انواع تعهد سازمانی:/پایان نامه در مورد فرهنگ و تعهد سازماني

تعهد عاطفی

تعهد عاطفی تحت عنوان “وابستگی عاطفی، شناخت کارکنان از سازمان، اهدافش و مشارکتی که در سازمان و اهدافش ایفا می کنند” تعریف می شود  .( O’Reilly& Chatman,1986)

تعهد عاطفی عبارت است از دلبستگی عاطفی کارمندان، ماهیت یافتن و مشارکت در سازمان. کارمندان با تعهد عاطفی قوی در سازمان می مانند زیرا خود این امر را می خواهند  Meyer& Allen,1984) (.

تعهد عاطفی به دلبستگی احساسی کارکنان به سازمان، احساس تعیین هویت و درگیر شدن آن ها در سازمان اشاره دارد. کارکنانی که تعهد عاطفی از خود نشان می دهند، احساس می کنند که علاقه دارند در سازمان کنونی بمانند(مِیِر و آلن،1991). در این نوع تعهد ارزش های کارکنان و سازمان باهم منطبق می باشد (سنجقی و همکاران، 1390).

تعهد عاطفی مثل”احساس مثبت به شناخت از سازمان، وابستگی به سازمان و مشارکت در سازمان” می باشد Meyer& Allen,1984) (.

همانگونه که توسط مودی، پورتر و استیرز تعریف شده است(1982)، تعهد سازمانی عاطفی عبارتند از: باور و پذیرش عمیق اهداف و ارزش های سازمان، تمایل به انجام تلاش های قابل ملاحظه از طرف سازمان و تمایل شدید به حفظ عضویت در سازمان. تعهد عاطفی، ماهیتاً بسیار ژست مآبانه است. کارمندی از لحاظ عاطفی به سازمان خود وابسته است و نوعی توافق و سازگاری بین اهداف خود و اهداف سازمان ادراک می کند (صالحی و همکاران، 2011).

تعهد عاطفی، علاقه ی هیجانی و احساس مشارکت کارکنان در سازمان است Meyer& Allen,1991) (.

مشارکت مثبت، ناب و در منتها درجه کارمند برای سازمانش، تعهد عاطفی نامیده می شود (شاو به نقل از  بُشرا،2011).

  1. تعهد استمراری

تعهد استمراری شامل هزینه هایی ناشی از ترک سازمان است، به عبارت دیگر، تمایل افراد به ماندن در سازمان، توضیح می دهد که او نیازمند آن شغل است، به طوری که نمی تواند شغل دیگری انجام دهد، هرچه میزان سرمایه گذاری فرد در سازمان بیشتر باشد، احتمال ترک کار از سوی او کاهش می یابد، کارمندان در سازمان باقی می مانند، چون نیازمند آن هستند Meyer& Allen,1991) (.

تعهد استمراری می تواند هنگامی دیده شود که فردی به سازمان متعهد است آن هم به دلیل مزایای خاص مثل حقوق بازنشستگی، بیمه، پرداخت هزینه های پزشکی و سایر مزایای جانبی(شاو به نقل از بُشرا، 2011).

دِی(1987) بیان می کند که تعهد سازمانی استمراری یک تعهد حسابگرانه است و از این ناشی می شود که کارمندی به رابطه ی معاملا گونه با سازمان وارد می شود. میزان تعهد سازمانی استمراری توسط میزانی تعیین می شود که در آن میزان، این رابطه ی معامله گونه به نفع کارمند تمام شود (صالحی و همکاران، 2011). تعهد استمراری، در کیفیت های قابل اندازه گیری خلاصه شده است و معتقد به این ایده است که افراد، به علت ترس از دست دادن مزایایشان، قطع دریافتی شان و اینکه قادر نیستند شغل دیگری بیابند و مانند این ها، سازمان را ترک نمی کنند(موری، گریگوری و دوِنی به نقل از صالحی و همکاران، 2011).

تعهد استمراری مثل”حدی که در آن حد کارکنان، به سازمانشان احساس تعهد می کنند، آن هم به سبب هزینه هایی که کارکنان فکر می کنند اگر سازمان را ترک کنند، باید بپردازند(سرمایه یا فقدان گزینه های جذاب)”  Meyer& Allen,1984) (.

تعهد استمراری در رابطه با سرمایه های غیر قابل انتقال کارکنان (مثل بازنشستگی، رابطه با سایر کارکنان یا چیزهایی است که خاص هر سازمانی هستند) آن هم در سازمانی که نتایج حاصل از تمایل آن ها برای ماندن در آن بنگاه اقتصادی است تعریف می شود .(Reichers,1985)

مِیِر و آلن(1991) بیان می کنند که  این تعهد ناشی از درک هزینه و زیان ناشی از ترک سازمان است. کارکنانی که تعهد استمراری کمتر دارند، احساس می کنند که نیاز دارند در سازمان کنونی خود بمانند(سنجقی و همکاران، 1390). یکی از عواملی که موجب افزایش تعهد مستمر می شود نبود فرصت های شغلی جایگزین برای آن ها است (همان).

  1. تعهد هنجاری

تعهد هنجاری(اخلاقی)  “احساس دِین کارکنان به ماندن در سازمان” است Meyer& Allen,1984) (.

تعهد تکلیفی(هنجاری)، در حقیقت اعتقاد به مسئولیت فرد در قبال سازمان است. بر مبنای این تعهد، افراد در سازمان می مانند، زیرا آن را نوعی الزام و امری اخلاقی می دانند (سنجقی و همکاران، 1390).

تعهد کارکنان به سازمان به علت استانداردهای اخلاقی یا هنجارهای اجتماعی، تعهد هنجاری نامیده می شود (شاو به نقل از بُشرا، 2011).

تعهد هنجاری، مرحله ی نسبتاً جدیدی از تعهد سازمانی است که تشریح کننده ی الزام کارکنان به محل کارشان است یا تعهدی است که به سازمان شان دارند (Bolon,1997).

تعهد هنجاری نشان دهنده ی ضرورت ماندن در سازمان است، تعهد هنجاری نشان دهنده ی حس الزام (دِین) برای کارکنان برای کار مداوم در یک سازمان به علت فشاری است که سایرین بر او وارد می کنند Meyer& Allen,1991) (

تعهد هنجاری حس مسئولیت پذیری است که از سوی کارکنان نسبت به سازمانشان احساس می شود. یک کارمند با سطح بالایی از تعهد هنجاری در سازمان باقی می ماند زیرا حس می کند که کار درست همین است (Sahertian & Soetjipto,2011).

این سطح از تعهد سازمانی، مبتنی بر رفتارهای اجتماعی یا مطلوبیت های دونی سازی شده است تا اعضای گروه کارکنان، بخشی از سازمان باشند. رفتارهای متعهدانه دیده می شوند، زیرا :

-تعهد از لحاظ اجتماعی، رفتاری پذیرفته شده است که از انتظارات هنجاری (تجویزی) و یا رسمی مرتبط با ماهیت(هدف) تعهد فراتر می روند.

-کلیت فشارهای داخلی به شیوه ای عمل می کنند که اهداف و منافع سازمان را برآورده می سازند.

-یک کارمند متعهد، از لحاظ اخلاقی، ماندن در شرکت را درست قلمداد می کند، بدون در نظر گرفتن این که شرکت چه میزان رضایت یا مزیت به او می دهد Marsh & Mannari, 1977)).

حتی هنگامی که کارمندان متعهد، با پیشنهادهای اغواگرانه از سازمان های دیگر مواجه می شوند، ترجیح می دهند که رابطه ی کاری خود را با سازمانی که در آن کار کرده و به آن متعهدند، حفظ کنند.

اکثر ارزیابی ها از تعهد سازمانی، مبتنی بر تعهد عاطفی است. تعهد عاطفی، شناخت کارمند از سازمان و اهدافش و تمایل به حفظ عضویت در آن سازمان است (Sulu et al,2010).

تعهد سازمانی عاطفی، قدرت شناسایی کارکنان از سازمان و میزان مشارکت در سازمان بر می گردد (پورتر و سایرین به نقل از مایکلز و همکاران، 1996). مشخصه ی سطح بالایی از تعهد، باور عمیق به اهداف و ارزشهای سازمانی، تمایل به انجام تلاشهای قابل ملاحظه از طرف سازمان و تمایل زیاد به حفظ عضویت در سازمان است Michaels et al,1996)).

گرچه هر سه نوع تعهد سازمانی به احتمال باقی ماندن فرد در سازمان خویش اشاره می کند ، اما ماهیت تعلق و دلبستگی به آن سازمان کاملا متفاوت است و این حالت به نوع تعهد سازمانی بستگی دارد. فردی که تعهد عاطفی دارد، ممکن است بیشتر از کسی که چنین تعهدی ندارد، برای ارتقا و رشد خود در سازمان تلاش کند. چنین امری برای افراد دارای تعهدهنجاری قوی نیز صادق است، اما افراد دارای تعهد مستمر کمتر تمایل دارند که بر اساس اصول زیربنایی تعهد سازمانی دیگر، یعنی تعهد عاطفی و هنجاری نیست. (غفوری ورنوسفادرانی و گل پرور، 1388).