اندازه

تاثیر اندازه بر سودآوري می­تواند به دلایل زیر باشد:

شرکت­هاي بزرگتر از نظر بازار سرمایه از اعتبار بیشتري برخوردار هستند و در مقایسه با شرکت­هاي کوچکتر دسترسی آسان­تری به وجه خارجی با بهره پایین­تر دارند و از راه­هاي بیشتري می­توانند اقدام به تامین مالی کنند.

در سازمان­هاي بزرگ به دلیل عینی بودن دستورالعمل­ها، رویه­ها و روش­هاي سازمانی، واحدهاي تخصصی مانند واحد بودجه و واحد کنترل کیفیت به شکل رسمی و مستقل ایجاد می­گردند. در این سازمان­ها ایجاد نظم و کنترل­های اداري و سازمانی به نحو مناسب­تری صورت می­گیرد و مسئولیت­ها به خوبی تقسیم می­شوند. در کنار این تقسیم کار، ایجاد واحدهاي آموزشی نیز باعث افزایش مهارت و تخصص در بخش­ها و نیروي انسانی می­شود.

شرکت­هاي بزرگ توان و مقاومت بیشتري در مقابل سیاست­هاي سایر شرکت­هاي رقیب دارند و
می­توانند قدرت نفوذ بیشتري بر بازار اعمال کنند و رقبا را مغلوب سیاست­هاي خود نمایند.

غالبا بزرگ بودن شرکت­ها موجب می­شود که اعمال مدیریت با هزینه بهتر صورت گیرد و هزینه­ها کاهش یابند.

با سرمایه­گذاري در شرکت­هاي بزرگ و پیشرو، می­توان ریسک تجاري را به میزان قابل توجهی کاهش داد (آقابیگی,1385).

 

معیارهایی که براي اندازه شرکت می­توان در نظر گرفت عبارتند از:

میزان دارایی

تعداد پرسنل

میزان فروش

ارزش بازار سهام شرکت

2-3-2. نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار

ارزش دفتري بر مبناي بهاي تمام شده تاریخی است و هیچ­گونه انعکاس یا بازتابی از دورنماي موردانتظار شرکت در آن لحاظ نگردیده است. برعکس ارزش بازار سهام منعکس کننده این دورنماست. اگر دورنماي آینده شرکت نشان­دهنده رشدي بیش از رشد متوسط باشد، ارزش دفتري کوچکتر از ارزش بازار خواهد بود.

شركت­هايي كه نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار پایین­تری دارند، احتمالاً ريسك بيشتري هم خواهند داشت، زيرا با يك شوك در بازار مقدار ارزش بازار مساوي و يا نزديك به ارزش دفتری خواهد شد. نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار پایین­تر ريسك بيشتري را به همراه دارد و ريسك بيشتر مستلزم بازده بيشتر است.

از ديدگاه ديگر هر چقدر اين نسبت كوچكتر باشد مي‌تواند نشانگر اين موضوع باشد كه مدت زمان زيادي از تأسيس شركت گذشته و از آنجایيكه اكثر قريب به اتفاق  شركت­ها به علت مسائل مالياتي نمي‌خواهند دارايي­های خود را تجديد ارزيابي نمايند، لذا اين موضوع باعث تفاوت فاحش بين ارزش دفتری و ارزش بازار مي‌شود.  شركت پس از گذشت ساليان زياد شهرت كسب می­کند. اين حسن شهرت در دفاتر مالي ثبت نمی­شود ولي در ارزش بازار، خودش را نشان مي‌دهد و باعث تفاوت ارزش دفتري با ارزش بازار سهام مي­شود. پس هر چقدر اين نسبت كوچكتر باشد محتملاً  شركت قدرت مالي بيشتر و ريسك كمتري دارد. پس بالطبع بازده كمتري هم خواهد داشت.

از ديدگاهي ديگر، هرچقدر نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار سهام   كمتر باشد، نشان­دهنده سهام رشدي است و هر چقدر مقدار آن نسبت بيشتر باشد، بيانگر سهام ارزشي است.