ابعاد رفتار شهروندي سازماني

ادبيات كثيري حول محور رفتار شهروندي سازماني وجود دارد كه در آنها مفهوم سازي هاي متعددي از رفتار شهروندي سازماني پرداخته شده و اين خود، موجب سردرگمي در فهم اصطلاح مذكور شده است (Raub, 2008). به رغم توجه فزاينده صاحبظران به سازه رفتار شهروندي سازماني، بين آنان در خصوص ابعاد مفهوم فوق اجماع نظر كامل وجود داشته و مانند بسياري ديگر از سازه هاي سازماني، سازه رفتار شهروندي سازماني نيز ابعادي چندگانه يافته است (سبحاني نژاد و همكاران،1389، 40).

پژوهش هاي اوليه در خصوص سازه رفتار شهروندي سازماني، نوع دوستي و تابعيت كلي از سازمان را رفتاري سودبخش براي سازمان تعريف كرده بودند. اسميت و همكاران نوع دوستي را كمك به فرد خاص مي دانند كه به طور غيرمستقيم به سازمان سود مي رساند به علاوه تابعيت كلي از سازمان را نيز نمايانگر رفتاري دانسته اند كه بيشتر غير شخصي بوده و نشان دهنده تابعيت فرد از هنجارهاي سازماني است. بنابراين رفتارهائي كه براي كارمند خوب تعريف شده، زمينه هائي چون؛ پيروي از قوانين، مقررات و رويه هاي سازماني حتي در شرايط عدم حضور كنترل كننده رسمي را شامل مي شود.

در تقسيم بندي ديگر، پژوهشگران در تبيين ماهيت و ابعاد رفتار شهروندي سازماني بر دو بعد؛ OCB-I شامل، رفتارهاي شهروندي متمركز بر افراد در سازمان (سود بخشيدن به افراد درون سازمان) و OCB-O  شامل، رفتارهاي شهروندي متمركز بر سازمان جهت سود رساندن به كل آن، متمركز شده و مقصود آنها از رفتار شهروندي سازماني انجام وظايفي است كه الزامي نبوده ولي انجام آنها عملكرد سازمان را بهبود مي بخشد (Williams & Anderson, 1991, 601).

مدل سه بعدي رفتار شهروندي سازماني در پژوهش بورمن و همكاران (2001)، بورمن و كولمن[1] (2000) پديدار شده است. در اين مدل رفتار شهروندي سازماني از سه بعد؛ رفتار شهروندي ميان فردي، رفتار شهروندي سازماني، رفتار شهروندي سازماني و رفتار شهروندي شغلي تشكيل شده است (Becton et al, 2008). پودساكف و همكاران (2000) در پژوهش خود، راجع به ادبيات رفتار شهروندي سازماني تقريباً سي نوع رفتار شهروندي را شناسائي و انواع مختلف آن را در هفت دسته؛ رفتارهاي كمك كننده، جوانمردي، وفاداري سازماني، اطاعت سازماني، ابتكارات فردي، فضيلت مدني و توسعه شخصي طبقه بندي نموده اند.

اسپكتور و فوكس[2] (2002) رفتار شهروندي سازماني را به دو طبقه؛ تسهيل بين فردي و از خود گذشتگي شغلي تقسيم كرده اند. تسهيل بين فردي شامل؛ رفتارهاي بين فردي هدفمندي است كه به موفقيت كلي سازمان كمك مي كند و در برگيرنده ي مجموعه اي از فعاليت هاي سنجيده و منطقي است كه به بهبود روحيه، تشويق همكاران، برداشتن موانع براي اجراي وظايف و كمك به همكاران در انجام وظايف شغلي، كمك مي دهد. از خودگذشتگي شغلي نيز شامل رفتارهاي منضبط از جمله؛ دنبال كردن قوانين، سخت كار كردن و خلاقيت براي حل مشكلات كاري مي باشد. از خود گذشتگي، مبناي انگيزش شغلي است و كارمندان را تشويق مي نمايد تا اعمالي را انجام دهند كه به نفع سازمان باشد (سبحاني نژاد و همكاران، 1389، 43).

كاربردي ترين دسته بندي از ابعاد رفتار شهروندي سازماني متعلق به اورگان (1998) مي باشد. اورگان رفتار شهروندي سازماني را شامل ابعادي چون؛ نوع دوستي، آداب اجتماعي، وجدان كاري، نزاكت و جوانمردي دانسته است. ادبيات نظري حاكي از آن است كه هم اكنون، اكثر پژوهش هاي مرتبط با رفتار شهروندي سازماني با توجه به مدل اورگان انجام مي شود (Garg & Renu, 2006; Nemanick, 2000; Markoczy & Xin, 2004; Appelbaum et al, 2004  ). بر اين اساس و در مجموع مي توان اذعان اشت، عمده ترين ابعاد رفتار شهروندي سازماني شامل موارد زير مي باشد:

  1. جوانمردي: جوانمردي تحت عنوان، توانائي كارمند در انطباق خود با سختي ها و ناسازگاري هاي محيط كار بدون اعتراض يا شكايت شفاهي و رسمي، تعريف شده است. كاركنان با توسعه جوانمردي قادر خواهند بود، سختي هاي محيط كار را بدون شكايت و اعتراض تحمل نمايند (Kernodle, 2007). اين بعد از رفتار شهروندي سازماني مخصوصاً براي مديران مفيد است، از اين جهت كه با نمايش جوانمردي از جانب زيردستان، آنها ديگر مجبور نيستند، وقت زيادي را به پاسخ شكايات زيردستان اختصاص دهند (Rich, 1999)، زيرا ديدگاه كاركنان مبتني بر عدم شكايت از مشكلات و مسائل پيش آمده در محيط كاري سازمان است (Bell & Menguc, 2002).
  2. نوع دوستي: نوع دوستي، كمك به همكاران براي تكميل كارها در شرايط غيرمعمول سازماني مي باشد. كمك به افرادي كه حجم كاري سنگين دارند، كمك به افرادي كه غايب بوده اند و كمك به تطبيق يافتن افراد تازه وارد با محيط و شرايط جديد كار اگر كه الزامي نباشد، مي توانند، نشان دهنده نوع دوستي فرد باشند. از نوع دوستي به عنوان رفتار مفيد و مثبت ياد مي شود (Garg & Renu, 2006).
  3. وجدان كاري: به انجام رفتارهائي از طرف كارمند در جهت انجام مطلوب وظايف سازماني در سطحي فراتر از ملزومات تعيين شده شغلي يا آن چه از او انتظار مي رود، اطلاق مي شود (همان منبع). اين كه فرد به موقع سر كار حاضر شود، حضورش در محل كار، بالاتر از ميانگين بوده و وقتي نمي تواند در محل كار حاضر شود از قبل اطلاع بدهد، از درخواست استراحت و مرخصي هاي اضافي خودداري نمايد، از زمان كاري حداكثر استفاده را ببرد. به علاوه از قوانين و مقررات سازماني حتي در مواقعي كه كسي نظاره گر او نيست، پيروي كند، جلوه هائي بارز از وجدان كاري سازماني مي باشد (سبحاني نژاد و همكاران، 1389، 46).
  4. آداب اجتماعي: آداب اجتماعي مي تواند به عنوان؛ مشاركت در فرايندهاي سياسي سازمان، ابراز عقايد، پرداختن به مسائل كاري در وقت شخصي، مشاركت در رويدادهاي سازمان، حضور در جلسات و مشاركت در مسائل سازماني و غيره در نظر گرفته شود (Kernodle, 2007). اورگان بيان مي دارد؛ آداب اجتماعي به مسئوليت ها و نقش فعالي كه كاركنان به عنوان شهروند سازماني در زندگي سياسي سازمان به عهده مي گيرد، مربوط مي شود (Namm, 2003).
  5. نزاكت: شامل تمام دور انديشي هائي است كه از طرف فرد به منظور جلوگيري از وقوع مشكلات كاري در ارتباط با ديگر كاركنان (Chu cheng, 2001) و جلوگيري از استرس و تنش (Organ, 1998; Bell & Mengue, 2002) صورت مي گيرد. احترام به حقوق و امتياز ديگران، مشورت با كساني كه ممكن است، تحت تأثير يا اقدام فرد قرار گيرند و مطلع ساختن ديگران قبل از انجام هر اقدام مهم، همگي مي توانند نشان دهنده سطح نزاكت كاركنان باشند.

 

[1] Coleman

[2] Spector & Fox