ساختار هزينه: اين قسمت به نوعى به ساختار هزينه(ثابت و متغير) مى پردازد كه موضوع اهرم عملياتى در اينجا از مفهوم بالايى برخوردار مى گردد و آن هم به وجود هزينه هاى ثابت در ساختار هزينه هاى شركت مربوط است. در شركت هاى داراى اهرم عملياتى، تغييرات اندك در ميزان درآمد، منجر به تغييرات بالاى سود مى شود و با نزديك بودن مبلغ فروش به سطح هزينه هاى ثابت،هرگونه افزايش در حجم فروش، سود شركت را به نسبت بيشترى از قبل بالا مى برد و با كاهش حجم فروش، نتايج عملياتى بدتر مى گردد. بنابراين، تركيب يا ساختار هزينه شركت، بر كيفيت سود آن اثرگذار است. شركت داراى نسبت هزينه متغير به فروش بالا، كنترل بهتر و مناسبى روى هزينه ها دارد. و اين موضوع منجر به افزايش كيفيت سود مى شود و البته نوع صنعت، كيفيت محصولات و قدرت اقتصادى كشور نيز در اين تحليل موثر است؛ زيرا شركت هاى توليد كننده كالاى منحصر به فرد، بى رقيب بوده، وجود اهرم بالا نگرانى خاصى ايجاد نمى كند. ولى در شركتهاى ديگر، بالا بودن بدهى و هزينه هاى آن، از كيفيت سود شركتها مى كاهد.

نگهداشت سرمايه: در اين ديدگاه، سرمايه، عامل مهمى در تعيين سود بوده، سود حسابدارى حداكثر ارزشى است كه موسسه طى دوره توزيع كرده، به طورى كه سرمايه، نسبت به اول دوره كاهش نيافته باشد. بخش ديگرى از كيفيت سود به اين موضوع مربوط مى شود كه موسسه براى حفظ و نگهداشت دارايى ها و بهبود قدرت سودآورى فعلى و آتى خود، چه تدابيرى انديشيده است؛ زيرا نگهداشت و حفظ سرمايه تنها زمانى انجام مى شود كه اجزاى جديدى جايگزين قديمى ها شود و قدرت سودآورى آن را حفظ یا بیشتر کند[1]. ويژگیهاى مديريت: ويژگى و كيفيت موثر مديريت، نقش حياتى در قدرت سود و سودآورى آتى واحد تجارى دارد. شايستگى و كيفيت آنان در كارآيى و اثربخشى فعاليتها بوده، عامل مهمى در پيش بينى سودهاى آتى است. مديريت خوب، يك دارايى سودآور تلقى مى شود و سرقفلى معتبرى  براى شركت دارد.(اعتمادى، ايمانى برندق، 1386).

 عوامل سياسى و اقتصادى: در بررسى كيفيت سود بايد به عوامل سياسى و اقتصادى نيز توجه كرد، زيرا اثر قابل توجهى بر سود و قدرت سودآورى دارند. كيفيت سود شركتهاى فعال در كشورهاى با ثبات، از كشورهاى بى ثبات بالاتر است و شركت هاى فعال در كشورهاى داراى اقتصاد دولتى، در مقايسه با كشورهاى داراى خصوصى سازى مناسب، از كيفيت سود پايينى برخوردارند. شركتهاى فعال در كشورهاى داراى ريسك سرمايه گذارى بالا و امنيت اقتصادى پايين، در مقايسه با ديگر شركتها، از كيفيت سود پايينى برخوردارند. بنابراين در بررسى كيفيت سود بايد به مباحث اقتصادى و سياسى همچون ميزان دخالت دولت، ميزان روابط با ديگر كشورها و ميزان تعامل با آنها، ريسك اقتصادى و امنيت سرمايه گذارى توجه جدى كرد. (همان منبع).

3-2-1-2 ارزیابی کیفیت سود

محققان و دست اندرکاران حرفه حسابداری اهمیت سود به عنوان یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی عملکرد و تعیین کننده ارزش شرکت ناگریز به ارزیابی سود گزارش شده توسط واحدهای اقتصادی می باشند.  برای ارزیابی این سود از مفهومی بنام کیفیت سود استفاده می شود. در مقالات مختلف در تعریف مفهوم کیفیت سود به دو ویژگی برای تعیین کیفیت سود اشاره شده است: یکی ازآنها سودمندی تصمیم گیری و دیگری ارتباط بین این دو مفهوم و سود اقتصادی مد نظر آقای هیکس میباشد.  به عبارت دیگر کیفیت سود عبارت است از بیان صادقانه سود گزارش شده، از سود مدنظر آقای هیکس.  منظور از بیان صادقانه تطابق بین توصیف انجام شده و آن چیزی که ادعای آن را دارد، می باشد.  یعنی کیفیت سود بالا نشان دهنده مفید بودن اطلاعات سود برای تصمیم گیری استفاده کنندگان و همچنین مطابقت بیشتر آن با سود اقتصادی هیکس می باشد.  اما بدلیل آنکه افراد از اطلاعات در تصمیمات متفاوتی استفاده می کنند، امکان ارائه یک تعریف جامع از سود وجود ندارد. برخی تحلیل گران مالی، کیفیت سود را بعنوان سود عادی و مستمر، تکرارپذیر و ایجاد کننده جریان نقدی حاصل از عملیات میدانند، آنها متعقدند که کیفیت سود رقمی بین سود خالص گزارش شده و جریان نقدی حاصل از عملیات منهای ارقام غیر تکراری میباشد. تاکنون متخصصان مالی نتوانسته اند به یک محاسبه مستقل از سود که از نظر آنها کیفیت لازم را دارا باشد دست یابند.  در این حالت، متخصصان مالی با انجام تعدیلات مناسب، می توانند به یک دامنه که به شکل صحیح تر نشانگر کیفیت سود نسبت به سود خالص گزارش شده باشد، دست یابند. بنابراین مفهوم کیفیت سود، یک امر تعریف شده ثابت نیست که بتوان به آن دست یافت.  بلکه مفهومی است نسبی که به ارتباط آن با دیدگاهها و نگرشها بستگی دارد. کیفیت سود و بصورت عام تر کیفیت گزارشگری مالی مورد علاقه کسانی است که گزارشات مالی برای تصمیم گیریهای سرمایه گذاری و انعقاد قراردادهای مختلف استفاده می کنند. علاوه بر این میتوان گفت که از دیدگاه تدوین کنندگان استاندارد کیفیت گزارشات مالی به صورت غیر مستقیم نشان دهنده کیفیت استانداردهای گزارشگری مالی می باشد. طی بررسی های (میرزو سایرین 2003،) سطوح بالاتر اقلام تعهدی غیر عادی نشان دهنده کیفیت پایین تر سود است رابطه بین قابلیت بین اقلام تعهدی باعث  کاهش پایداری سود می گردد.  سود گزارش شده و روابط بدست آمده از آن معمولاً در قراردادهای حقوق و پاداش و قراردادهای استقراض استفاده می شوند.  تصمیم گیری برای قراردادی که براساس کیفیت سود پایین باشد باعث انتقال ناخواسته ثروت خواهد شد.  برای مثال سودهای بیش از حد نشان داده شده که به عنوان معیار ارزیابی عملکرد مدیریت قرار می گیرد.  منجر به تعلق حقوق و مزایای بیش از اندازه به مدیریت خواهد شد.  به گونه ای مشابه،سودهای متورم ممکن است ورشکستگی ناگهانی شرکت را پنهان سازد که این خود باعث اعتبار دادن نادرست از سوی اعتبار دهندگان خواهد شد.

از دیدگاه سرمایه گذاری کیفیت سود پایین مطلوب نمی باشد. چرا که نشانگر وجود ریسک در تخصیص منابع به آن بخش می باشد کیفیت سود پایین کارایی نداشته چرا که باعث کاهش رشد اقتصادی از طریق تخصیص نادرست سرمایه ها خواهد شد.  از طرفی کیفیت سود پایین باعث انحراف منابع از طرح های با بازدهی واقعی به طرح های با بازدهی غیر واقعی شده که کاهش رشد اقتصادی را در پی خواهد داشت. بالاخره اینکه زمانی که تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری در جستجوی باز خورد استانداردها در مورد اینکه آیا استانداردهای تدوین شده کارا بوده اند یا خیر،می باشند به خروجی های سیستم حسابداری از جمله سود گزارش شده توجه خواهند کرد. معیار ارزیابی کارایی مطابق چارچوب مفهومی هیات استاداردهای حسابداری امریکا سودمندی تصمیم می باشد علاوه بر آن می توان میزان بیان صادقانه سود حسابداری گزارش شده از سود تعریفی هیکس را به عنوان معیار ارزیابی درنظر گرفت.

[1] Shiulin, Peiyang 2003