1. فرق در اهداف

یکی از منابع اختلاف، مخالف بودن اهداف می باشه. اختلاف اهداف وقتی اتفاق می افتد که اهداف شخصی یا اهداف کاری یه فرد یا یه بخش با اهداف فرد یا بخش دیگه در تضاده. اینجاش خیلی مهمه که آدمایی که اهداف واگرا دارن به احتمال زیاد اختلاف بیشتری رو تجربه می کنن.

بازم که واحدهای فرعی سازمان تخصصی می شن، بیشترً اهداف نامشابهی رو تدوین می کنن. مثلاً هدف یه واحد تولید ممکنه کاهش هزینه های تولید و به کمترین حد ممکن رسوندن اجناس ناقص باشه، در حالی که هدف واحد تحقیق و پیشرفت ارائه ایده های نو واسه تولید اجناس جدیده. فرق در اهداف می تونه به انتظارات جور واجور در بین اعضای هر واحد منجر شه؛ مهندسان تولید ممکنه انتظار نظارت نزدیک داشته باشن در حالی که محققین ممکنه انتظار مشارکت در اراده کردن ها رو داشته باشن. به دلیل همین فرق در اهداف، وقتی که این دو گروه با هم تعامل برقرار می کنن بین اون ها اختلاف به وجود میاد (کریتنر،ترجمه فرهنگی و صفرزاده ،۱۳۸۴،ص ۴۳۰).

اراده کردن

 

 

  1. محدودیت منابع

کمبود منابع موجب بوجود اومدن اختلاف می شه. از اون جا که پول، فضا،امکانات، مواد، نیروی کار و چیزای دیگه ای به جز اینا کمیابند، این محدودیت افراد رو تحریک می کنه تا با آدمایی که واسه تحقق اهدافشون به این منابع نیاز دارن، رقابت کنن. نتیجه، این می شه که اهداف هر گروهی مانع تحقق اهداف گروه دیگه می شه و این خود دلیل بروز اختلاف بین گروه ها می شه. (کریتنر،ترجمه فرهنگی و صفرزاده، ۱۳۸۴،ص ۴۳۲).

 

  1. وابستگی وظایف

وقتی رخ می دهد که دو یا چند گروه سازمانی واسه انجام دادن وظایف خود به همدیگه وابسته باشن. ظرفیت بالقوه اختلاف در اینجور موقعیت هایی بالاست. سه نوع از وابستگی میان گروه ها  شناخته شده:

الف) وابستگی گسسته: در این نوع وابستگی، گروه ها تعاملی با همدیگه ندارن. به دلیل این که هر گروه به طور جداگونه وظایف خود رو انجام می دهد، اما کار همه گروه ها موفقیت سازمان رو موجب می شه. اختلاف در این نوع وابستگی تقریباً پایینه و مدیریت می تونه با تکیه بر قوانین و روش های استاندارد ،هماهنگی رو بهتر کنه.

 

ب) وابستگی متوالی: در این نوع وابستگی ستاده یه فرد یا واحد، داده فرد یا واحد دیگه س. این نوع وابستگی، نیازمند اینه که یه گروه وظیفه اش رو به اتمام برسونه و بعد گروه دیگه ، شروع به انجام وظایف کنه. در این حالت احتمال بروز اختلاف زیاد و ایجاد هماهنگی بین گروه ها لازمه برنامه ریزی موثر به وسیله مدیریته.

برنامه ریزی

 

ج) وابستگی دوطرفه: در این حالت، کارکنان شدیدا به همدیگه وابسته ان و احتمال این که در کار و اهداف شخصی همدیگه دخالت کنن زیاده (رابینز،ترجمه پارسائیان و اعرابی، ۱۳۷۷،ص ۸۲۴).

 

  1. قوانین مبهم

ابهام در قوانین، استانداردها و هدف ها باعث بروز اختلاف می شه. هر قدر موارد خاطر جمع نبودن بیشتر شه، اختلاف در افراد افزایش می یابد. ابهام باعث گسترش تاکتیک های سیاسی شده و در بعضی موارد، افراد رو  به نبردی وارد می کنه که در اون همه طرف های درگیر خواهان اجرای تصمیمات خود هستن و همین امر ایجاد کننده پیدایش اختلاف می شه (کریتنر،ترجمه فرهنگی  و صفرزاده، ۱۳۸۴،ص ۴۳۳).

 

  1. مشکل ارتباطی

 

اختلاف بیشترً به واسطه از دست دادن فرصت، توانایی یا انگیزه واسه ایجاد رابطه موثر اتفاق می افتد. اول به وقتی که دو گروه بدون فرصت واسه ایجاد رابطه هستن، تمایل دارن از کلیشه ها واسه توضیح رفتارای گذشته و پیش بینی اعمال آینده استفاده کنن. در این حالت احتمال بروز اختلاف افزایش می یابد. در مورد دوم گفته می شه بعضی افراد بدون مهارت های لازم واسه ایجاد رابطه می باشن، وقتی که یه گروه به روشی متکبرانه رابطه برقرار می کنه، این رفتار به این معنیه که یه طرف به جای همکاری، تمایل به رقابت داره؛ اینجوری اختلاف بوجود میاد. در توضیح مورد سوم، یعنی وقتی که انگیزه ایجاد رابطه کمه می توان گفت وجود اختلاف اجتماعی – عاطفی تو یه رابطه موجب کاهش انگیزه واسه تعامل می شه. بدیش اینه، ارتباطات کم، تعامل رو افزایش می دهد. چون در این حالت فرصت کمی واسه همدلی با موقعیت طرف مقابل هست و طرف مقابل هم به احتمال زیاد بر کلیشه های دستکاری شده از گروه دیگه تکیه می کنن.

هم اینکه اگه در انتقال مفاهیم و یا کلا در رابطه ابهاماتی وجود داشته باشه افراد بر اثر نبود درک درست و سوء تفاهم دچار سرگشتگی و اختلاف می شن. اگه مدیری خواسته باشه تغییری در سازمان به وجود آورد ولی به دلیل ضعف ارتباطی نتونه اون گونه که شایسته س به کارمندان درباره نبود اثر منفی تغییر در شغل و سرنوشت اون ها اطمینان لازم رو بده در افراد اختلاف پیدا می شه. از مشکلات و ابهام های ارتباطی می توان به انتخاب مجرای ارتباطی ناجور، نبود انتخاب رسانه مناسب، نبود تسلط یا مهارت فرستنده، ضعف بیان و از دست دادن بازخورد لازم در مورد درک پیام و چیزای دیگه ای به جز اینا اشاره کرد (میرکمالی، ۱۳۷۱، ص ۵۷).

مشکلات

 

  1. تغییر اجتماعی و سازمانی

 

میل به ثبات از ویژگی های ارگانیسمه.علاقه به ثبات یعنی این که هر موجود زنده ای میل داره شرایطی رو که با اون خو گرفته حفظ کنه. آدم در مقابل هر تغییری که بخواد عادت، درک و نگاه های اون رو برهم بزنه مقاومت می کنه. همه تغییرات ً در شرایط قابل اطمینان اعمال نمی شه. هر قدر موارد خاطر جمع نبودن بیشتر باشه زمینه اختلاف در افراد افزایش می یابد (مشبکی، ۱۳۷۷،ص ۳۲۴).

 

  1. ابهام در بخش­ی مسئولیت­ها

 

اگه تعریف روشنی از شغل نشده باشه و شاغل نسبت یه طبیعت شغل به آگاهی و اطمینان نرسیده باشه دچار اختلاف می شه. نبودن توضیح دقیق وظایف و ارسال دستورات مبهم و کم از طرف مدیران منتهی به ابهام شغل می شه و در نتیجه تداخل مسئولیت ها به وجود میاد (مشبکی، ۱۳۷۷، ص۳۲۵).