اجرای طراحی آموزشی مبتنی بر بازی و تاثیر آن بر هوش میان فردی …

به دلیل طبیعت غیر خطی و انعطافپذیری ذاتی، یادگیری به یک فرایند تحت کنترل فرد در هر زمان و مکان تبدیل میشود.
بازیهای واقعی و شبیهسازها، یادگیری را به فرایندی لذتبخش و مفرح تبدیل میکنند.
بازیها، محیطی امن هستند که امکان خطا را برای فرد و گروه یادگیرنده فراهم میسازند.( ولایتی و رمضانی، ۱۳۸۹)
بازیهای جسمی
بازیهای جسمی از قدیمیترین بازیها هستند. کودک برای خارج ساختن نیروی (انرژی) اضافی بدن خود و با رهایی از خمودگی و خستگی، اوقاتی را به بازیهای جسمی اختصاص میدهد. از مشخصات این بازی، نیاز به محیط مخصوص بازی و توان جسمی کودک در اجرای بازی است. بازیهای جسمی میتوانند هم به صورت گروهی و هم به صورت انفرادی و یا ترکیبی از هردوی آنها انجام گیرند.(خزاعی و خزاعی،۷۲،۱۳۹۲)
بازیهای تقلیدی:
غریزه تقلید یکی از غریزههای نیرومند و ریشهدار در انسان است. به برکت وجود همین غریزه است که کودک بسیاری از رسوم زندگی، آداب معاشرت،غذا خوردن،لباس پوشیدن،طرز سخن گفتن،ادای کلمات و جملهها را از پدر و مادر و دیگر معاشران فرامیگیرد و به کارمیبندد. انسان در سراسر عمر، کم و بیش، از دیگران تقلید میکند؛ اما در فاصله یک تا پنج سالگی از این قوه بهره بیشتری میگیرد.
کودکان تقلید را ابتدا از پدر و مادر خود آغاز میکنند؛ که به تقلید اکثر فعالیتهای پدر و مادر خود در خانه میپردازند. و از ایفای نقش آنها، بزرگترین لذت و تجربه را به دست میآورند. پسران کارها و مشاغلی را تقلید میکنند که بیشتر مربوط به مردان است و دختران علاقهمندند که فعالیتهای مربوط به مادران را تکرار کنند. مثلا پسرها دوست دارند نقش بنا،دستفروش، مغازهدار،راننده،پزشک،خلبان،پلیس و… را بازی کنند، در حالی که دخترها ذوق فراوان دارند که در نقش مادر و پرستار، کارهایی از قبیل تمییز کردن خانه، آشپزی، شستشو و اتو کردن لباسها و غیره را به صورت بازی انجام دهند. در دوران دبستان بیشتر تقش مربیان و معلمان را ایفا میکنند و هنگامی که به سن نوجوانی نزدیک میشوند، الگوی رفتاری آنها نیز تغییر مییابد. از سنین کودک(نوجوان) به تقلید رفتار همسالان خود میپردازد. در واقع از این زمان به بعد تقلید نقش از طرف کودک، دیگر به عنوان بازی نیست، بلکه آغازی است برای چگونگی همخوانی با گروههای اجتماعی و ایفای نقش واقعی زندگی.(همان منبع)
این دسته از بازیها معمولا در دوران کودکی بیشتر رواج دارد. کودک وقتی به محیط پیرامون خود نگاه میکند، درمییابد که افراد موجود در محیط زندگی او، هریک به ایفای نقش خود مشغولند. کودک با این دریافت، کنجکاو میشود که نقش هریک از آنهها را بررسی کرده و بازی کند. به این طریق کودک خود را به جای افراد مختلف گذاشته و رفتارهای آنها را به نمایش میگذارد. برای مثال در دوران کودکی بسیار دیده میشود که یکی از بچهها نقش دکتر را بازی میکند و یک یا چند نفر دیگر نیز نقش مریض را ایفا میکنند. همچنین وقتی کودکی نقش معلمی را بازی میکند و یکی از دوستان خود را به پای تخته فرا میخواند و از او سوال میپرسد نیز در این دسته از بازیها قرار میگیرد.(نوروزی و دهقان زاده،۱۳۹۱)
بازی تقلیدی در رشد کودکان نقشی مهم دارند. کودکان نیازمند فرصتهایی هستند تا خود را مانند بزرگترهایی که میشناسند، بیارایند و همچون آنان عمل کنند. از جمله وسایلی که امکان چنین بازیهایی را فراهم میکند: چیزهایی نظیر لوازم خانهداری، عروسکها،پارچههای مخصوص خیاطی، ظرفها، قطعات گوناگون و مکعبها، انواع ماشینها،هواپیما، قایق،تانک، تفنگ،میز و صندلی کوچک که به کودک کمک میکند با فرو رفتن در نقش بزرگسالان، دنیای واقعی پیرامون خود را درک کند و برای زندگی در آن آماده شود. اینگونه بازیها از سه سالگی به بعد مورد توجه کودکان قرار میگیرند و کودک بسیاری از مسائل عاطفی و اجتماعی را به وسیله آنها میآموزد.(خزاعی و خزاعی،۷۰،۱۳۹۲)
بازیهای نمایشی:
مهمترین بازی که درآن احساسات، نیازها و عواطف کودکان میتواند بروز پیدا کند، بازی نمایشی است. بازی نمایشی میتواند کمک کند تا کودک از خود مرکزی بیرون آید و متوجه بیرون خود شود و همچنین به کودک فرصت میدهد تا شخصیت درونی خود را آشکار کند. اگرچه بازیهای تقلیدی و نمایشی باهم مشترکند و در حقیقت بازی نمایشی خود نوعی از بازی تقلیدی است؛ اما نکته ظریف اینجاست که در بازی تقلیدی، کودک سعی به تقلید نقش دارد، در حالی که در بازی نمایشی کودک علاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را نیز بیان میدارد. کودکان، نه تنها به تقلید فعالیتهای بزرگسالان میپردازند، بلکه همچنین مشتاقانه علاقه دارند که مانند آنها لباس بپوشند و مانند آنها سخن بگویند. نخستین بازیهای نمایشی کودک در خانه انجام میشود و آن زمانی است که مثلا دختر،کفشهای مادرش را میپوشد و یا پسر، به تقلید از پدر، روزنامه میخواند و یا با مخاطبهای فرضی به مکالمه تلفنی میپردازد و نقش آنان را به نمایش میگذارد.(همان منبع)
اگرچه بازیهای تقلیدی و نمایشی با هم مشترکاند و در حقیقت،بازی نمایشی خود نوعی از بازی تقلیدی است،نکته ظریف اینجاست که در بازی تقلیدی کودک سعی به تقلید نقش دارد، در حالی که در بازی نمایشی، کودک علاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را بیان میدارد. مثلا هرگاه کودک پدری سختگیر و مستبد داشته باشد، کودک در بازی تقلیدی خود سختگیر و مستبد میشود؛اما در بازی نمایشی انتظار محبت و همدردی پدر با فرزند را منعکس میکند.(همان منبع)
بازیهای نمایشی به تواناییهای کودک برای فرار از محدودیتهایی که واقعیت براو تحمیل میکند،میافزاید. این بازیها او را قادر میسازد که به آرزوهای خود جامه عمل بپوشاند و به وی فرصت میدهد تا خود را از شر بدخلقیها برهاند و بر موقعیتهایی که در زندگی واقعی او را آزار میدهند فائق آید. کودک هرچه سرخوردهتر باشد، بیشتر به بازیهای نمایشی رو میآورد. کودکی که انطباق اجتماعی ضعیفی دارد، بیشتر از کودک دارای انطباق صحیح و کافی به بازیهای نمایشی میپردازد.(همان منبع)
تحقیق درباره بازیهای کودکان در مهد کودک، نشان داده است که کودکانی که بیشترین وقت را صرف بازیهای قاعدهدار میکنند، کمترین میزان نگرانی و دلشوره را دارند، در حالی که کودکان دچار نگرانی وقت بیشتری را به بازیهای نمایشی اختصاص میدهند. بازی نمایشی به کودک فرصت میدهد تا شخصیت خویش را آشکار سازد. در واقع، مهمترین بازیای که درآن احساسات، نیازها و عواطف کودکان میتواند بروز و ظهور کند، بازی نمایشی است.(همان منبع)
موضوعات عادی بازیهای نمایشی و تخیلی کودکان خردسال عبارتند از:
الگوهای خانگی، از جمله میهمان بازی، آشپزی، مواظبت از بچهها و ایفای نقش پدر و مادر
تقلید از حیوانات که میپرند و میخزند.
مراقبت از بیماران و تقلید نقش دکتر و پرستار
فروشگاه بازی کردن
سفر کردن و دیگر فعالیتهای مربوط به حمل و نقل، مانند راندن خودرو، قطار، هواپیما و کشتی
ایفای نقش پلیس و به طور کلی بازی با اسلحه
بازی آتشنشانی
کشتن و کشته شدن
مهمانی دادن و عروسی کردن
ایفای نقش قهرمانان افسانهای
بازیهای نمادین:
بازیهای نمادین نقطه اوج بازیهای کودکان است که از حدود یکو نیم یا دو سالگی آغاز میشود و در پنج و شش سالگی به کمال خود میرسد و تا هشت و نه سالگی نیز ادامه مییابد. درواقع، بازی نمادین زمانی آغاز میشود که کودک به تدریج زبان میگشاید و توانایی کاربرد علائم و نمادهای زبان را دارد. بازیهای نمادین، یا بازیهای تقلیدی و نمایشی تفاوت دارد. در بازیهای تقلیدی و نمایشی، کودک با استفاده از وسایل موجود به برون فکنی یا درونفکنی امیال و خواستههای خود میپردازد و از این طریق، به لذتی درونی و برونی دست مییابد و خود را از قید تنشها رها میسازد.در بازیهای تقلیدی و نمایشی، کودک سعی دارد به اشیاء و وسایل واقعی موجود در محیط خود دست پیدا کرده و با آن وسایل بازی کند اما در بسیاری از اوقات، محدودیتها مانع دستیابی کودک به ابزار و وسایلی است که در بازی به آن نیاز دارد. در این مرحله است که کودک، برای حل مشکل خود، به بازیهای نمادین روی میآورد و عناصری تازه وارد بازی کودکان میشوند. واقعیتها تغییر شکل مییابند. اشیایی که وجود ندارند به وسیله اشیای دیگر به نمایش درمیآیند.
مثلا تکه چوبی را اسب خود میپندارد؛ قوطی کبریت را در دست میگیرد و آن را ماشین خود میداند و شروع به استارت زدن، بوق زدن،ترمز گرفتن عقب و جلو رفتن و پارک کردن میکند،یا قاشق چایخوری را به عنوان هواپیما در فضا حرکت میدهد و بعد آن را در فرودگاه به زمین مینشاند.در این بازیها کودک شیء مورد استفاده را نمادی از شیء اصلی تلقی میکند. در چنین اوقاتی، کمک تخیل بسیار چشمگیر است و کودک، برای این که تخیلش بتواند خوب کار کند، به بسیاری اشیاء و مواد، نیاز دارد، اما دراین میان چیزهایی را که میشناسد واز آنها دانش مختصری دارد، محدودند. نیروی تخیل به کمک کودک میششتابد تا او نشانهها را بسازد، نشانههایی که جانشین اشیاء، حیوانات و اشخاص واقعی میشوند.(همان منبع،۷۴)
در حقیقت میتوان گفت که نشانهها عبارتند از تصوراتی که کودک از دنیای درون و بیرون خود دارد و خاصیت تخیل این است که آن تصورات را رشد و گسترش میدهد. در اینجاست که ارزش و اهمیت اسباببازیها آشکار میشود؛ زیرا تنوع و گستردگی آنها کمک میکند تا کودک بتواند به توسعه هرچه بیشتر نشانهها و در نتیجه به تصورات خود، نایل آید.
پیاژه معتقد است که نشانهها در واقع زبان فردی کودک است که وی میتواند با آنها احساسات درونی خود را آشکار سازد. مثلا اگر کودکی تنبیه شده باشد، ممکن است عروسک خود را کتک بزند یا با خرس کوچولوی خود اوقات تلخی کند؛ یا کودکی که دارویی را به اکراه نوشیده و به این دلیل کارش به مشاجره با مادرش کشیده باشد، به طور نمادین دارو را با عروسکش میخوراند و درباره مزایای دارو با عروسک سخن میگوید. اینگونه بازیها را پیاژه”بازی جبرانی” مینامد.
متخصصان بازی درمانی، متخصصانی که بر روی کودکان دارای ناراحتیهای عاطفی کار میکنند، در اتاق بازی درمانی، از وسایلی مانند عروسکها، خانوادههای عروسکی،جعبههای شن و… بهره میگیرند؛ زیرا کودکان ممکن است نتوانند احساسات خود را وسیله کلمات منتقل کنند.
کودکان، به وسیله بازی یا اسباب بازیها، احساسات و ناکامیهای خود را نشان میدهند. اسباببازیها در واقع کلمات کودکان هستند و حالت نمادین دارند که روان درمانگر میتواند اوضاع و احوال درونی کودک را تفسیر کند.(همان منبع)
بازیهای تخیلی:
بازیهای تخیلی ریشه در خلاقیت کودک دارند. تخیل به مرور همگام با رشد ذهنی او از مرحله بازیها خارج شده و به صحنه داستانها و گفتارهای کودک کشانده میشود. نظریهپردازان معتقدند رشد تخیل کودک در هنگام کودکی و از طریق بازی میتواند باعث گردد تا در زندگی بزرگسالی این کودکان تبدیل به هنرمندان، نویسندگان، نقاشان، مخترعین و کاشفانی بزرگ گردند. تخیل به آنگونه فعالیت عالی ذهن گفته میشود که اشیاء یا حوادثی را در ذهن هنگام تخیل، روابط تازهای را ایجاد میکند و آنها را به شکلهایی در میآورد که پیشتر هرگز با آنها برخورد نداشته است.کودک تخیلی آنچنان قوی دارد که میتواند جریان آب باریکی را به صورت رودخانهای پهناور در خیال مجسم نماید و تلی کوچک از خاک را تپهای فرض کند.کودک مانند خودرویی حرکت میکند و دور میزند. خود را به منزله راننده میبیند و بدن خود را همانند خودرو به کار میاندازد.تخیل کودک اسباببازیها را بزرگ میکند و مواد بازی را تغییر میدهد. تا به این ترتیب، کودک بتواند به عالم خیال وارد شود،موجودات خیالی را واقعی فرض کند و از بازی خود لذت ببرد.(همان منبع،۷۷)
این دسته از بازیها در حقیقت میدانی برای تجلی قدرت خلاقیت بازیکنان است. یعنی هرچه قدرت خلاقیت آنها قویتر باشد بازیهای تخیلی، ریشه در خلاقیت بازیکنان دارند. باید توجه داشت که تخیل کودک به مرور و همگام با رشد ذهنی او از مرحلهی بازی خارج شده و به صحنه داستانها و گفتارهای آن کشانده میشودریال نظریه پردازان، خلاقیت کودک را همگام و همسان با قدرت تخیل کودک در نظر میگیرند، و معتقدند که رشد تخیل کودکان در دوران کودکی و از طریق بازی میتواند موجب شود تا در بزرگسالی به یکی از هنرمندان، نویسندگان، مخترعین و کاشفان بزرگ تبدیل شوند(شاوردی،۱۳۸۱،به نقل از نوروزی و دهقان زاده،۱۳۹۱)
هرچند کودک ذهن فعال و قوی دارد، اسباببازیها در نظر او مانند واقعی هستند و او هر دو قلمرو واقعیت و خیال را نیک میشناسد. در انواع بازیهای تخیلی، پرتو خیال است که اسباببازیها و مواد را جان میبخشد و هنگامی که خلق و خوی طفل دگرگون میشود، اسباببازیها ممکن است در نظر او تغییر کند؛مثلا جریان باریکی از آب صورت خندق بگیرد، یا تکه چوبی که قایق بود،به خیال او جزیرهای جلوه کند. برای کودک بسیار آسان است که صندوقخانهای کوچک، گاهی محل اختفای دزد و زمانی محل تاجگذاری پادشاه باشد.
این بازیها در یک و نیم سالگی آشکار، ولی معمولا در سه سالگی آغاز میشود و در طی چند سال غنا و پیچیدگی مییابد. تحقق این مرحله، مستلزم پشت سر گذاشتن مطلوب مراحل پیشین است. در این بازیها کودک، برای تظاهر به نوشیدن ابتدا فنجانی خالی را به کار میبرد، در مرحله بعد این کار را با یک برگ که به شکل فنجان درآمده یا کف دست خود که آن را گود کرده است و میان آنها و شیء واقعی مشابهت ظاهری وجود دارد، انجام میدهد. او در مرحله بعدی، از اشیای مناسبی استفاده میکند که به شیء واقعی شبیه نیست و سرانجام به مرحلهای میرسد که این کار را اصولا بدون استفاده از اشیاء و یا حرکات نمایشی صامت انجام میدهد.(خزاعی و خزاعی،۷۷،۱۳۹۲)
این مراحل، میزان “فاصله گرفتن” تدریجی کودک از اشیای واقعی و افزایش مهارت وی در نمادسازی را نشان میدهند. تفاوت این نوع از بازیها با بازیهای نمادین آن است که در بازیهای تقلیدی و نمایشی و حتی نمادین، کودک از آنچه دیده و تجربه کسب کرده است الگوبرداری میکند، در حالی که در بازیهای تخیلی، کودک با استفاده از تجربههای گذشته خود، رویدادی جدید که در سابق برخورد چندانی با آن نداشته است، به وجود میآورد.(همان منبع)
کودک با استفاده از بازیهای نمادین، پرنده اندیشه را به دور دستها پرواز میدهد و یا نیروی تخیل خود اشیاء و موجودات مورد علاقه را دربرابر خویش حاضر میکند و درآنها تغییراتی میدهد تا مناسب بازی او شوند و آنگاه آنها را با اسباببازیهای نمادین خود فعال میکند. کودک با استفاده از نیروی تخیل خود، موجودات یا اشیایی را که باعث زحمت و آزارش هستند، بدون ترس از گزند آنها و با رضایت خاطر، حاضر میکند و آنگاه با اسباب بازیهای نمادین خود، آنها را هلاک میسازد یا از آنها انتقام میگیرد و به تنبیهشان میپردازد.(همان منبع)
رشد تخیل باید هدف اصلی آموزش و پرورش کودک باشد. همه مخترعان، نویسندگان، نقاشان و موسیقیدانان بیتردید تخیلی قوی داشتهاند. بازی کودکان میتواند برای رشد تخیل بیاندازه مفید واقع شود و تخیل نیز فرصتهای ثمربخشی را برای یادگیری و شناسایی کودکان از جهان فراهم میآورد.(همان منبع)
بازیهای ورزشی:

یک مطلب دیگر:
تأثیر سودآوری و پراکندگی مالکیت بر میزان افشای اختیاری۹۱- قسمت ۱۷

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است