علمی : اجرای طراحی آموزشی مبتنی بر بازی و تاثیر آن بر هوش میان فردی …

لذت تفریح:
یکی از مهمترین اثرات روانی داستان، تفریح و لذت بردن کودک است. در واقع نویسندگان لازم است که هنگام نگارش داستان به این اصل مهم توجه کنند. زیرا به یقین، یکی از دلایل اصلی کودک برای گوش سپردن به داستان، لذت بردن و تفریح است که این امر، خود موجب رسیدن به آرامش روانی و تخلیه هیجانات روحی کودک میگردد.
” اینکه اثری با کودک تعامل برقرار نموده و کودک با واکنش عینی خویش نشان داده است که این اثر متعلق به اوست بیتردید بیانگر این است که اثر یادشده به نیازی از او پاسخ گفته، لذتی برای او آفریده، حس خوشایندی را در او برانگیخته و فضای پرجاذبهای را برای او خلق کرده است. به بیان دیگر به نیازهای عاطفی، هیجانی و شناختی او توجه کرده و یا نیازهای تازهای را در او بیدار نموده است” (خسرونژاد،۱۳۸۲به نقل از رشیدی،۱۳۹۰)
بنابراین هر نویسنده، به هر دلیل که به نگارش داستان همت میورزد، باید لذت بخش بودن و فراهم کردن لحظاتی خوش و جذاب را برای کودک مدنظر داشته باشد. یک داستان و متن خوب میتواند در کنار رسیدن به اهداف آموزشی- تربیتی خود، لذت بخش و سرگرم کننده باشد و این دو با یکدیگر تناقضی ندارند.
رشد مهارتهای زبانی
داستانها هم کودک را با زبان رسمی و نوشتاری آشنا میکنند و هم به علت استفاده از کلمات و جملات، دایره واژگان کودک را افزایش داده، او را با ساختار جملات و الگوهای جدید جمله آشنا میکند.
” گلیزر نشان میدهد که چگوونه ادبیات رشد زبان کودک را تقویت میکند. به نظر وی رشد زبان کودک در گرو برخورد او با زبان بالغ است و این امر از طریق ادبیات کودک امکانپذیر است” همچنین” چامسکی[۱۱۳] در تحقیق خود نشان داد که میان رشد زبانی کودکان و میانگین سطح پیچیدگی کتابهایی که با آن سروکار دارند و نیز تعداد کتابهایی که با آن آشنایی دارند یا در دوران کودکی برایشان خوانده شده است، همبستگی مثبتی وجود دارد” (آدینهپور، ۱۳۸۱،به نقل از رشیدی،۱۳۹۰)
در حقیقت میتوان داستانها را بهطور غیرمستقیم، انبار آموزشی جملات و کلمات و نحوه کاربرد آنها دانست. البته از آنجایی که کودک در گروه سنی الف خود قادر به خواندن نیست، میتوان افعال کتاب را به صورت شکسته و یا صیقل داده خواند تا خواندن لحن شیرینی به خود بگیرد و موجب جذابیت بیشتر برایش گردد- به خصوص برای کودکان کمسالتر این گروه.
تحقق اهداف تربیتی
انتقال و افزایش مهارت فلسفه ورزی و پرسشگری
یکی از مسائلی که امروزه به تازگی دربارهی کودک و ادبیات کودک مطرح است، بحث آموزش فلسفه و تفکر درباره مفاهیم گنجانده شده در داستان است.” اکثر محققان براین عقیده هستند که قصهگویی تجربه مشترک همه انسانهاست و هیچ انسانی را نمیتوان یافت که چنین تجربهای نداشته باشد. ارائه داستان به شکلهای گوناگون ذهن دانشآموزان را فعال و خلاق میکند و به دانشآموزان میآموزد در مواجهه با مشکلات به یک راهحل نیاندیشند”( اسکندری و کیانی، ۱۳۸۶،به نقل از رشیدی،۱۳۹۰).
داستان فرصتی است برای لذت بردن و از طرفی تفکر پیرامون موضوعات. اینکه داستانی بتواند قوه تفکر کودک را تحریک کند و او را وادار به فکر کردن و در نتیجه ایجاد پرسش نماید بسیار ارزشمند است.
نظریهپردازان و متفکران بزرگی چون گریت بی میتوز[۱۱۴]،متیو لیپمن[۱۱۵]، شارپ[۱۱۶] و… اشاعه دهنده تفکر فلسفه برای کودکان هستند. این روش، تاکید اصلی بر روی گنجاندن یک یا چند مفهوم فلسفی در داستان است که باید پس از خوانده شدن توسط کودکان به صورت گروهی و دسته جمعی با راهنمایی و هدایت معلم و هدایتگری آگاه، به بحث گذارده شود. به عبارت دیگر با تفکر جمعی درباره یک موضوع و داستانی واحد و ارائه نظریات گوناگون و شنیدن آن، مهارت تفکر و فلسفه ورزی کودکان افزایش مییابد.
انتقال ایدئولوژی:
ایدئولوژی را میتوان همان مفاهیم، مبتنی فکری و ارزشهای ذهنی نویسنده دانست. نویسنده از زبان به عنوان ابزار بیان داستانش بهره میبرد و این زبان به عنوان واسطه برای رساندن و انتقال مفاهیم و ارزشها و ایدئولوژی نویسنده عمل میکند.” ولوسیوف[۱۱۷] چنین بیان میکند که همه زبانها ایدئولوژیک هستند. استدلال وی چنین است که همهی سیستمهای نشانهای، من جمله زبان، تنها نقش ساده نشانهای ندارند، بلکه همچنین و همزمان نقش ارزشگذارانه و در نتیجه ایدئولوژیک دارند”( سارلند[۱۱۸]، ۱۳۸۱،به نقل از رشیدی،۱۳۹۰)
در ایدئولوژی هر فرد، ارزشهای اخلاقی و نیز ارزشها و هنجارهای اجتماعی درهم تنیدهاند و بخش مهمی از ایدئولوژی و ساختار فکری او را دربر میگیرد. بنابراین میتوان در یک تقسیمبندی جزئیتر انتقال ایدئولوژی را به دو صورت زیر داشت:
انتقال ارزشهای اخلاقی
انتقال ارزشهای اجتماعی
در واقع ادبیات کودک” به گونهای ژرف، ایدئولوژیک بوده و عملکرد آن انتقال شکلهای ویژه انتظام و معنای اجتماعی است”( سارلند، ۱۳۸۱،به نقل از رشیدی،۱۳۹۰)
نویسنده خود در جامعه زندگی میکند و ذهنش خواه و نا خواه پر است از ارزشهای اخلاقی و هنجارهای اجتماعیای که به او از طریق جامعه و خانواده منتقل شده است- در حقیقت نویسنده در انتقال این ایدئولوژیهای پیدا و پنهان ذهنش، آگاهانه یا ناآگاهانه موثر است. بنابراین میتوان گفت که تمامی داستانها، از طریق نمایش شخصیتها- رفتارها و افکار آنها، یا بیان افکار راوی و در پشت آن نویسنده- ارزشهای اخلاقی و اجتماعی زمان خود را به کودک منتقل کرده و آموزش میدهند.مطلب پایانی و قابل توجه آن است که، گاه این تصور هم به وجود میآید که میشود کتابهایی یافت که بدون ایدئولوژی باشند. در حالی که ایدئولوژی یا میشود نشان داد یا نمیشود با این وجود، هست و هیچ راه فراری از آن وجود ندارد و بچهها به راحتی آنها را درمییابند.
درمان بیماریهای روانی
امروزه از کتاب درمانی در درمان بسیاری از بیماریها و اختلالات روحی و روانی در افراد استفاده میکنند. درواقع این شیوه، با استفاده از گزینش کتابی متناسب با شرایط سنی فرد درمانجو –بیمار- و همینطور متناسب با نوع مشکل، توسط فرد درمانگر به فرد ارائه و یا برای او خوانده میشود.
این روش علاوه بر داشتن مزایا، هیچگونه عوارضی ندارد. البته باید توجه داشت که این روش به تنهایی در درمان بیماریها راهگشا نیست و معمولا به عنوان روشی مکمل به کارمیرود. با اینحال به طور قطع، تاثیر مثبتی در آرامش روحی بیمار دارد.
تاثیر بازی بر تقویت هوش میانفردی:
دانشمندان دریافتهاند که کودکان جنگلی که در جنگل و به دور از تماسهای اجتماعی رشد یافتهاند، نه حرف میزنند نه میتوانند بخوانند و بنویسند، پس نمیتوان تاثیر محیط را نادیده گرفت. هوش به دو عامل وراثت و محیط بستگی دارد و به طور کلی برای وراثت ۷۰ درصد و برای محیط ۳۰ درصد ارزش قائلند. کودکان ممکن است از ژن خوبی برخوردار باشند ولی وقتی محیط مناسبی در اختیار نداشته باشند، رشد هوش دچار مشکل میشود اما اگر از نظر ژنی از ژن ضعیفی برخوردار باشند عوامل محیطی قطعا میتواند تا حدی موثر باشد. در برخی مواقع مثلا در مورد بچههای پیشدبستانی، اینکه فقط اسباب بازی را جلوی آنها بریزیم کافی نیست چون در این سن اگر کودکان مجبور باشند برای کشف چیزی تلاش زیادی بکنند حوصلهشان سر میرود. بطور مثال در آموزش اعداد و حروف و اشکال، موثرترین روش این است که با آنها بازی بسازیم. در این الگو کودکان میآموزند که فقط برای لذت بردن بازی میکنند اما آنها در حقیقت در حین بازی مهارتهایی را یادمیگیرند که به پرورش حافظه، افکار خلاق و تفکر منطقی کمک میکند.(ناظمی،۷۳،۱۳۸۵)
فواید قصههای تصویری:
در قصههای تصویری، هر تصویر، قصهای میگوید. این دسته از قصهها، منبع خوب و ارزشمندی است برای کودکان خردسال و مبتدی و دانشآموزان، تا بتوانند با دیدن تصاویر سادهی هر ماجرا، قوهی خلاقهی ذهن خود را به کار اندازند و خود برای آن تصاویر، داستانی خلق کنند.
با قصههای تصویری بچهها میتوانند رابطهی بین اشیاء و الفاظ را درک کنند، همچنین کودکان با خواندن آنها میتوانند برای رسیدن به هدفهای خود در زندگی، راهحلهای ابتکاری پیدا کنند.
قصهها و کتابهای تصویری(مصور)، آغاز آشنایی کودکان با کتاب و مطالعه، و در حقیقت اولین گام در راه آشنایی با دانش بشری است.
زبان و کلام تصویر،بهتر از هر کلامی میتواند به رشد بدون فشار، همه جانبه، مناسب و سلامت کودک، کمک کند.
کودک با تصویر،زندگی میکند، با تصویر فکر میکند، با تصویر سفر میکند، رشد میکند، بازی میکند و خویشتن را میسازد. زیرا پل تصویر، محکمترین پلهاست، حتی محکمتر از پل صوت؛ و رابطه به یاری تصویر، زیباترین رابطهها.(مرتضوی کرونی،۱۳۹۱)
قصههای تصویری با پرورش خلاقیت در کودکان، کوشش پدیدآوردن راهحلی نوین، برای حل هر مشکل دارد، به طوری که کودکان در برخورد با هر مساله و مشکل، با تواناییهای فکری خود، راهحلهای زیر را تجربه کنند:
مشاهده: یعنی استفادهی کودک از تواناییهای حواس و حداکثر توجه، برای دریافت و درک مساله.
ثبت و ضبط: یعنی به خاطر سپردن و یادآوری رویدادهای مربوط به هر ماجرا.
استدلال: یعنی کودک، توانایی تجزیه و تحلیل و جمعبندی عوامل مربوط ، و سرانجام قضاوت در مورد آن ماجرا و رویداد را پیدا کند.
خلاقیت: یعنی توانایی تجسم و پیشبینی و ایجاد ایدههایی در این مورد که چه امکانات و راهحلهای دیگری غیر از آنچه دستیاب و در دسترس میباشد، امکانپذیر است.
هوش : قصههای تصویری، قدرت سازگاری کودکان و نوجوانان را با محیط بالا میبرد و این سازگاری میتواند به برخورد صحیح با موقعیتها و رویدادهای تجربه شدهی قبلی آن کودک و یا مواجهه با مشکلات و مسائلی که آن کودک قبلا با آن برخورد کرده است و معمولا به نام موقعیت حل مساله خوانده میشود، در نظر گرفته شود.
یادگیری اطلاعات کلامی : یکی از رایجترین قابلیتهای انسان، یادگیری اطلاعات کلامی است، این قابلیت، در تمامی طول زندگی با ما بوده، و هر لحظه نیاز به آن است تا با برخورد پدیدهای جدید نسبت به یادگرفتن اسم، محل، زمان و غیره، اقدام نماییم. این قابلیت، عبارت از بیان اطلاعات به صورت کلامی( شفاهی و کتبی) است. (ناظمی،۹۶،۱۳۸۵)
کودک ونوجوان در هرآن ، با هزاران فرد، رویداد، چیز، و اسباببازی برخورد میکند که دانستن نام آنها در مرحلهی اول(اطلاعات کلامی) و کاربرد آنها در مرحلهی دوم (مهارت فکری) را در او بالا میبرد و در غیاب این نوع قابلیتها، کودک و نوجوان، توان برقراری ارتباط با محیط خود و توانایی حل مساله خود را نخواهد داشت.(همان منبع)
کودکان به سرعت و آسانی ، قصههای تصویری را میفهمند.
به کمک قصههای تصویری، سرعت فهم و یادگیری در کودکان و نوجوانان را بالا میرود و آنها میتوانند آموختههایشان را در حل مشکلات مربوط به خود در زندگی مورد استفاده قرار دهند.
در قصههای تصویری، مراحل تصویرهای هر داستان بدین گونه است که برای کودکان نوپا و خردسال و بسیار کوچک قابل فهم است و برای دانشآموزان سرگرم کننده و آموزنده. در مدرسه به هر دانشآموز یک قصهی تصویری داده میشود تا با توانایی ذهنی خودش، برای آن تعداد تصویر ، داستانی بگوید.

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.