فایل – اجرای طراحی آموزشی مبتنی بر بازی و تاثیر آن بر هوش میان …

کودکان بازی و تفریح را دوست دارند و از فعالیت بدنی لذت میبرند، مطالعات مختلف نشان میدهد که اولین انگیزه و مهمترین دلیل شرکت کودکان در ورزش، تفریح نمودن است. کودکان بیشتر از عوامل درونی مثل تفریح و سرگرمی و بهبود مهارتهای خود لذت میبرند و عوامل اجتماعی مثل با دوستان بودن برای آنها اهمیت متوسطی دارد.لذا پیشنهاد میشود که والدین و مربیان شرکت در فعالیتهای ورزشی را برای کودکان طوری برنامهریزی نمایند که با خصوصیات جسمانی و روانی آنها متناسب باشد.
نتایج تحقیقاتی که اثر تمرین هوازی را بر افزایش توان هوازی کودکان مورد بررسی قرار دادهاند، تغییرات حداکثر اکسیژن مصرفی کودکان در اثر تمرینات هوازی را کم تا متوسط نشان دادهاند و بر توسعه تواناییهای حرکتی و افزایش انگیزش تاکید کردهاند.(همان منبع،۸۱)
تعداد زیادی از تحقیقات نشان میدهند که تمرینهای قدرتی برای کودکان موثر و بیخطر است. افزایش قدرت کودکان بیشتر حاصل سازگاری عصبی- عضلانی است و هایپرتروفی عضلانی در اثر این تمرینات بسیار کم است.در تمرین پذیری کودکان تفاوت جنسی دیده نشده است. افزایش مقاومت و شدت تمرین در کودکان باید به آرامی و به تدریج صورت گیرد و برنامه تمرین قدرتی باید به دقت، نظارت و کنترل شود. تمام وسایل باید متناسب با اندازه کودک انتخاب شود.(همان منبع)
بازی و سازگاری اجتماعی کودکان
بازی رشد اجتماعی در کودکان را افزایش میدهد و میتواند نقش مهمی در آموزش مهارتهای اجتماعی مناسب با رشد داشته باشد(آثی[۵۱]،۱۹۸۴،به نقل از قنبری،۱۳۸۴) بازی برای کودک وسیلهای جهت کسب تجارب اجتماعی است. بازی راه را برای مراوده و دوستی میان کودکان و همسالان میگشاید. کودک ضمن بازی رفته رفته خود را عضوی از یک جمع احساس میکند و به ارزیابی منصفانه رفتار و کردار خویش و هم بازیهایش مینشیند. ضمن بازی همهی جوانب شخصیت کودک در اتحاد و همکاری باهمبازیها شکل میگیرد (بوندارنکو[۵۲] و ماتوسیک[۵۳]۱۳۷۱ به نقل ازقنبری،۱۳۸۴) “سیشور” میگوید بازی اصولا اجتماعی است و یکی از هدفها و بازدههای آن ایجاد حس دوستی و معاشرت با دیگران است. یعنی در حقیقت بازی سازندهی “انسان اجتماعی” است(مهجور،۱۳۸۰) مارگوت لوون فلد[۵۴] نیز معتقد است: بازی به عنوان وسیلهای جهت برقرار کردن ارتباط کودک با محیطش به کار میرود. ازاین حیث بازی دارای هدفی اجتماعی است(مکللان[۵۵]۱۳۷۱،به نقل از قنبری،۱۳۸۴) اگر کودک به قدر کافی در بازیهای گروهی شرکت کند فردی اجتماعی بارمیآید( بهپژوه ۱۳۷۵،به نقل از قنبری،۱۳۸۴).
بازی،سازگاری اجتماعی کودک را پیشبینی میکند. نوع بازی، تنوع فعالیتهای بازی و مقدار زمانی که کودک در بازی صرف میکند ، همگی وضع سازگاری شخصی و اجتماعی او را نشان میدند. مثلا کودکی که عمدتا به بازیهای انفرای و انزوایی میپردازد، درحالی که همسالانش با همدیگر بازی میکنند، معمولا سازگاری ضعیفی دارد. در بازی کودکان تنوع محسوسی وجود دارد.(خزاعی و خزاعی،۲۹،۱۳۹۲)
در بازی است که کودکان از خود غافل میشوند و به دیگران و همکاری و دوستی با آنها نزدیک میشوند و همین باعث میشود پایه و اساس زندگی اجتماعی او پایهریزی گردد.تجارب اجتماعیی مهمترین عامل سازندهی فرد میباشد.(رئیسوند،۱۳۷۹ به نقل از فتحی،۱۳۸۴)
اثرات شناخته شده بازی بر سلامت
اثرات بازی بر سلامت کودکان را میتوان از سه جنبه بررسی کرد:
۱-اثرات جسمی: تقویت عضلات، کاهش چاقی،خواب بهتر، تغذیه متعادلترو مقویتر( خزاعی و خزاعی،۳۰،۱۳۹۲).کودک محروم از بازی یا کودکی که بازی نمیکند، از رشد و نمو سالم بدنی و روانی بهرهمند نخواهند بود. بازی سبب میشود که تمام قسمتهای بدن کودک رشد و نمو طبیعی خود را ادامه دهد (شعاری نژاد، ۱۳۸۵).بازی حواس پنجگانه کودک را تقویت میکند و مهارتهای حرکتی او را افزایش میدهد و باعث میشود تا کودک بر حرکات کوچک (مانند انگشتان) و حرکات بزرگ (مانند حرکات بدن) خود تسلط یابد (انگجی و عسگری، ۱۳۸۵).
۲-اثرات روانی: مهارت حل مشکل، اعتمادبه نفس، تقویت تفکر ،( خزاعی و خزاعی،۳۰،۱۳۹۲).بر اساس نظریات پیاژه و ویگوتسکی، بازی اصلیترین عامل رشد شناختی کودو است. همچنین یکی از پاکترین روشهای فکری قابل دسترس برای خردسالان میباشد( انگجی و عسگری، ۱۳۸۵). بازی به کودک کمک میکند که نیروهای ذهنی خود را به کار اندازد، محیط اطرافش را از جهات گوناگون بشناسد، تواناییهایش را عملا بشناسدو بر تجارب خود بیافزاید. همچنین ضمن بازی یاد میگیرد که میان واقعیت و خیال فرق بگذارد (شعاری نژاد،۱۳۸۵). بنابراین شیوه طبیعی یادگیری برای کودک، بازی کردن است. برای کودکان بازی کردن و یادگیری متضاد یکدیگر نیستند. کودکان از موقعیتهای یادگیری که لذتبخش باشند، بهره میبرند.(بهشتی،منطقی،) کودک از طریق بازی مهر و علاقه ، خشم و کین، تنشها، ناکامیها، ناامنیها،ترسها،آشفتگیها و سردرگمیهای خود را به نمایش میگذارد یا آنها را دور میافکند و یا اینکه آنها را کنترل میکند. به هرحال، از این طریق به نوعی آرامش عاطفی دست مییابد. با کسب آرامش عاطفی او قادر به تصمیم گیری منطقیتر میگردد( مهجور،۸۴،۱۳۸۰)
۳- اثرات اجتماعی: مهارتهای ارتباطی بینفردی(گوش دادن،مهارتهای استدلالی)جامعه و گروهپذیری،مهارت مذاکره،رعایت حقوق دیگران،همکاری و شراکت،ایجاد ارتباط ماندگار با والدین، درک بهتر هنر،موسیقی،ریاضیات و علوم( خزاعی وخزاعی،۳۰،۱۳۹۲)که در ضمن بازی کردن ، با جهان خارج آشنا میشود، حقایقی را درک میکند، طریق کارکردن و احتراز از خطرها و همکاری و تعاون با دیگران و تمرین و کارآموزی مهارتها را فرامیگیرد. کودک در ضمن بازیهای دسته جمعی رعایت حقوق دیگران و قوانین اجتماعی را یاد میگیرد.(بهشتی،منطقی،۱۳۹۰ به نقل از ولد بیگی، ۱۳۸۹)
آیتالله امینی معتقد بود: بازی، عواطف و احساسات اجتماعی کودک را بیدار ساخته، او را به سوی زندگی اجتماعی و قبول مسئولیتها سوق میدهد.( شتاب بوشهری،۱۳۷۷، به نقل از فتحی ۱۳۸۴)
کودک بدون بازی به خصوص بازی با کودکان دیگر، خودخواه، خودبین و خودرای میشود. او از طریق بازی شیوهی برقراری روابط اجتماعی با بیگانگان و حل مسائل و مشکلات ناشی از آن را فرامیگیرد. بازیهای گروهی به کودک میآموزد که باید در برابر کمک دیگران پاسخگو باشد و محبت آنان را به هر وسیلهی ممکن، قدر شناسد. از سوی دیگر کودک از طریق بازیهای گروهی، بردباری به هنگام پیروزی را فرامیگیرد. نقشهای مختلفی که کودک در بازیهای گوناگون به عهده میگیرد، وی را یاری میدهد تا به تدریج نقش مناسب را برای ایجاد مطلوب ترین رابطه با دیگران بیابد. او شیوه همکاری و تبادلات با دیگران و رعایت حقوق دیگران را از طریق بازی میآموزد. بسیاری از بازیهای کودکان در حقیقت تقلیدی از فعالیتهای بزرگسالان است. کودک در این بازیها، به تکرار فعالیتهای بزرگسالان میپردازد. ازآنجا که فعالیت بزرگسالان در نخستین محیط کودک یعنی خانواده، تقریبا یکسان است، بازیهای کودکان خردسال شباهت فراوانی به یکدیگر دارند. با افزایش سن، بخش عمدهی این بازیها تقلیدی از بازیهای کودکان بزرگتر میشود.(همان منبع)
از آنجایی که جامعه مورد نظر این پژوهش کودکان میباشند لازم دانستیم تا مراحل رشد کودکان از نظر ژان پیاژه را بیان کنیم و بتوانیم از این طریق برخی ویژگیهای کودکان را بشناسیم:
مرحله حسی حرکتی: ( از تولد تا دو سالگی) در این مرحله فعالیتهای شناختی کودک به اعمال حسی و حرکتی محدود میشود و قادر نیست دنیای خارج را در ذهن خود درونی سازد.
مرحله پیشعملیاتی) : از ۲ تا ۷ سالگی) در این مرحله کودک قادر به تفکر عملیاتی نیست و زبان کمک زیادی به رشد او میکند. او نمیتواند به طور انتزاعی مفهوم سازی کند و به موقعیتهای معینی نیاز دارد که به دو قسمت تفکر پیشمفهومی( از ۲تا۴ سالگی)، و تفکر شهودی ( از۴تا ۷ سالگی) تقسیم میشود. در تفکر پیش مفهومی، به مفهوم آموزی دست مییابد ولی منطق آن تمثیلی است. در تفکر شهودی، مسائل را به روشی شهودی حل میکند. شاخصترین ویژگی آن ثبات ماده ، طول، عدد،ماده، مساحت، وزن و حجم است.
عملیات محسوس : (از۷ تا ۱۱ سالگی ) فعالیت او در محیط غنی و محسوس صورت میگیرد. او در این مرحله توانایی انجام اعمال منطقی را دارد؛ اما به شرط عینی بودن امور. کودکان وابسته به کوشش و خطا نیستند و مفاهیمی مانند عدد، حجم و وزن را میتوانند بیاموزند.
عملیات صوری یا تفکر انتزاعی: (از ۱۱ و حدود ۱۲ تا ۱۴ و ۱۵ سالگی) در این دوره نوجوان توانایی تفکر بر حسب امور انتزاعی را پیدا میکند و قادر به فعالیتهای پیچیده ذهنی است.( فرجی امیری، ۱۳۸۷)
مراحل رشد بازی در کودکان:
مرحله اول: تولد تا سه سالگی
در این مرحله یعنی سه سال اول بازی کودک جنبه فردی و انفرادی دارد.حرکت نخستین مظهر بازی است. چنان که نوزاد با حرکت دادن دستها و پاهایش بطور منظم و دائم بازی میکند. در دو سه ماه اول زندگی، شیرخوار برای ارتباط با محیط، فعالیت چشمگیری از خود نشان میدهد.بعد از آن فعالیتهای وی افزایش مییابد و در حدود شش ماهگی با اشیایی که در دسترس اوست بازی میکند.اسباب بازیها را به دهان میبرد و آنها را تکانی میدهد. و از صدای آنها لذت میبرد.کودک حتی از شنیدن صدای خود نیز لذت میبرد،بنابراین صدا میکند،جیغ میکشد و از مشاهده رنگهای براق و نورهای درخشان خوشحال میشود.بطور کلی شیرخوار تا یک سالگی با هروسیلهای که در اختیارش قرار بگیرد بازی میکند و از لحاظ زبری،نرمی،طعم،صدا و امثال آن مورد بررسی قرار میدهد.(خزاعی و خزاعی،۲۵،۱۳۹۲)
باراه افتادن کودک و همچنین حرف زدن وی بازیهای او نیز رنگ دیگری به خود میگیرد.کودک دوساله دوست دارد بیشتر تنها یا با یک بزرگتر آشنا بازی کند.ولی کم کم به تماشای بازیهای دیگر نیز علاقهمند میشود. در دو سالگی بازیها بایستی موجب تقویت عضلات بزرگ بشوند بنابراین در این سن بازیهایی مانند تاب خوردن،اسباب بازیهای سوار شدنی،اسباببازیهای کشیدنی و فشاری میتواند مناسب باشد.از طرف دیگر موارد بازی بایستی موجب تقویت حسهای گیرنده کودکان شود. دراین مورد نقاشی با انگشت، بازی با آب،بلوک،کتاب، عروسک و حیوانات خمیری میتواند مفید و موثر واقع گردد.(همان منبع)
مرحله دوم: سه تا شش سالگی
بازی و حرکات بدنی کاملا در بدن کودکان آشکار میشود،در اواخر این مرحله معمولا نیروی خیال کودک شدت مییابد و در بازیهای او منعکس میشود کودکان به تحلیل و ترکیب اشیا،کسب اطلاعات،علاقمندی به رقابت و تقلید از هرچه میبیند و میشنود،متمایل میگردد.در این دوره کودک علاقه شدیدی به بازی با گل و خاک دارد،نباید اورا از این عمل بازداشت، بلکه باید فقط گل و خاک تمییز در اختیار او گذاشت و بعد از بازی وی را به شستن دستها ترغیب نمود.
در این سن کودک اسباببازیهای خود را میشکند تا به محتویات درون آن پی ببرد، همچنین در این مرحله به هیچ نوع قید و قاعدهای در بازی خیالی مثل لوازم کهنه و اسقاطی، اسباببازیهای کوچک از لوازم زندگی، پازل،بازیهای کارتی ساده ، مواد هنری مثل وسایل نقاشی میتواند مفید و مناسب باشد. کالسکه یا سه چرخه و چرخ بزرگ، وسایل برای نقاشی،رنگ کردن،طراحی،کارهای چوبی، تاب خوردن،نخ کردن مهره،کتابهایی با موضوعاتی درمورد دنیای واقعی کودکان میتواند برای کودکان چهارساله لذت بخش و موثر باشد،خمیربازی و بازیهای کارتی،بازیهای جدول که درآنها قاعدههای محدود حاکم است و نتایج آن بیشتر بر اساس شانس است و بازیهای فکری برای سنین پنج سالگی مناسب و مفید میباشد.در پایان این مرحله کودک به سوی واقعیتگرایی وتفکر منطقی متمایل میشود.بنابراین مواد بازی نیز باید یاریدهنده بازی این کودک باشد.(همان منبع)
مرحله سوم:سه تا شش سالگی
در این مرحله کودک بیشتر به بازیهایی متمایل میشود که با حرکات زیاد توام است و میخواهد سرعت،قدرت و مهارت خود را نشان دهد، چون میان عضلات و اعصاب ارتباط برقرار میشود. بدین سبب میتواند به بازیهایی که مستلزم مهارت هستند مشغول شود.همچنین کودک به بازیهای دسته جمعی علاقهمند میشود و میخواهد در هر بازی رفیق و شریکی داشته باشد تا به او کمک کند یا به مبارزه و مباحثه با او بپردازد. زیرا در این مرحله است که میل به رقابت ظاهر میشود و دوام و شدت مییابد چون دراین سن نیروهای گوناگون بدنی و ذهنی کودک رشد میکند و او میتواند عضلاتش را کنترل کند و نیز به علت تربیت حواس وکسب مهارت و تجربه، بازیهای گوناگون را به سرعت و قدرت و دقت انجام میدهد( در صورتی که قبلا از انجام آنها عاجز بود). این دوره سالهای حساس برای زندگی نوین کودک است.او دراین سن در محیطی رسمی تربیتی قرار میگیرد و از او انتظار میرود تا به قوانین آموزش رسمی گردن نهد.بازی کودکان دراین مرحله ترکیبی از بازیهای آموزشی و تقلیدی آزاد است.(همان منبع)
چهار دوره بازی:
برای کودکان چهار دوره یا مرحله برای بازی نام میبرند که به قرار زیر است:
مرحله کاوشی:
که تا حدود ۳ ماهگی است و بازی کودکان عمدتا عبارت است از:نگاه کردن به اشخاص و اشیاء و احیانا کوشش برای گرفتن اشیایی که جلو چشمشان میگیرند.بعد از آن کودک سعی میکند همه چیز را بگیرد، زیرا میتواند حرکات اعضای بزرگ بدنش را تا حدی کنترل کند.(خزاعی و خزاعی،۲۸،۱۳۹۲)
مرحله اسباب بازی:
از یک سالگی آغاز و بین۵ و۶ سالگی به اوج خود میرسد. دراین دوره، کودک با اسباببازیها صحبت میکند و آنها را جاندار میپندارد و آنها را تشویق یا تنبیه میکند.(همان منبع)
مرحله بازی حرکتی و نمایشی:
معمولا پس از ورود به مدرسه، بازیهای کودک، عمدتا حرکتی و نمایشی است، جز هنگام تنهایی که ممکن است به اسباببازیهای خود پناه ببرند. دراین مرحله کودک به بازیهای ورزشی و جمعی میپردازد.(همان منبع)
مرحله بازی رویایی:
که حدود بلوغ شروع میشود و کودک دیگر به اسباببازی علاقه نشان نمیدهد و بیشتر اوقاتش را در بازیهای رویایی صرف میکند.(همان منبع)
مشخصه های بازی کودکان:
روانشناسان معاصر مشخصات بازی را در بازیهای کودک کشف کردهاند.
بازی یک نیاز درونی است نه یک نیاز فیزیولوژیک یا خواسته اجتماعی
بازی با پرسش من با این شی چه میتوانم بکنم؟،هدایت میشود.بنابراین بازی غیر از کاوش است.زیرا در کاوش این سوال مطرح است : این شی چیست و با آن چه میتوان کرد؟

یک مطلب دیگر:
پژوهش دانشگاهی - شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن روزبهان ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.