بيروني مرتفع يا به نقاط قوت بدل سازد.براي مثال اگر امکان افزايش توانايي هاي کارکنان موجود با آموزش دادن آن ها نباشد يا اگر زمينه اي براي بهبود فنآوري مورد استفاده وجود نداشته باشد، بايد مهارت ها و فن آوري مناسب از خارج از سازمان کسب شود تا امکان بهره گيري از فرصت هاي بيروني پديد آيد.

ج) راهبرد متناسب با نقاط قوت دروني وتهديد هاي بيروني: اين راهبرد (ST) با تاکيد بر استفاده از نقاط قوت دروني سازمان براي مقابله با تهديد هاي محيطي طراحي مي شود. منظور از اين کار افزايش آثار نقاط قوت و به حداقل رساندن تاثير تهديد ها است. به اين لحاظ ممکن است يک سازمان توانايي هاي خود را براي مثال در زمينه هاي فني، مالي، مديريتي يا بازاريابي براي مقابله با محصولات رقيب به کار بندد.

د) راهبرد متناسب با نقاط قوت وگشايش هاي بيروني:

مطلوب ترين شرايط هنگامي رخ مي دهد که بهره گيري از نقاط قوت دروني براي استفاده از فرصت هاي بيروني امکان پذير باشد. هدف همه ي شرکت ها رسيدن به اين مرحله است.در.اقع سازمان ها تلاش مي کنند تا بر مشکلات فايق آمده وآن ها را براي استفاده از فرصت ها به نقاط قوت تبديل کنند.اگر سازمان ها با تهديد هاي محيطي روبرو شوند، با اميد به رسيدن به روز هاي بهتر با آن ها کنار مي ايند. (رحمان سرشت، 1384)

در نمایشگر های 2.12 و 2.13 متغير هاي قابل توجه در تعيين فرصت ها و تهديد هاي هر دو محيط کلان و محيط داخلي بيان شده است.

نمایشگر 2.12 متغير هاي راهبردي قابل توجه در تعيين فرصت ها و تهديد هاي محيطي

شرايط اقتصادي نفوس، ترکيب و توزيع جمعيت دگرگوني هاي فن آوري روند هاي اجتماعي- فرهنگي عوامل سياسي، قانوني و زيست محيطي
-روند هاي توليد ناخالص داخلي و ملي

-حجم پول

-نرخ تورم

-وضعيت اشتغال

-کنترل قيمت و درآمد ها

-کاهش يا افزايش ارزش پول

 

-نرخ رشد جمعيت

– توزيع سني جمعيت

-جابجايي تراکم جمعيت

– اميد به زندگي

نرخ تولد

 

-بودجه تخصيص يافته براي تحقيق و توسعه

-بودجه ي صنايع براي تحقيق و توسعه

– تمرکز فعاليت هاي فنآورانه

-حمايت از حق اعتراعات

تغيير در شيوه ي زندگي

-اميد به کاريابي و اشتغال

جايگاه و قدرت مصرف کنندگان

-نرخ باسوادي و بي سوادي و سطح عمومي تحصيلات

-نرخ ازدواج و طلاق

 

قوانين ضد انحصار

-قوانين حفاظت از محيط ريست

قوانين مالياتي

-قوانين تجاري داخلي و خارجي

منبع: خلیلی شورینی، سهراب، ” برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک” انتشارات یادواره ، 1377، ص 324

 

 

 

 

نمایشگر 2.13 عوامل عمده قابل توجه در تعيين نقاط قوت و ضعف درون سازمان

سرمايه انساني منابع مالي منابع فيزيکي قابليت هاي فني منابع سازماني
منابع انساني

مديران بازايابي و فروش

جريان نقدي سالم

نسبت بدهي به درايي

نقدينگي

موجودي

ابنيه

کارخانه، انبار

تجهيزات توزيع

محصولات با کيفيت

توانمندي

سامانه هاي کارآمد

مديريت نقدينگي

برخورداري از اعتماد

منبع:خلیلی شورینی، سهراب،برنامه ریزی و مدیریت استراتژیکانتشارات یادواره، 1377، ص 324

مکتب شناختي:پایان نامه در مورد بیمه های بازرگانی

مکتب شناختي (ادراکي)

بر مبناي اين مکتب، استراتژي فرايندي اقتضايي است. لذا به استناد به اين مکتب مي توان آن چه را که در ذهن افراد مي گذرد را همن گونه که ايشان مي انديشند، مطرح ساخت. در اين مکتب شناخت به عنوان يک فرايند ذهني به منظور ساخت و توسعه استراتژي همانند تفسيري خلاق، جهت به تصوير کشيدن واقع بينانه واقعيت ها صورت مي گيرد.(مینتزبرگ، 1998)

از جمله ي ويژگيهاي اين مکتب مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:

الف. در اين مکتب استراتژي به عنوان يک نگرش مطرح مي شود.

ب. تنظيم استراتژي براساس اين مکتب يک فرايند اقتضايي است.

پ.دستيابي به استراتژي به عنوان يک مفهوم تلقي مي شود.

ت. راهبرد دراين مکتب به عنوان شناخت و تفسير از جهان تلقي مي شود. (علي احمدي، فتح الله، تاج الدین، 1384)

5.4.2  مکتب يادگيري:

در اين مکتب، فرايند تنظيم استراتژي يک فرايند توام با يادگيري عمومي است.بنابراين نيازي به اعمال قدرت ويا تحميل استراتژي در کل سازمان نخواهد داشت.

مکتب يادگيري به دنبال پاسخي به ان چه که سازمان ها را براي تحقق اهدافشان ترغيب مي کنند، نيست.بلکه واقعيت هايي را که سازمان ها درشرايط پيچيده و پويا با ان مواجه هستند را دنبال مي کند. ليند بلوم[1]، هام[2] و مارچ[3] در ميان سال هاي 1963 تا 1990 در اين خصوص به نظريه  پردازي پرداختند.

ويژکي هاي اين مکتب را مي توان موارد زير دانست:

الف. ديدگاه اين مکتب مبتني بر استراتژي هاي نوظهور است.

  • رويکرد هاي علمي معمولا اين مکتب را توصيه مي کنند.

پ.در مکتب يادگيري، مديريت استراتژيک به عنوان مديريت تغيير مطرح نمي شود، بلکه به عنوان مديريت به وسيله ي تعيير مطرح مي شود. ( مينتزبرگ[4]، آلساراند[5]، لمپل[6]،1384)

6.4.2  مکتب قدرت گرايي:

مکتب قدرت گرايي نگرشي است که بر اساس ان شکل دهي استراتژي در قالب فرآيند نقد و بررسي حاصل مي شود. بر اساس اين مکتب استراتژي به عنوان يک فرايند آشکار تاثير گذار، با تاکيد بر کاربرد قدرت و سياست، جهت نقد استراتژي ها تعريف مي شوند. هدف از کاربرد کلمه ي قدرت در اين مکتب، توضيح وتشريح مراتب تاثير و نفوذ است که از دوحوزه ي داخلي و خارجي نشات مي گيرد. ( همان ماخذ، 1384)

اين مکتب اعتقاد دارد که قدرت و سياست،فرايند تدوين استراتژي را شکل مي دهند.اين فرايند مي تواند در داخل سازمان باشد و يا به شکل رفتار خود سازمان در محيط خارجي اش جلوه کند.  استراتژي هايي که زاده ي چنين مکتبي هستند، معمولا ناگهاني و پيش بيني نشده اند و بيشتر شکل موقعيت يا ترفند به خود مي گيرند تا چشم انداز. (علي احمدي، فتح الله، تاج الدین، 1384)

اين مکتب از دو ديدگاه خرد و کلان بررسي مي شود، ديدگاه خرد استراتژي سازي را تعامل از طريق متقاعد سازي و چانه زني مي داند. از سويي ديگر قدرت کلان، سازمان را به عنوان واحدي در نظر مي گيرد که با کنترل ساير سازمان ها يا همکاري با آنها و يا با استفاده از مانور استراتژي هاي جمعي در انواع مختلف شبکه ها وائتلاف ها، رفاه خود را افزايش مي دهند. (ميتزنبرگ، آلستراند، لمپل ، 1384)

7.4.2 مکتب فرهنگي:

به دنبال توسعه و گسترش فرهنگ در مديريت  که طي سال هاي 1980 مطرح شد، توجه استراتژيست هايي نظير رنمان[7] و نورمن[8] به اين عامل معطوف شد و مفاهيم آن در قالب مکتب فرهنگی گسترش يافت. براي شناخت مفهوم مکتب فرهنگی در ابتدا به تفسير مفهوم فرهنگ مي پردازيم. تلفيق فرهنگ و سازمان، ذهن سازمان[9] را تشکيل مي دهد، يعني عقايد مشترکي که در سنن و عادات و بروز رفتار هاي ملموس تر مثل داستان ها، متل ها و محصولات منعکس مي شود. پتي گرو[10] (1985) فرهنگ سازماني را بافت اجتماعي معني داري مي داند.اين بافت شباهت زيادي به بافت بدن انسان دارد و ساختار ضعيف سازماني را به فرايند هاي قوي سازماني بدل مي کند. به بيان ديگر فرهنگ بيان گر قدرت زندگي سازمان يعني روح کالبد فيزيکي آن است. ( بتيس و پراهالاد، 1986)[11]

ويژگي هاي اين مکتب به شرح زير است:

الف. بر مبناي مکتب فرهنگي، ساخت استراتژي به مثابه فرآيندي ريشه در نيرو هاي اجتماعي دارد.

  • مکتب فرهنگي مبتني بر شناخت جمعي و گروهي است و استراتزي ها حاصل آرمان مشترک سازمان است.

پ.بر اساس اين مکتب ساخت استراتژي حاصل تعامل اجتماعي است که بر پايه ي عقايد و درک مشترک اعضاي سازمان بنا شده است. (مينتزبرگ، آلساراند، لمپل،1384)

[1] Lindblom

[2] Hamm

[3] March

[4] Mintzberg

[5] Ahlstrand

[6] Lampel

[7] Renman

[8] Norman

[9] Organization mind

[10] Pettigrew

[11] Prahald & Bettis

مکتب مديريت علمي:پایان نامه در مورد بیمه های بازرگانی

مکتب مديريت علمي

يکي از پيش گامان مديريت علمي[1] فردريک تيلور[2] بود. او مدعي بود به هنگام تصميم گيري درباره ي سازمان و طرح مشاغل بايد به صورتي دقيق و با روش هاي علمي درباره ي شرايط، اوضاع و موقعيت افراد مطالعه کرد. تيلور مهندس مکانيک بود که با استفاده از تجربيات خود درصنايع فولادسازي، مطالعاتي در زمينه “اصول مديريت و مطالعه روش کار” انجام داد .او”حرکاتِ بدن”را براي انجام کار و “زمان انجام کار “را مطالعه مي‌کرد تا بتواند زماني استاندارد را براي انجام کارها تعيين کند و بر اساس آن قضاوت کند، زماني که هرکارگر براي انجام کار مشخصي صرف کرده چه تناسبي با زمان ممکن براي انجام آن کار داشته است. اين تفکر بعداً مبنايي براي سيستم پاداش وتنبيه گرديد. در دهه 1880 ميلادي فردريک تيلور مطالعات خود را درزمينه زمان سنجي و حرکت سنجي، به مثابه راهي براي تعريف و بهينه سازي “واحدهاي مستقل نيروي کار تخصصي”آغاز کرد. هدف تيلور تغيير اين وضعيت به شرايطي بود كه نشان دهد مديريت، فعاليتي علمي است نه يك کاري اتفاقي . از تيلور با عنوان “پدر مديريت علمي” و موسس مکتب تيلوريسم ياد مي شود. اودر سال 1911 ميلادي کتاب اصول مديريت علمي را منتشر ساخت و در آن متذکر شد که “بهتر است هدف اصلي مديريت، حداکثر کردن کاميابي کارفرما و کارمند باشد”.  (دفت, 1377)[3]

تيلور “پدر مديريت علمي” ، بر اين باور بود که بسياري از کارکنان هم عصرش، کمتر از ظرفيت واقعي خود کار مي کنند. او تصور مي کرد که اين مسئله با اتخاذ رهيافتي منظم، مبتني بر هدايت و حمايت کارکنان توسط سرپرستان و ارضا نيازها و انگيزه هاي پولي کارکنان قابل حل است.(رضائیان, 1388)

تيلور چهاراصل ذيل را به عنوان “اصول مديريت علمي” پيشنهاد کرد:
1-  مديريت بايد علمي باشد. روش علمي جانشين روش  تجربه و خطا گرديده و  بايد با مطالعه علمي کار بهترين روش انجام کار را  پيدا و به صورت  دستورالعمل به کارکنان ابلاغ کرد. مطالعه علمي کار، شامل حرکت سنجي و زمان سنجي وتعيين استانداردهاي توليد و کارکرد بر اساس آن است.
2- انتخاب کارکنان بايد اساس علمي داشته باشد و با استفاده از روش ها و فنون علمي افرادي براي کارانتخاب شوند که مهارت و توانايي هاي لازم براي انجام مؤثر و موفقيت آميز آن را داشته باشند.
3-  آموزش و تربيت کارکنان بايد جنبه علمي داشته باشد.
4- روابط نزديک و دوستانه و روحيه همکاري بين مديريت و کارکنان و تقسيم کار و مسئوليت به طور مساوي ميان مديران وکارکنان به طوري که برنامه ريزي و کارهاي فکري را مديران و کارهاي جسمي را کارکنان انجام دهند.) کریتنر[4]، 1387)

تيلوريسم با تاکيد بر به کاربستن شيوه هاي مديريت علمي و کاربرد انضباط و دقت بيشتر درتعيين کار متناسب در روز و پاداش به واحد کار اضافي مدعي بود مي توان توليد سازمان را افزايش داد و نهايتاً با سهيم کردن کارگران در منافع مادي ناشي از صرفه جويي ، تلاش همگاني و توليد بيشتر موجبات تشويق هر چه بيشتر آنان را در ازدياد سطح توليد فراهم کرد.

[1] Scientific management

[2] Frederick Taylor

[3] Richard el. Dafth

[4] Robert Kreitner

انواع صادرات، پایان نامه عوامل موثر بر گرایش صادراتی شرکتها

انواع صادرات

  • صادرات قطعی: عبارتست از خارج کردن کالا از قلمرو گمرکی کشور بمنظور فروش، استفاده یا مصرف در خارج از قلمرو گمرکی کشور.صادرات قطعی با توجه به مقررات صادرات و واردات از نظر عاملین آن می تواند از طریق بازارچه های مرزی و شرکت های تعاونی مرز نشینان و تجار انجام گیرد.واحدهای تولیدی نیز می توانند از طریق خرید متقابل[1]و ورود موقت مواد اولیه نسبت به تهیه کالا و صادرات آن اقدام نماید.
  • صادرات موقت:عبارتست از خارج کردن کالا از قلمرو گمرکی بمنظور عرضه و نمایش در نمایشگاهها، تعمیر، و فرآوری در خارج از قلمرو گمرکی کشور و سپس باز گرداندن آن به داخل قلمرو گمرکی.
  • صادرات قطعی در حجم تجاری:در قانون امور گمرکی وآئین نامه اجرایی آن در خصوص ملاک تجاری بودن کالا، مطلبی ارائه نشده است،لذا با توجه به آئین نامه اجرائی قانون مقررات صادرات و واردات ملاک تجاری بودن کالای صادراتی این است که صدور آن بمنظور فروش باشد، این منظور نیز توسط گمرک احراز می گردد.بنابراین تعریف، آنچه را که به تشخیص گمرک برای فروش به خارج از کشور، برده می شود، باید تشریفات صادرات قطعی تجاری روی آن انجام شود.
  • صادرات قطعی غیر تجاری:صادرات قطعی غیر تجاری از طریق پست و مسافر انجام می گیرد.
  • صادرات مجدد:کالای خارجی که با انجام تشریفات مربوط به ورود قطعی از گمرک ترخیص شده است، چنانچه به کشور ثالث صادر شود،این عمل را صدور مجدد می گویند.برای ترخیص این گروه از کالاها مانند همه کالاهای وارداتی به گمرک، حقوق گمرکی و سود بازرگانی پرداخت می شود، لکن در صورت صدور مجدد آنها، برای باز پس گرفتن حقوق گمرکی و سود بازرگانی پرداخت شده مقرراتی وجود ندارد.

ترانزیت خارجی:عبارت است عبور کالای خارجی از سرزمین کشور.کالای ایرانی که تشریفات صادرات قطعی آن انجام شده و از کشور خارج شده است چنانچه در ارسال به مقصد دیگری، لازم باشد که از سرزمین ایران عبور کند، روی آن تشریفات ترانزیت خارجی انجام می شود.ممکن است کالای خارجی که از کشور عبور می نماید توسط یک بازرگان ایرانی از یک کشور خریداری شده و به کشور ثالثی فروخته شده باشد،که در این صورت عمل بازرگان، «صدور خدمات بازرگانی» نام دارد و نه صدور کالا(محمدی و همکاران،1378).

[1] Buy back

-پایان نامه حمل‌ونقل چندوجهی

بنا به تعریف کنفرانس توسعه تجارت سازمان ملل (آنکتاد) حمل‌ونقل چندوجهی عبارت است از: حمل‌ونقل کالا با استفاده از حداقل دو شیوه مختلف حمل‌ونقل از یک مبدأ تا یک مقصد و از طریق یک یا چند مسیر بینابینی تحت شرایط یک بارنامه که مسئولیت کل جریان تحت اختیار یک نفر یا یک شرکت حمل‌ونقل می‌باشد. (UNCTAD, 1995)

در واقع می‌توان گفت، خصوصیت این مفهوم جدید نمی‌باشد و حتی می‌توان گفت در گذشته‌ها نیز از این اصطلاح استفاده شده است. شکل اولیه ترکیب حالت‌های مختلف حمل‌ونقل به دوران رم باستان باز می‌گردد جایی که در آن اسب‌ها و حمل کننده‌های بار، شکلی اولیه از حالت‌های تغییر پذیر حمل‌ونقل محسوب می‌شدند. تلاش برای معرفی یک چهارچوب قانونی مناسب جهت عملیات حمل‌ونقل چندوجهی در سال 1910 با اصطلاح بین‌المللی حمل کننده‌های کالا [1] آغاز شد، در طول این مدت، حمل‌ونقل به‌عنوان یک صنعت که بر اساس عملیات تک وجهی و قراردادی اداره می‌شد، در نظر گرفته شده است؛ اما معرفی این نوع سیستم تا به وجود آمدن مقیاسی بزرگ‌تر همچون کانتینرازسیون در سال 1970 پابرجا ماند که در آن موقع حمل‌ونقل چندوجهی جایگاه مهمی را در صنعت حمل‌ونقل به دست آورد. (Faust, 1985)  . بر طبق آمار حمل‌ونقل جهانی تنها یک درصد کانتینرهای دنیا تا سال 1979 به روش حمل‌ونقل چندوجهی جا به‌جا می‌شوند.

با معرفی کانتینرزاسیون در سال 1960، جابه‌جایی فیزیکی کالاها تغییرات انقلابی نوآورانه‌ای را در تلاش، جهت به دست آوردن کارایی و اثربخشی در حمل‌ونقل انجام داد است. اگر چه، بر پایه ظهور محرک‌های همچون فنّاوری، اقتصاد، قوانین، جوامع و رقابت‌های تجاری، پیچیدگی عملیات حمل‌ونقل نیاز به مفاهیم بیشتری پیدا کرده است؛ و این به‌نوبه خود باعث به وجود آمدن واژگانی می‌شود که می‌تواند با یک بررسی کلیدی، شیوه‌های حمل‌ونقل را در خود جای دهد و همچنین می‌تواند در سطح بین‌الملل، مورد قبول همگان قرار گیرد. (UNCTAD, 1993). به‌عنوان جزئی از تجارت بین‌المللی، حمل‌ونقل چندوجهی باعث به وجود آمدن ارزش افزوده قابل توجهی نسبت به سایر روش‌های حمل‌ونقل برای کشتیرانی‌ها می‌شود. بر طبق نظر محققان تعدادی از ویژگی‌های این سیستم عبارت‌اند از:

  • کاهش زمان، خطر پذیری و یا مفقود شدن و خرابی کالا در طول حمل‌ونقل برنامه ریزی شده توسط یک اپراتور حمل کالا
  • استفاده از یک ارتباط شبکه‌ای در طول جریان حمل‌ونقل به‌وسیله یک اپراتور حمل‌ونقل چندوجهی
  • افزایش فرصت‌های دسترسی به بازار از طریق افزایش سرعت در حمل‌ونقل
  • کاهش اسناد چندگانه
  • صرفه جویی در هزینه از طریق کاهش نرخ حمل‌ونقل
  • پایین آوردن میزان سردرگمی و پیچیدگی حمل‌ونقل با ایجاد تنها یک اپراتور حمل‌ونقل چندوجهی در طول برنامه ریزی حمل کالا
  • بهبود موقعیت رقابتی بندر در بازارهای بین‌المللی
  • کاهش انرژی استفاده شده که خود باعث فواید محیطی و اجتماعی می‌شود.

با توجه به فواید ذاتی این سیستم، به‌وضوح می‌توان دانست که سیستم حمل‌ونقل چندوجهی این پتانسیل را دارا می‌باشد که بتواند فواید تجاری بسیاری را برای کشتیرانی‌ها و متصدیان حمل‌ونقل فراهم کند. این سیستم یکپارچه حمل‌ونقل باعث به وجود آمدن رقابت، انعطاف پذیری، کنترل هزینه و خدمات یک مرحله‌ای می‌شود. (Islam, Dinwoodie, & Roe, 2005) .با توجه به تعاریف و ویژگی‌های گفته شه ، مفهوم حمل‌ونقل را می‌توان این‌گونه بیان کرد: ترکیب شیوه‌های مختلف حمل‌ونقل، عملیات حمل‌ونقل بین‌المللی و تحت تنها یک اپراتور حمل‌ونقل. اما جهت درک بهتر وسعت حمل‌ونقل و بیان تعریف بهتری از آن می‌توان ساختار زیر را جهت درک هر چه‌بهتر حمل‌ونقل چندوجهی بیان ارائه داد. شکل (3-1) به‌صورت خلاصه به تفاوت حمل شیوه‌های سنتی با شیوه حمل و نقل چندوجهی می‌پردازد.

قبل از حمل

شکل 3‑1: بررسی شماتیک حمل و نقل سنتی و حمل و نقل چندوجهی (منبع:  1987،Hayuth )

 

1-1-1      بررسی تفاوت‌های اسمی و انواع حمل‌ونقل چندوجهی

در دنیای امروز حمل و نقل چندوجهی تحت نام‌های مختلفی شناخته می‌شود. بدیهی است که این تفاوت‌ها ناشی از مراحل تکوینی و تکاملی این سیستم در طول زمان‌های مختلف از زمان به وجود آمدن آن می‌باشد. اصطلاحات حمل‌ونقل همچون حمل‌ونقل یکسره[2]، پل‌های زمینی[3]، حمل‌ونقل ترکیبی[4]، حمل‌ونقل جند وجهی[5] (بین شیوه‌ای)[6]و به‌طور وسیعی در جریان حمل‌ونقل کالا مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ و در مواردی این اصطلاحات معنی و مفهوم شبیه به یکدیگر پیدا می‌کنند.

آنچه در ادبیات علمی و تجربی موجود دیده می‌شود مبین آن است که کشورهای آمریکای شمالی  عمد تا از اصطلاح حمل و نقل بین – شیوه‌ای و در کشورهای اروپایی از اصطلاح حمل و نقل چندوجهی استفاده می‌کنند که در ادامه به‌صورت مختصر به بررسی انواع حمل‌ونقل چندوجهی پرداخته می‌شود.

                 1-1-1-1    حمل‌ونقل یکسره[7]

نوعی از شیوه‌های حمل‌ونقل و توزیع است که با توجه به جریان ترافیک یکسره حمل‌ونقل از نقطه مبدأ تا نقطه پایانی با کمترین وسیله حمل کننده و کمترین تأخیر صورت می‌گیرد. دیگر ویژگی این نوع سیستم استفاده از اسناد استاندارد حمل‌ونقل مانند سند حمل‌ونقل یکسره در طول حمل‌ونقل می‌باشد. امروزه این نوع سیستم حمل‌ونقل را این‌گونه نیز تعریف می‌کنند: در این نوع سیستم حمل‌ونقل، حمل کالا با بیش از یک شیوه حمل صورت می‌گیرد که در آن حمل کننده هر مرحله تنها مسئولیت عملیات خود می‌باشد و مسئولیت کالا در طول سفر بر عهده یک اپراتور نمی‌باشد. (Jones, 2001).

                1-1-1-2    پل‌های زمینی[8]

در روش‌های حمل‌ونقل سنتی عموماً مسئولیت حمل کالا با تغییر شیوه‌های حمل‌ونقل تغییر می‌کنند که عمدتاً باعث طولانی‌تر شدن زمان سفر و افزایش هزینه‌های آن می‌گردد. ولی در سیستم‌های جدید ترکیبی که بین چند شیوه و پایانه انجام می‌گیرد، این مسئولیت به عهده یک شخص حقوقی یا حقیقی است. نوعی از این روش به نام پل‌های زمینی و یا کریدور های راه آهنی مشهور است. این روش حمل‌ونقل عموماً قاره‌ای و یا بین قاره‌ای و بعضاً تنها راه تجاری کشورهای بدون دریاست. این شیوه‌ها به علت کوتاه کردن مسیر سفر (به نسبت شیوه‌ای حمل‌ونقل تمام آبی) تقلیل زمان و هزینه سفر را به‌تنهایی و یا تواما به همراه دارند.کریدور های زمینی و یا پل‌های زمینی با توجه به وظیفه خود معمولاً از چندین کشور متعدد می‌گذرند. لذا به علت کثرت شیوه و پایانه‌های موجود در مسیر سفر دارای خصوصیات و نیازمندی‌های ویژه بوده و منجر به بروز مشکلاتی عملیاتی می‌شوند. این مشکلات در نقاط مختلف به‌خصوص در کشورهای در حال توسعه که در امور ترانزیت مبتدی هستند نوعی سر در گمی و گسستگی عملیاتی پدید می‌آورند و کیفیت، کمیت خدمات و در نهایت بقا دراز مدت آن‌ها تهدید خواهد شد. آنچه این شیوه حمل کالا را از روش‌های سنتی حمل‌ونقل جدا می‌سازد، این است که کلیه عملیات آن از مبدأ حرکت تا مقصد نهایی تحت یک بارنامه واحد انجام می‌شود. لذا پل‌های زمینی از شیوه‌های حمل‌ونقل ترکیبی قاره‌ای یا بین قاره‌ای می‌باشند و دارای انواع مختلف از جمله پل زمینی با دو شیوه حمل‌ونقل دریایی در ابتدا و انتهای عملیات و یک شیوه حمل‌ونقل زمینی و ترجیحاً ریلی در وسط می‌باشد. پل هوا-دریا، پل هوا – جاده – هوا و پل دریا – رودخانه از انواع متداول دیگر پل‌ها یا شیوه‌های ترکیبی حمل‌ونقل کالاست. (باورصاد ، 1378)

پل زمینی و کریدور ها از هر دو نوع جاده‌ای و یا راه آهنی نوعی از حمل‌ونقل بین‌المللی بوده که به‌صورت انفرادی و یا ترکیبی بخشی از تجارت بین‌المللی را انجام می‌دهند. در پاره‌ای از مواقع در میان مبدأ و مقصد این مسیرها، شیوه‌های حمل‌ونقل دریایی قرار می‌گیرد و سیستمی به نام پل‌های زمینی را به وجود می‌آورد. پل زمینی روشی از روش‌های حمل‌ونقل است که در آن کالاها تحت قواعد خاص به‌وسیله مجموعه‌ای به هم پیوسته از شیوه‌های حمل‌ونقل دریایی، بندری، زمینی و مرزی بین دو کشور مبدأ و مقصد حرکت و در همین اثنا از زیر بنای تسهیلاتی و تجهیزاتی و شبکه‌ای کشورها ترانزیت استفاده می‌نماید.

بر خلاف نام آن پل زمینی  شیوه حمل و نقل صرفاً زمینی یا جاده‌ای نیست، بلکه اگر به‌صورت کامل و به معنای واقعی کلمه انجام شود از دو شیوه حمل و نقل دریایی در هر دو مسیر و چندین مرحله عملیات تخلیه و بارگیری در چندین بندر و مبدأ مرزی تشکیل می‌شود که شیوه حمل و نقل زمینی ( ترجیحاً راه آهن) در وسط قرار گرفته و سیستم خاصی را به وجود می‌آورد. آنچه این شیوه حمل و نقل را با روش‌های سنتی حمل و نقل متمایز می‌سازد این است که کلیه عملیات آن از مبدأ حرکت تا مقصد نهایی باید تحت یک بارنامه انجام می‌شود. لذا پل‌های زمینی نوعی از شیوه‌های حمل و نقل ترکیبی، قاره‌ای و بین قاره‌ای بوده و دارای انواع مختلف از جمله پل زمینی با دو شیوه حمل و نقل دریایی در ابتدا و انتها عملیات و یک شیوه حمل و نقل زمینی ترجیحاً راه آهن در وسط می‌باشد. پل زمینی کوتاه [9]با یک شیوه حمل‌ونقل دریایی در ابتدای عملیات و یک شیوه حمل و نقل زمینی در انتهاست ولی کالاها تا بندر دوم یا پایانه مرزی کشور ترانزیت منتقل می‌شود.. پل زمینی کوچک [10]مشابه عملیات پل زمینی کوتاه است ولی تا بندر دوم ادامه نمی‌یابد. شکل (3-2) مفهومی از نوع کاربرد سیستم پل زمینی را نشان می‌دهد.

 

شکل 3‑2: مفهوم عمومی یک پل زمینی (منبع:Bavarsad,1997)

 

هدف عمده از توسعه انواع پل‌های زمینی در هر دو بعد زمان و هزینه حمل‌ونقل است، ولی از عامل سومی به نام ضرورت محموله به‌وسیله نیز نام برده شده است. ضمن اینکه از ویژگی‌های دیگر این شیوه ترکیبی حمل بار با یک بارنامه و یکنواخت سازی مدارک حمل‌ونقل، توسعه کانتینر و سیستم‌های حمل‌ونقل زمینی، توسعه و بهبود روابط منطقه‌ای و بین‌المللی، تقلیل دله‌دزدی و سهولت جابجایی کالا در بنادر و مبادی مرزی بوده و همچنین برای کشور یا کشورهای ترانزیت اعتبار ملی و دیپلماتیک و انباشت سرمایه فراهم می‌سازد. در حالی که پل‌های زمینی در مقایسه با شیوه حمل‌ونقل تمام آبی، به علت کوتاه کردن مسیر سفر تقلیل هر کدام از دو عامل زمان و هزینه سفر را به‌تنهایی و یا تواما به همراه می‌آورند. (Bavarsad, 1997)

عوامل رشد این پل‌ها و کریدورهای حمل‌ونقلی را می‌توان توسعه پدیده کانتینری در اواسط دهه 1960، توسعه سیستم‌های حمل‌ونقل زمینی، توسعه و بهبود روابط بین‌المللی و همچنین پیشرفت شگرف سیستم‌های اطلاع رسانی و مبادله آمار را در سطوح مختلف بین‌المللی و ملی کشورهای مختلف دانست کریدورهای حمل‌ونقل تماماً زمینی و چه عملیات پل‌های زمینی سیستمی ترکیبی و با توجه به نفس قاره‌ای یا بین قاره‌ای بودن آن‌ها عموماً از چندین کشور می‌گذرند. لذا لزوماً در مبادی مرزی و یا بنادر کشورهای ترانزیت در معرض تأخیر و معطلی ناشی از نقل و انتقال محمولات در اثر پایان و شروع وظایف حمل کنندگان قدیم و جدید هستند؛ که در نتیجه کثرت فعالیت‌های آن‌ها در بنادر و مبادی مرزی ، ماهیت پدیده پل زمینی حمل‌ونقل به علت هزینه‌های عملیات اضافی بین راهی و طولانی مورد سؤال و به‌تدریج غیراقتصادی و غیرعملی می‌گردد؛ که این تأخیر و معطلی‌ها در کشورهای در حال توسعه و یا مبتدی این قبیل سیستم‌های مدرن معمولاً در اثر عادت به شیوه‌های قدیمی می‌باشد برای جلوگیری از چنین معطلی‌هایی عملیات پل‌های زمینی و کری دورها دارای دو قید اساسی است: استفاده از کانتینرهای سازمان بین‌المللی استاندارد و همچنین کاربرد یک بارنامه[11] حمل که اساس حمل‌ونقل یکسره را ایجاد می‌کنند. کاربرد کانتینر در این سیستم بدین دلیل است که وقتی محمولات در آن قرار گرفتند، در مبدأ و مقصد و نقاط تعویض احتمالی (مثل بندر) مشابه روش‌های سنتی از اتلاف وقت پرداختن به نقل و انتقال کالاهای ریز و درشت ممانعت شده نتیجتاً جابجایی یکجا و سریع را پدید و در زمان سفر و هزینه آن صرفه جویی می‌شود. لزوم اعمال رژیم حمل‌ونقل یک بارنامه‌ای فقط درگیر کردن یک حمل کننده در کل مسیر و طول سفر می‌باشد. لذا هم در زمان حمل و همچنین به علت پایین آوردن تعداد واسطه‌ها و دخالت‌ها در هزینه‌های حمل (در مقایسه با سیستم‌های سنتی) صرفه جویی به وجود می‌آید.

کالا و مسافر بین دونقطه مبدأ و مقصد مبتنی است و فقط از یک شیوه متشکل از یک نوع راه و وسیله نقلیه استفاده و در صورت نیاز به ادامه راه به شیوه‌ای دیگر، مسئولیت حمل مسافر یا کالا به عهده شخص حقیقی یا حقوقی دیگری واگذار می‌شود. در حقیقت در سیستم‌های سنتی مسئولیت حمل بار یا تعویض شیوه حمل و نتیجتاً بارنامه، از شرکتی به شرکت دیگر منتقل می‌شود. شرکت‌های صدور بارنامه برابر مفاد قرارداد مسئول تحویل گیری محمولات از شرکت قبلی و تحویل دهی آن به بعدی به‌صورت کامل و سالم هستند و لذا وقت و هزینه‌های زیادی مصرف می‌گردد. ولی در سیستم‌های پل زمینی یا کریدوری به علت لزوم اصل بارنامه واحد و وجود یک شرکت مسئول حمل در طول مسیر سفر کلیه شیوه‌ها وقت و هزینه زیادی صرفه جویی می‌شود. (باورصاد, 1378)

                1-1-1-3    حمل‌ونقل ترکیبی[12]

اصطلاح حمل‌ونقل ترکیبی توسط قوانین بین‌المللی اتاق تجاری بدین گونه تعریف شده است: حمل کالا به‌وسیله حداقل دو شیوه حمل‌ونقل متفاوت، از مکانی در یک کشور که در آن کالا و یا مواد اولیه واقع شده است به کشورهای مورد نظر مختلف.

ترکیب شیوه‌های حمل‌ونقل مورد نظر کالاها را قادر می‌سازند که به‌وسیله دریا، آبراه‌های داخلی، هوایی، ریل یا جاده حمل‌ونقل شوند (UNCTAD, 1981). در سیستم حمل‌ونقل ترکیبی مشخصات ویژه‌ای وجود ندارد اما شیوه‌ی تک سندی در این سیستم باعث تسهیل حرکت کالا می‌شود؛ اما با توجه به تعاریف گفته شده، واژگان حمل‌ونقل ترکیبی و حمل‌ونقل چندوجهی به علت استفاده هر دو سیستم از شیوه‌های مختلف حمل‌ونقل با یکدیگر اشتباه گرفته می‌شوند.

در واقع حمل‌ونقل ترکیبی شکلی از حمل‌ونقل چندوجهی می‌باشد که در آن جابه‌جایی کالا در یک واحد بارگیری (کانتینر) یا وسیله حمل جاده‌ای، توسط چندین شیوه حمل‌ونقل بدون جابه‌جایی خود کالا در تغییر شیوه حمل‌ونقل صورت می‌گیرد. حمل‌ونقل ترکیبی همان حمل‌ونقل چندوجهی است جایی که بخش عمده سفر به‌وسیله ریل، آبراه‌ها، دریا انجام شود و حمل اولیه و پایانی کالا از کوتاه‌ترین راه جاده‌ای ممکن صورت می‌گیرد. با توجه به قوانین آی سی سی[13]1975 برای حمل‌ونقل ترکیبی، قوانین (ICC/UNCTAD,1992) جایگزین قوانین قبلی به‌عنوان حمل‌ونقل ترکیبی شده است. (ECMT, 2001)

[1] Affreightment

[2] Through Transport

[3] Land Bridges

[4] Combined Transport

[5] Multimodal Transport

[6] Intermodal Transport

[7] Through Transport

[8] Land Bridges

[9] Minibridge

[10] Microbridge

[11] Single bill of lading

[12] Combined Transport

[13] International Chamber of Commerce (ICC)

اهمیت و مزیت صادرات-پایان نامه مزایای رقابتی ، تاکتیک های بازاریابی و تعهد صادراتی

اهمیت و مزیت صادرات

مزیتهای صادرات مالکیت شرکت‌ها دارایی‌های ویژه، تجربه بین‌المللی و توانایی برای تولید محصولات کم‌خرج و یا متفاوت در روابط زنجیره‌ای که ارزش آن را توسعه می‌دهد. مزیتهای یک بازار محلی مخصوص یک ترکیب ظرفیت بازار و خطر سرمایه‌گذاری است. مزیتهای بین‌المللی کردن سودها از حفظ صلاحیت کمپانی و بندکشی آن از میان زنجیره ارزش است به جای به دست آوردن جواز/ منابع بیرونی یا فروش آن. در رابطه با نمونه اقتباس‌شده، کمپانی‌ها که سطوح پایین مزیتهای مالکیت را دارند یا به بازارهای خارجی داخل نمی‌شوند. اگر کمپانی و محصولاتش مجهز به مزیت مالکیت و مزیت ساخت هستند، آنها از میان وضعیت‌های کم خطر از قبیل صادرکننده داخل می‌شوند. صادرکننده سطح زیرین سرمایه‌گذاری مورد نیاز به جای حالات دیگر توسعه بین‌المللی عمدتاً، از قبیل FDI می‌باشد. همچنانکه شما امکان دارد انتظار داشته باشید، خطر پایین‌تر کالای صادره به جای نمونه با بازده پایین‌تر روی دیگر حالات فروش بین‌المللی منتج می‌شود. به عبارت دیگر، بازگشت معمولی روی فروشهای صادراتی خطر بزرگ ندارد اما همینطور ممکن است داشته باشد. اجازه دادن به مدیران صادرکننده که عمل و نظارت را برای آنها فراهم می‌کند اما نه انتخاب را که کنترل این اندازه بازار را تمرین کند. یک صادرکننده معمولاً در آخرین نقطه دور از مصرف‌کننده اقامت دارد و اغلب واسطه‌های مختلف را نیاز دارد که فعالیتهای بازار را اداره نمایند.

شاید دلیل توجه روزافزون به صادرات را بتوان در واژه تراز پرداخت ها جستجو کرد چون اکثر کشورها به نحوی کسری تراز پرداخت ها را چه به صورت واقعی و چه در قالب یک پیش بینی صرف تجربه نموده اند، امروزه این امر به صورت یک قانون درآمده است که افزایش صادرات یک کشور می تواند به نحو چشمگیری منجر به کاهش بسیاری از کشورهای توسعه صادراتی یا بین المللی شدن تنها راه بقا و رشد باشد (نهاوندیان، 1380) .

دلیل عمده دیگر در زمینه افزایش تمایل به سمت صادرات شاید تغییر در اقتصاد جهان باشد. این تغییر که مشخصه های آن گسترش تکنولوژی جدید در تمام جهان، کاهش موانع تجاری، شکل گیری موافقتنامه های تجاری چندجانبه میان کشورهای جهان( مثل نفتا، گات و…) مقررات زدایی بازار مالی ونزدیک شدن ذائقه مشتریان به هم و در کل جهانی شدن اقتصاد است، می تواند انگیزه مهمی را در جهت ایجاد تمایل به سمت صادرات به وجود آورد (دنا و مایر[1] 2000).

دراکر معتقد است که امروزه در هر کشور و در هر کسب و کاری، به خصوص کسب و کارهای بزرگ، آنهایی که می خواهند خوب عمل کنند باید بپذیرندکه در حال حاضر اقتصاد جهانی حرف اول را می زند و سیاست های اقتصاد داخلی تنها در صورتی می تواند موفق شود که خود را قدرتمند نماید و یا حداقل کار می کند که به موفقیت رقابت بین المللی کشورشان لطمه ای وارد نسازد  (دنا و مایر[2] 2000).

ظهور یک جهان بدون مرز که باعث سهولت در جریان آزاد اطلاعات و منابع می گردد همانند شمشیری دولبه است که باعث ظهور فرصت ها و هم ایجاد تهدیدات بسیاری می شود. برای موفقیت در چنین جریانی و برای بهره برداری از فرصت ها و احتراز از تهدیدات لازم است که کشورها توانمندی خود را شناسایی نموده و ضعف های خود را پوشش دهند. در این زمینه شناسایی مزیت نسبی کشورها از اهمیت زیادی برخوردار است. در سراسر دنیا بسیاری از کشورها مانند برزیل از منابع طبیعی  فراوانی بهره مندند. در حالی که برخی دیگر مانند مکزیک می توانند نیروی کار ارزان قیمت ارائه نمایند. برخی مانند ژاپن برای تحصیلات و آموزش تعهد بسیار زیادی دارند در حالی که برخی دیگر مانند ایالات متحده دارای نوآوری و کارآفرینی می باشند. کشورها در نوع فعالیتی که می توانند انجام دهند ( آنچه که می توانند عرضه کنند) متفاوتند و شرکت ها هم به صورتی فزاینده عملیات زنجیره ارزشی خود را در بخش هایی از دنیا متمرکز می نمایند که بتوانند از نعمت های مختلف موجود در آن کشورها بهره مند گردند. پورتر بیان می کند که برخی از کشورها نسبت به بقیه از وجود درصد بیشتری از شرکت ها موفق و در خاک خود بهره مندند.

[1] Dena & Myers

[2] Dena & Myers

مفهوم توسعه گردشگری- پایان نامه تاثیر فرهنگ بر توسعه گردشگری

توسعه گردشگری

در ایران نیز با توجه به منابع بالقوه فراوان برای جذب گردشگر، تلاش های فراوانی برای توسعه این صنعت صورت گرفته است. از جمله می توان به طرح جامع ملی توسعه گردشگری و طرح های جامع استانی اشاره کرد که با توجه به نقاط ضعف و قوت و مزیت های نسبی موجود در هر منطقه، سیاست های کلی و استراتژی های منطقه ای و استانی توسعه گردشگری کشور را تدوین و چارچوب و مبنایی برای سایر طرح ها و برنامه های توسعه گردشگری در نظر گرفته شود. پر واضح است موفقیت طرح های کلان، مرهون تدوین برنامه هایی جهت اجرایی و عملیاتی شدن سیاست های پیش بینی شده و استراتژی های پیشنهادی در این طرح ها می باشد (کاظمی، 1387: 82).

توسعه توریسم بطور فزاینده ای بستگی به محیط طبیعی، فرهنگی و اجتماعی دارد. بنابراین حفظ و ارتقای کیفیت محیط توریستی امری ضروری است. از طرفی توسعه توریسم اغلب مانند شمشیر دو لبه است که هم اثرات مثبت دارد (مانند ایجاد اشتغال و… ) و هم اگر درست برنامه ریزی، توسعه و مدیریت نشود، اثرات منفی زیست محیطی (مانند آلودگی آب، آلودگی هوا و تخریب اکوسیستم) و اثرات منفی فرهنگی/اجتماعی (مانند از دست دادن فرهنگ سنتی و بومی)  به دنبال خواهد داشت (Zhong et al., 2011: 2972).

2-6 راهبردهاي توسعه صنعت گردشگري

راهبردهاي توسعه گردشگري مبناي توسعه و مديريت اين صنعت و عنصري اساسي از برنامه ريزي ملي و منطقه اي گردشگري محسوب مي شود. برخي از موضوعات اساسي كه در تدوين راهبردها بايد به آنها توجه نمود به قرار زير است:

 تعيين سياست ها و اهداف توسعه به عنوان نهاده هاي اوليه براي تدوين استراتژي.

 تعيين نوع، موقعيت و ويژگي هاي عمده جاذبه هاي گردشگري در هر كشور يا منطقه.

 تعيين نوع و موقعيت محلهاي اقامت موجود و محلهاي اقامت پيش بيني شده و ساير تسهيلات گردشگري.

 بررسي وضعيت و امكانات حمل و نقل و ساير تأسيسات زيربنايي نظير شبكه هاي آب، برق، تلفن، بهداشت و … در حال و آينده.

 تجزيه و تركيب كلي منطقه از نظر محيطي، اجتماعي، اقتصادي.

با توجه به مطالب فوق به چند راهبرد توسعه گردشگري كه در مناطق مختلف جهان مورداستفاده قرار گرفته است اشاره مي شود : يكي از انواع راهبردهاي توسعه، “ايجاد تفريحگاه (استراحتگاه) براي  جهانگردان ” است . يك تفريحگاه معمولاً دامنه وسيعي از خدمات و امكانات گردشگري از جمله امكانات تفريحي و استراحتي را ارائه مي كند، كشورهاي مختلفي از اين نوع راهبرد استفاده نموده اند كه از مهمترين آنها مي توان از راهبرد توسعه تفريحگاه مكزيك نام برد . از ديگر راهبردهاي گردشگري مي توان به راهبرد

توسعه گردشگري شهري اشاره كرد، شهرها غالباً گسترة وسيعي از جاذبه هاي تاريخي، فرهنگي، بازار، رستوران ها، هتل ها و پارك هاي شهري را شامل م ي شوند . بسياري از جاذبه ها و تسهيلات رفاهي شهري اساسًا براي خدمت به شهروندان توسعه يافته اند، از طرفي شهرها ممكن است دروازة ور ود و خروج گردشگران به كشور يا منطقه باشند و به عنوان پايگاهي براي گردشگراني كه به نواحي اطراف شهرها مسافرت مي كنند، به حساب آيند .

اين نوع راهبرد بايد به دقت برنامه ريزي شود و احداث هتل ها و ساير تسهيلات گردشگري و جاذبه ها، بايد به دقت عمل شود . امروزه احداث يا عمران مجدد برخي از نواحي شهري كه در جهت استفاده جهانگردان و اوقات فراغت ساكنان آن ناحيه ها قرار مي گيرد، امري متداول است . از ديگر راهبردها مي توان به راهبرد “توسعه گردشگري روستايي” مانند آنچه كه در كشور سنگال اجرا شده و راهبرد “توسعه گردشگري مذهبي” مانند كشور عربستان اشاره كرد (مدهوشی و ناصر پور، 1382: 27).

پایان نامه مسؤولیت اجتماعی و گزارش مالی:

ویژگی های کیفی اطلاعات حسابداری مطرح شده در استانداردهای حسابداری ایران و بیانیه مفهومی شماره2 [1]

چارچوب نظري FASB به منظور توصيف مفاهيم و موارد مرتبطي که زير بناي استانداردها و رويه هاي حسابداري مالي آينده مي باشند و همچنين به منظور ايجاد مبنايي براي ارزيابي استانداردها و رويه هاي فعلي به وجود آمد[2]. در ادامه مقاله با استفاده از ويژگي هاي کيفي اطلاعات حسابداري معيار ارزش منصفانه در مقابل معيار بهاي تمام شده تاريخي براي دارايي هاي ثابت مشهود مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد. ويژگي هاي کيفي اطلاعات حسابداري در نمودار شماره 1 خلاصه شده اند. تعاريف ويژگيهاي کيفي در اين بخش برگرفته از تعاريف لغات و اطلاعات بيانيه مفهومي شماره 2 مي باشد.

شکل ‏2‑1: سلسله مراتب ويژگي هاي کيفي(بیانیه مفهومی شماره 2 FASB)

[1] – SFAC NO.2

[2] – FASB, 1978;par.3

عوامل اساسی موفقیت در مدیریت دانش — پایان نامه استراتژی های مدیریت دانش

عوامل اساسی موفقیت در مدیریت دانش

فاکتورهایی که در مدیریت دانش به عنوان عوامل موفقیت مطرح اند به چهار دسته تقسیم می شوند: تکنولوژی، فرآیندها، افراد، حفظ تعهدات استراتژیک (لیا،2008: 97).

– تکنولوژی: تکنولوژی در مدیریت دانش راه حل هایی را برای تسهیم دانش، مدیریت و اداره کردن اسناد، جریان یا روند کار وغیره ایجاد می کند (مک دانلد، 1384: 77).

– فرآیندها: استانداردهایی را برای توزیع دانش، پذیرش محتوای مدیریت، ابقای کیفیت و حذف یا طبقه بندی و نگهداری محتوا، بازیابی اطلاعات، ارتباطات اعضا در عمل، متدولوژی و استانداردها در عمل و مطالعات موردی فراهم می آورد (مدیسون و دارتون، 2006: 3).

– افراد:‌بزرگترین چالش در مدیریت دانش اطمینان اعضا به سازمان و اطمینان بین خود اعضا برای اشتراک دانش و استفاده مجدد از دانش برای دستیابی به نتایج است (عدلی، 1383: 47).

– حفظ تعهدات سازمانی: مدیریت استراتژیک نقش کلیدی را در ارتقا رفتارها از طریق ارتباطات سازمانی پایدار ایفا می کند. که در مدیریت دانش اهمیت دارد یکی از کلیدهای موفقیت برای مدیران سطح بالا ایجاد تعهد سازمانی است (مارویک، 2005: 9).

 

 

بخش دوم: استراتژی­های مدیریت دانش

در این بخش محقق به دنبال بررسی اجمالی در مورد استراتژی­های مدیریت دانش؛ الگوها و مدل های مختلف در زمینه مدیریت دانش خواهد پرداخت و در انتهای بخش به نحوه انتخاب این استراتژی­ها خواهد پرداخت.

2-2-1- استراتژی های مدیریت دانش

دارا بودن یک استراتژی روشن و به خوبی برنامه ریزی شده یکی از راه های رسیدن به موفقیت در مدیریت دانش است. این استراتژی عامل مهمی برای یک سازمان است تا بتوانند منابع و توانایی های خود را برای دستیابی به اهداف مدیریت دانش سازماندهی کند. برای بذل توجه بیشتر به استراتژی مدیریت دانش می توان گفت این استراتژی باید بتواند به مسائل ضروری کسب و کار یک سازمان کمک کند (هولساپل،2004). مدیریت دانش بسیار ساده به نظر می رسد، اما شرکت هایی که سعی دارند تا به شرکت های دانش بنیان تبدیل شوند با مشکلات اساسی رو به رو هستند. نخست اینکه پاسخ صحیحی برای همه مشکلاتی که با آن مواجه هستند، وجود ندارد و همچنین علاوه بر این دستورالعمل خاصی برای اجرای روش ها و مفاهیم مختلف و متنوع مدیریت دانش موجود نمی باشد. برای مواجه با این مسائل موضوع ایجاد استراتژی برای مدیریت دانش یا استراتژی سازی مدیریت دانش به یکی از دغدغه های محققان این حوزه تبدیل شده است (کوبو، 2006).

بخش عمده ای از تحقیقات موجود در خصوص مدیریت دانش بر عوامل مهمی مانند مردم، ساختار سازمانی و فرآیندها، استراتژی، فرهنگ، منابع، آموزش و فناوری که بر موفقیت استراتژی مدیریت دانش تاثیر گذار هستند، متمرکز شده است (سلکوک، 2010).

مدیریت دانش راهی برای بهبود عملکرد سازمان، بهره وری و رقابت برای ترویج اکتساب، به اشتراک گذاری و استفاده از دانش است. مدیریت دانش می تواند دانش را به فرد مناسب در  زمان مناسب ارائه نماید و این به منظور افزایش بهره وری و کاهش هزینه های زنجیره عرضه و رسیدن به هدف، جهت بهبود مزیت رقابتی یک بنگاه اقتصادی است. محققین برای بهبود مدیریت دانش تجربه های کسب و کار را مورد مطالعه قرار دادند و دو نوع استراتژی مدیریت دانش تحت عناوین ” سیستم محور ” ( به دنبال سند و دانش ذخیره شده در پایگاه داده ها ) و ” انسان محور ” ( به دنبال توسعه شبکه ای از مردم برای برقراری ارتباط ایده ها ) ارائه نمودند (هانسن و همکاران، 1999). چوی و لی، یک استراتژی مدیریت دانش جدید با عنوان استراتژی ترکیبی مدیریت دانش را در این طبقه بندی قرار دادند (وو و لی، 2007).

یکی از علت هایی که بعضی از سازمان ها در پیاده سازی مدیریت دانش شکست خوردند این بود که نتوانستند دانش را از داده یا اطلاعات متمایز کنند و ویژگی های منحصر به فرد دانش و کارکنان دانشی را نادیده گرفتند (هولساپل، 2004). یکی دیگر از دلایلی که محققان بسیاری در شکست طرح های مدیریت دانش به آن اشاره کرده اند، نبود متدولوژی های سنتی که برای ایجاد یا توسعه سیستم های اطلاعاتی به کار گرفته می شده برای پیاده سازی مدیریت دانش بوده است. به این ترتیب که در بسیاری موارد متدولوژی های سنتی که برای ایجاد یا توسعه سیستم های اطلاعاتی به کار گرفته می شده برای پیاده سازی مدیریت دانش و سیستم های آن استفاده شده است (میلز و همکاران، 1998). برای مواجه با یک اقتصاد دانشی و شرکت در رقابت های مبتنی بر دانش، یک سازمان باید قادر باشد که انواع دانش خود را حفظ کرده و ارزش های استراتژیک آن را به حداکثر برساند (نوناکا و تاکاشی، 2004). برای محقق شدن این امر، بسیاری از سازمان ها شروع به باز طراحی و سازماندهی مجدد استراتژی های کسب و کار خود، فرایندها، تکنولوژی اطلاعات و ساختار سازمانی از یک دیدگاه مبتنی بر دانش نموده اند (کیم و همکاران، 2002). اجرای مدیریت دانش چالش های بسیاری را برای سازمان ایجاد می کند (داونپورت و همکاران، 1998). احتباج به مقادیر زیادی از منابع سازمانی، تکنیک های گوناگون و ابزارهای مرتبط با آنها دارد و همچنین زمان زیادی برای رسیدن به موفقیت احتیاج دارد. در بسیاری موارد از متدولوژی های موجود برای پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی برای اجرا و پیاده سازی و نیز برنامه ریزی مدیریت دانش استفاده شده است. برای مثال در رابطه با شناسایی دانش محوری و طراحی فرایند مدیریت آن از این نوع متدولوژی ها استفاده شده است. با وجود این تعدادی از سازمان هایی که به ایجاد متدولوژی مخصوص به خود دست زده اند، نیز در واقع با تمرکز بر تکنولوژی اطلاعات این کار را انجام داده اند (لی و کیم، 2001). یکی از مهم ترین موارد در ایجاد استراتژی مدیریت دانش آن است که این استراتژی و اهداف مربوط به آن باید نمایانگر استراتژی و اهداف سازمانی باشد (ناهاپیت و قوشال، 1998). آنها باید قادر باشند که اثربخشی و کارایی فرایندهای کسب و کار و در نهایت عملکرد سازمانی را بهبود ببخشند (کیم و همکاران، 2002). از طریق فرایند استراتژی سازی مدیریت دانش، یک سازمان در رابطه با نقاط قوت و ضعف و فرصت ها و تهدیداتی از جنس مدیریت دانش برای رسیدن به اهداف خود آگاه می شود، بنابراین می توان گفت که برنامه ریزی استراتژیک مدیریت دانش بخشی از خود مدیریت دانش و استراتژی سازی آن در واقع بخشی از برنامه ریزی استراتژیک مدیریت دانش است.