بهینه سازی سیستم تدارکات بر اساس BSC در شرکت پاکشو- قسمت ۹

شکل ۲- ۲ تکامل دیدگاهای مدیریت زنجیره تامین
۵-۲- چارچوبها و فرآیند های مدیریت زنجیره تامین
ساختار شبکه زنجیره تامین ، از شرکتهای عضو و ارتباطات بین آنها تشکیل شده است . فرایندهای کسب و کار، فعالیتهائی است که خروجی مشخصی ، بصورت ارزشی برای مشتری ایجاد می کند و مولفه‌های مدیریت ، متغیرهای مدیریتی هستند که بوسیله آنها فرایندها یکپارچه شده و زنجیره تامین اداره می شود. شکل ۳ -۲ چارچوب مدیریت زنجیره تامین را نشان می دهد.
 
شکل۳- ۲ چارچوب مدیریت زنجیره تامین: عناصر و تصمیمات(احمدی کهنعلی ، ۱۳۸۷)
فرایند به فعالیتهائی که به منظور تولید یک کالا یا ارائه خدمت به مشتری در درون یا بیرون از شرکت انجام می شود ، بر می گردد.اعضای زنجیره تامین می توانند در فعالیتهای مختلف مشارکت داشته باشند، از انجا که اغلب فعالیتها فراتر از مرزهای یک سازمان است،ممکن است شکسته یا از هم گسیخته شوند، بنابراین لازم است هماهنگی لازم بین سازمانها وجود داشت باشد.
فرایندهای مختلف مدیریت زنجیره تامین را می توان بصورت زیر مشخص کرد:
مدیریت روابط مشتری
مدیریت روابط مشتری
مدیریت تقاضا
برآورده کردن سفارش
مدیریت جریان ساخت
مدیریت روابط تامین کننده
توسعه محصول و تجاری کردن
مدیریت برگشت Tan,1998)).
۶-۲- معیارهای ارزیابی عملکرد زنجیره تامین
یکی از عوامل مهم در بهبود عملکرد زنجیره تامین،توسعه و بکارگیری سنجه های عملکرد مناسب است Tan,1998)).
معیارهای زنجیره تامین باید کنترل و مدیریت عملکرد سازمانی در واحدهای داخلی سازمان و ارائه خدمات به تامین کنندگان و مشتریان را در بر داشته باشند.این معیار ها باید ابعاد مالی،عملیاتی،رضایت مشتری و کل زنجیره تامین را به سنجد.
بطور کلی معیار های عملکرد به دو دسته طبقه بندی می شوند : معیارهای عملکرد کیفی و معیارهای عملکرد کمی. معیارهای عملکرد کیفی ، معیارهایی هستند که سنجش عددی مستقیمی برای آنها وجود ندارد،اگر چه برخی از ابعاد آنها ممکن است که کمی شود. برخی از آنها در زیر آورده شده است:
رضایت مشتری: میزان رضایت مشتری از محصول/خدمت دریافتی که می تواند در مورد مشتریان داخلی و خارجی بکار رود (Nucleus, 2003).
انعطاف پذیری: میزان پاسخگوئی زنجیره تامین به تغییرات تصادفی در تقاضا،اطلاعات و یکپارچگی جریان مواد بر می گردد. .
مدیریت موثر ریسک: همه روابط درون زنجیره تامین،ذاتا دارای ریسک هستند.مدیریت موثر ریسک ،میزان کمینه شدن این ریسک را توصیف می کند.
عملکرد تامین کننده: معیارایست که برای توصیف چگونگی تحویل به موقع و مناسب مواد خام به تسهیلات تولید بکار می رود
معیارهای عملکرد کمی: معیارهای عملکردی هستند که ممکن است سنجش عددی مستقیمی برای آنها وجود داشته باشد. سنجش عملکرد زنجیره تامین ممکن است با توجه به اهدافی که بر اساس هزینه یا سود،سنجش پاسخگوئی مشتری و بهره وری است،طبقه بندی شوند. از آنجا که معیارهای کمی به راحتی می توانند توصیف و اجرا شوند، در زیر برخی از معیارهای عملکرد کمی آورده شده است.
سنجش بر اساس هزینه :کمینه کردن هزینه: هزینه برای کل زنجیره تامین کمینه می شود مانند کمینه کردن هزینه حمل و نقل
بیشینه کردن فروش: میزان فروش بیشینه می گردد
بیشینه کردن سود: سود زنجیره بیشینه می گردد.
کمینه کردن سرمایه گذاری در موجودی: کمینه کردن هزینه های موجودی بطوریکه سطح موجودی پائینی مورد نیاز باشد
بیشنه کردن برگشت سرمایه : بیشینه کردن نرخ سود خالص به سرمایه که برای ایجاد سود بکار رفته است.
سنجش بر اساس پاسخگوئی مشتری
بیشینه کردن نرخ تکمیل: بیشینه کردن نسبت سفارشات مشتری که به موقع تکمیل می شوند.
کمینه کردن تاخیر محصول: کمینه کردن زمان بین تاریخ تحویل مورد انتظار محصول و
تاریخ تحویل واقعی محصول
کمینه کردن زمان پاسخگوئی مشتری: .کمینه کردن میزان زمان مورد نیاز از زمانیکه یک سفارش ارائه می شود تا زمانیکه سفارش بوسیله مشتری دریافت می شود
کمینه کردن زمان تاخیر.کمینه کردن زمان مورد نیاز از زمانیکه یک سفارش تولید خود را شروع می کند تا زمانیکه سفارش آماده حمل می شود (Hendricks and Singhal, 2003).
علاوه بر موارد گفته شده Bull سه بعد را شناسایی کرده است، که برمبنای آنها، می توان عملکرد را ارزیابی کرد: بازدهی، اثربخشی و سودمندی. انتخاب ابعاد ارزیابی مربوطه، به استراتژی انتخاب شده بستگی دارد:
بعد بازدهی، به دیدگاه منبع گرای کارخانه مربوط می شود، زمانی که تاکید بر این باشد که اثربخشی منابع یک کارخانه چگونه استفاده می شود.
بعد سودمندی، برمبنای استراتژی هدایت بازار می باشد، زمانی که با خواسته های مشتری مواجه می شویم و ارزش افزوده، الزامی است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.