اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر کیفیت زندگی مادران دارای فرزند سندرم داون- قسمت ۱۹

ملک پور و همکاران (۱۳۸۵) تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر کاهش فشار روانی مادران کودکان کم توانی هوشی را مورد برسی قرار دادند. نتیجه تحقیق نشان داد که این مهارت ها در کاهش میزان فشار روانی این گروه موثر است.
ابراهیمی باغبانان (۱۳۸۶) در پژوهشی که به بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر سازگاری اجتماعی مادران دارای کودک کم توانی هوشی شهر اصفهان پرداخته است نشان داد آموزش مهارت های زندگی بر سازگاری اجتماعی مادران دارای کودک کم توانی هوشی موثر است.
محمودی، زهراکار، شعبانی (۱۳۹۲) در پژوهشی به بررسی اثر بخشی آموزش مهارت های زندگی بر کیفیت زندگی دانشجویان نشان دادند که برنامه آموزش مهارت های زندگی توانسته است سلامت روانی و جسمانی دانشجویان را به طور معنا داری افزایش دهد.
در پژوهشی ترک لادانی (۱۳۸۷) تاثیر آموزش مهارت های زندگی به مادران را بر مشکلات رفتاری کودکان پایه سوم تا پنجم مقطع ابتدایی شهر اصفهان را مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان داد که میانگین پس آزمون مشکلات رفتاری کودکان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معنا داری کاهش یافته است.
پژوهش امیری مجد و سرسکنرود (۲۰۱۲) نشان داد که والدین کودکان عادی نسبت به والدین کودکان سندرم داون از کیفیت زندگی بالاتری برخوردارند وبین وضعیت اقتصادی و آموزشی در والدین کودکان عادی ارتباط وجود دارد ودر والدین کودکان سندرم داون در وضعیت اقتصادی ارتباط وجود ندارد ولی بین وضعیت آموزشی ارتباط وجود دارد.
سپاه منصور (۱۳۸۸) تاثیر آموزش مهارت های زندگی را بر انگیزه پیشرفت، ابراز وجود و سازگاری اجتماعی را در پژوهشی مورد بررسی قرار داد و نتایج نشان داد که آموزش در ارتقای میزان انگیزه پیشرفت، ابراز وجود و سازگاری اجتماعی دانشجویان موثر است.
مهدوی حاجی و همکاران (۲۰۱۱) در پژوهشی اثر بخشی آموزش مهارت های زندگی را بر شادکامی، کیفیت زندگی و کنترل هیجان در دانشجویان تربیت معلم مورد بررسی قراردادند و نتیجه گرفتند که آموزش مهارت های زندگی در میزان شادکامی، کنترل هیجان و کیفیت زندگی در ابعاد سلامت روانشناختی، روابط اجتماعی و موقعیت های فیزیکی تفاوت قابل مشخصی مشاهده کردند، اما در بعد سلامت فیزیکی این تفاوت قابل ملاحظه مشاهده نشد.
شیخی فینی و باوقار (۲۰۱۲) در پژوهش خود نشان دادند که آموزش مهارت های زندگی بر کاهش استرس و سبک های مقابله ای احساسی در نوجوانان تاثیر دارد اما این اثرات بر افزایش سبک مقابله ای مشکل گرا و عملکرد دانشگاهی نوجوانان تاثیر معنی داری نداشت.
بهرامی و ملا جباری (۲۰۱۳) در پژوهشی خود بر سلامت روان مادران با کودک استثنایی نشان دادند که آموزش مهارت های زندگی بر سلامت روانی مادران اثرات مثبت گذاشته است.
طیبی رامین، ۱۳۹۲ در پژوهشی اثر بخشی معنادرمانی گروهی بر ارتقای کیفیت زندگی مادران کودکان کم شنوا را مورد بررسی قرار دادو نتیجه مطالعه وی نشان داد میانگین کیفیت زندگی در مادران کودکان کم شنوا پس از اجرای مداخله در گروه آزمایش بیشتر از میانگین گروه کنترل بوده و تفاوت از لحاظ آماری معنا دار است.
خیاط زاده ماهانی ۱۳۸۸ در پژوهش خود نشان داد بین مادران کودکان سالم و کودکان مبتلا به فلج مغزی و همچنین مادران کودکان سالم و کودکان مبتلا به کم توانی هوشی در حیطه های کیفیت زندگی اختلاف معناداری وجود داشت. اما بین مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی و کودکان مبتلا به کم توان هوشی در هیچ کدام از حیطه های کیفیت زندگی تفاوت معناداری مشاهده نشد.
عبداالهی و همکاران(۲۰۱۲) در پژوهشی به ارزیابی کیفیت زندگی پدر و مادران با کودکان با ناتوانی نشان داند که تفاوت قابل توجه در کیفیت زندگی والدین با کودکان با ناتوانی وجود دارد که بسته به نوع ناتوانی کودک و مورد علاقه نبودن کودک برای والدین داشته است.
تقی زاده، اسدی، ۱۳۹۳ در پژوهشی که به بررسی مقایسه ای کیفیت زندگی مادران کودکان کم توان ذهنی و مادران کودکان عادی پرداختند به این نتایج دست یافتند که بین میانگین کیفیت زندگی مادران دارای کودکان عادی و میانگین کیفیت زندگی مادران دارای کودکان کم توان ذهنی تفاوت معناداری وجود دارد.
فصل سوم
روش تحقیق
فصل سوم روش تحقیق
مقدمه
در این فصل روش شناسی پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. در ابتدا اطلاعات مربوط به نوع مطالعه، جامعه و نمونه مورد پژوهش، روش اجرا و نحوه جمع آوری داده ها بیان شده است و در پایان نیز روش اجرا، روش های تجزیه تحلیل داده ها و ملاحظات اخلاقی رعایت شده در پژوهش ارائه خواهد شد.
نوع مطالعه
پژوهش حاضر از نوع مطالعات شبه آزمایشی است که بر اساس طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام گرفته است.
جامعه مورد مطالعه
جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی مادران دارای فرزند سندرم داون مراجعه کننده به کانون سندرم داون ایران در سال ۱۳۹۲ می باشد.
حجم نمونه و روش نمونه گیری
نمونه شامل ۳۶ نفر از مادران کودکان سندرم داون مراجعه کننده به کانون سندرم داون ایران بودند که به طور تصادفی در گروه های (۱۸ نفر گروه آزمایش و ۱۸ نفر گروه کنترل) جایگزین شدند.
اندازه نمونه با استفاده از فرمول ذیل و پژوهش‌های مشابه (بهرامی و ملا جباری، ۲۰۱۳) و با احتمال خطای نوع (α) برابر ۰۵/ و توان آزمون ۷۰/ حداقل ۱۸ نمونه در هر گروه تعیین شد؛ که با توجه به احتمال ریزش تعداد افراد نمونه در طی دوره‌ی مداخله، نمونه های مورد مطالعه در این پژوهش ۳۶ نفر از مادران هستند که با توجه به ملاک های ورود و خروج برای شرکت در پژوهش دعوت می شوند؛ و از این تعداد نیمی به صورت تصادفی در گروه‌های مداخله و کنترل جایگزین خواهند شد.
معیارهای انتخاب افراد مورد مطالعه
معیارهای ورود به پژوهش
حداقل تحصیلات مادران در حد سیکل
مادرانی که دارای فرزند ۶ ماهه تا ۸ ساله با سندرم داون هستند.
مادران متاهل که با همسر خود زندگی می کنند.
معیار های خروج
وجود اختلال‌های شدید روانی در مادر و مصرف داروهای روان‌گردان.
غیبت در جلسات آموزشی (۳ جلسه و بیشتر).
داشتن فرزند دیگری که دچار بیماری مزمن باشد.
شرکت در برنامه های آموزشی مشابه به طور همزمان.
داشتن بیماری جسمی که فرد را از شرکت در برنامه پژوهش باز دارد.
روش گردآوری داده ها

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.