تأثیر سودآوری و پراکندگی مالکیت بر میزان افشای اختیاری۹۱- قسمت ۹

ب) تعیین دامنه گزارش هایی که حسابرسان باید بر اساس عناصر مختلف این اطلاعات را ارائه نمایند.
این کمیته پس از دو سال درباره نیازهای استفاده کنندگان برون سازمانی از صورت های مالی (سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان و مشاوران آنها) در نوامبر ۱۹۹۵ گزارش خود را با عنوان «نیازهای اطلاعاتی سرمایه گذاران و اعتباردهندگان» منتشر کرد. در این گزارش چند حوزه در صورت های مالی شناسایی شد که لازم بود برای تأمین نیازهای استفاده کنندگان (از منظر اطلاعاتی) تقویت شوند (انجمن حسابداران رسمی آمریکا، ۱۹۹۴):
بهبود افشای اطلاعات مربوط به بخش های اقتصادی یک واحد تجاری.
توجه بیشتر به حسابداری و افشای اطلاعات درباره روش های مبتکرانه (نو آورانه) مالی.
بهبود فرایند افشای اطلاعات درباره ماهیت ، فرصت ها و ریسک های مقررات و قراردادهای تأمین مالی خارج از ترازنامه و توجه دوباره به حسابداری در رابطه با این قراردادها.
ارائه گزارش جداگانه درباره رویدادها و فعالیت های اصلی و فرعی و محاسبه دارایی ها و بدهی های غیر اصلی بر مبنای ارزش بازار.
بهبود فرایند افشای اطلاعات درباره عدم اطمینان، از نظر محاسبه اقلام خاصی از دارایی ها و بدهی ها.
بهبود صورت های مالی سه ماهه، از طریق ارائه گزارش در سه ماهه چهارم، به صورت جداگانه و گنجاندن داده های متعلق به بخش های اقتصادی مختلف در آن.
۲-۵ جایگاه افشا در بازار سرمایه
مبــنای تـــصمیــم‌گیــری مشارکت‌کنندگان در بازارهای اوراق بهادار اطلاعاتی است که توسط بورس‌ها ناشران اوراق بهادار، پذیرفته شده در بورس و واسطه‌های فعال در این بازارها منتشر می‌شود، بهره‌گیری از این اطلاعات و به عبارتی تصمیم‌گیری صحیح در بازار اوراق بهادار زمانی امکان‌پذیر است که اطلاعات مزبور به موقع، مربوط، با اهمیت و نیز کامل و قابل فهم باشد. چنانچه اطلاعات افشا شده از ویژگی‌های فوق یا بعضی از آنها برخوردار نباشند، بدون تردید سازوکار کشف قیمت در بازار به درستی عمل نخواهد کرد و قیمت‌گذاری اوراق به شیوه‌ای مطلوب انجام نخواهد شد. در نتیجه واقعی بودن قیمت‌ها و پیش‌بینی منطقی روند آتی آن و به طور کلی شفافیت و عادلانه بودن بازار مورد سوال خواهد بود. از این رو نهادهای ناظر بر بازارهای اوراق بهادار به منظور شفاف کردن بازار، فراهم آوردن امکان دسترسی یکسان فعالان بازار به اطلاعات و به طور کلی ایجاد بازاری شفاف و منصفانه برای دادوستد اوراق‌بهادار قوانین، مقررات، آیین‌نامه‌ ها و دستورالعمل‌های متعددی تدوین کرده‌اند. در این قوانین و مقررات هر یک از نهادهای بازار یعنی بورس، ناشران اوراق پذیرفته شده و واسطه‌های بازار به افشای اطلاعات معینی درباره امور و فعالیت‌های خود مکلف شده‌اند.
براساس این قوانین و مقررات بورس‌ها باید اطلاعات مربوط به قیمت اوراق بهادار حجم دادوستد و شاخص‌ها را همزمان با انجام دادوستد یا پس از آن و در پایان نشست معاملاتی منتشر کنند؛ همچنین در پایان هر نشست معاملاتی باید اطلاعات مربوط به نمادهای متوقف به تفکیک نام شرکت، دلیل توقف نماد، تاریخ توقف، آخرین قیمت معامله شده و تاریخ معامله قبلی توسط بورس منتشر شود. اطلاعات جامع شرکت‌ها شامل اطلاعات کلی در مورد شرکت، آرشیو اطلاعیه‌های شرکت، آخرین وضعیت معاملات و تقاضای خرید و فروش سهام شرکت، آخرین ترکیب سهامداران شرکت، بایگانی آمار معاملات و نیز اطلاع‌رسانی در رابطه با پذیرش شرکت‌ها در بورس، مجموعه مقررات، آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌ها در مورد شرکت‌ها و نهادهای فعال در بازار باید به صورت دائمی در آرشیو بورس‌ها موجود و قابل دسترسی برای عموم باشد.
از سوی دیگر، ناشران اوراق بهادار باید اطلاعات مربوط و با اهمیت درباره امور فعالیت‌های خود را به موقع افشا کنند تا سرمایه‌گذاران، بازارسازان، ناظران بازار، تحلیل‌گران اوراق بهادار، کارگزاران و بورس‌ها به راحتی بتوانند از آن برای اتخاذ تصمیم در مورد سرمایه‌گذاری‌بر روی اوراق بهادار، تعیین قیمت‌های پیشنهادی برای خرید یا عرضه اوراق، رسیدگی به تخلفات احتمالی، تصمیم‌گیری در مورد وضع مقررات جدید، تصمیم به انجام دادوستدهای عمده و … استفاده کنند. اطلاعاتی که ناشران اوراق بهادار باید افشا کنند به صورت زیر است:
الف- گزارش‌های ادواری اطلاعات مالی: این گزارش‌ها به طور معمول، از نظر اطلاعات مالی، نحوه حسابرسی آنها نوع استانداردهای حسابداری به کار گرفته شده در ارائه گزارش‌ها و تواتر ارائه گزارش‌ها (به طور معمول فصلی یا شش ماهه) کنترل می‌شوند.
ب – افشای اطلاعات مهم: دومین دسته از اطلاعاتی که باید توسط ناشران عرضه شود، افشای اطلاعات مربوط به تغییرات عمده در حوادث موثر بر قیمت است و معمولا بورس‌های اوراق بهادار بر نحوه این نوع افشای اطلاعات نظارت دارند.
ج – سایر موارد: براساس تجربه سایر بورس‌ها شروط افشای اطلاعات به هنگام پذیرش در بورس، توضیح یا تایید شایعات یا گزارش‌ها، واکنش در برابر معاملات غیرمتعارف و تعهد شرکت پذیرفته شده مبنی بر ارائه اطلاعیه در مورد تعداد گزارش‌های میان دوره‌ای، زمان انتشار بولتن صورت‌های مالی و گزارش‌های میان دوره‌ای دادوستد در یک بورس دیگر، سرمایه سهمی ثبت شده و تعداد سهام اطلاعات مربوط به محاسبه شاخص و … می‌توانند در این گروه جای گیرند.
واسطه‌های مالی بازار اعم از کارگزاران و معامله‌گران نیز ملزم به ارائه گزارش‌های ادواری و بعضاً موردی به مقام ناظر بازار هستند. گزارش صورت‌های مالی سالانه حسابرسی شده و ارائه صورتحساب عملیات بورسی مورد تایید حسابرسان معتمد، از جمله اطلاعاتی است که توسط واسطه‌های مالی به مقام ناظر با هدف نظارت بر فعالیت آنها تسلیم می‌شود. اطلاعات مربوط به نگهداری حساب مشتریان به صورت جداگانه که موید عدم استفاده سوء از منابع مالی در اختیار کارگزاران خواهد بود، همچنین اطلاعات مربوط به کفایت سرمایه واسطه‌های مالی از دیگر مواردی هستند که مورد توجه مقام ناظر قرار می‌گیرند. در ایران نیز قانون جدید بازار توجه بسیاری به شفافیت بازار اوراق بهادار نشان داده و بازار اولیه را نیز از این امر مستثنی نگذاشته و بدین ترتیب یکی از نقایص قوانین و مقررات خود را پوشش داده است. در قانون جدید ناظر اصلی فرآیند اطلاع‌رسانی بازار اوراق بهادار، سازمان بورس و اوراق بهادار است که وظیفه تدوین مقررات و اجرای مناسب آنها را برعهده گرفته است و تمامی نهادهای درگیر در بازار سرمایه ملزم‌اند مطابق آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های تهیه شده توسط سازمان مزبور به ارائه اطلاعات به مراجع تعیین شده بپردازند (کیانی و صفاریان، ۱۳۸۶، ص ۳۰-۲۸).
۲-۶ هزینه های افشا
یکی از موارد مهمی که مدیریت در تصمیمات مربوط به افشای گزارشهای مالی مدنظر قرار می دهد هزینه های افشای اطلاعات است که این هزینه ها عبارتند از:
هزینه های جمع آوری و پردازش اطلاعات[۳۷] : این هزینه ها شامل هزینه هایی است که هم به وسیله تهیه کنندگان و هم به وسیله استفاده کنندگان به وقوع می پیوندد به طوری که هر دوی این هزینه ها را باید واحدهای تجاری خود تقبل کنند. تا قبل از سال ۱۹۶۸ بحث اقتصاد دانان وحسابداران این بود که هر چه افشای اطلاعات مالی بیشتر باشد بهتر است اما بعد از گذشت زمان معلوم شد که هر نوع اطلاعاتی نیاز به افشا ندارد، زیرا افشای اطلاعات هزینه های جمع آوری، پردازش، طبقه بندی، افشا و هزینه های فرصت به همراه دارند. لذا در افشای اطلاعات باید هزینه- فایده کرده و اطلاعاتی را افشا نمود که مورد استفاده اکثریت استفاده کنندگان باشد. بنابراین در افشا باید بهینه سازی شود تا هم هزینه های افشا و هم محتوای اطلاعات بهینه باشد.
هزینه های قضایی[۳۸]در افشای اطلاعات مدیران باید دقت کنند تا اطلاعات صحیح و واقعی را افشا نمایند زیرا اطلاعات افشا شده می تواند به عنوان مدرکی بر علیه واحد تجاری استفاده شود. به عنوان مثال مؤسسه ای که صورتهای مالی متقلبانه ارائه کرده و باعث ضرر و زیان عده کثیری از سرمایه گذاران شده، باید تمامی هزینه های قضایی ناشی از شکایات افراد متضرر را در مراجع قضایی تقبل کند.
هزینه های سیاسی[۳۹]دولت و مراجع سیاسی این قدرت را دارند که ثروت واحدهای تجاری را مصادره کنند. صورتهای مالی یک منبع اطلاعاتی خوبی است تا مراجع سیاسی و دولتها از ثروتهای کلان و اتفاقی مؤسسات آگاهی یافته و از آن ثروتها استفاده کنند. به عنوان مثال مالیات بر سود اضافی توسط دولت آمریکا بر شرکتهای نفتی در اواخر سال ۱۹۷۰ را می توان نام برد.
هزینه های رقابت[۴۰]افشای اطلاعات می تواند مورد استفاده‌ رقبای یک واحد تجاری قرار گیرد. به عنوان مثال تولید یک محصول جدید و باکیفیت می تواند از طریق افشای اطلاعات مالی رقبا را از آن محصول جدید آگاه سازد و آنها نیز به فکر تولید آن محصول بیافتند.
هزینه های محدودیت بررفتار مدیران[۴۱]یکی دیگر از هزینه های افشاء، محدودیت بر رفتار مدیران است. بدین مفهوم که اگر مدیران ادعایی نسبت به سودآوری و افزایش قیمت سهام و… کردند و آن ادعا را از طریق صورتهای مالی افشا نمودند باید تلاش کنند تا آن ادعای خود را عملی سازند. به عنوان مثال واحد تجاری که در صورتهای مالی پیش بینی نرخ سود ۲۰درصد کرده باید تمام تلاش خود را در عملی ساختن این ادعا بکار گیرد و درصورت عدم دسترسی به آن، هم اعتبار واحد تجاری و هم اعتبار مدیریت زیر سؤال رفته و حتی می تواند مورد شکایت سرمایه گذاران و سهامداران نیز واقع شود (فوستر[۴۲]، ۱۹۸۶).
۲-۷ مفهوم و مبانی نظری افشای اختیاری
براساس فرضیات بازار کارا قیمت سهام شرکت ها به طور کامل و آنی بازتابی از کلیه ی اطلاعات موجود در بازار است. با عنایت به این واقعیت که غالباً مدیران در مقایسه با سرمایه گذاران دارای اطلاعات بیشتر و درک بهتری در خصوص عملکرد شرکت هستند، از این رو احتمال می رود این عدم تقارن اطلاعات زمینه ای برای ارزش گذاری اشتباه شرکت فراهم سازد. در این راستا مدیران به منظور تصحیح ارزش گذاری اشتباه شرکت علاوه بر افشای حداقل اطلاعات براساس استانداردهای موضوعه، به افشای اختیاری اطلاعات از طریق پیش بینی عملکرد آتی، گزارش های اینترنتی، جراید مالی و … می پردازد (ایزدی نیا و سروش یار، ۱۳۸۸، ص ۴۶). یکی از بهترین راهکارها برای دستیابی به اطلاعات متقارن، افشای اختیاری اطلاعات توسط مدیریت می باشد که در نتیجه آن، اطلاعات درون سازمانی ها در اختیار برونسازمانی ها قرار گیرد و از عدم تقارن اطلاعات کاسته شود (دوانی و معینی، ۱۳۸۵). انتظار می رود با افزایش افشای اختیاری از میزان عدم تقارن اطلاعاتی کاسته شود. لیکن، انگیزههای شخص مدیریت، ممکن است افشای اطلاعات را در سطح غیربهینه قرار دهد. از نظر تئوری، موانع بی شماری برای انتشار اختیاری اطلاعات وجود دارد. علاوه بر این شواهد تجربی نیز نشان میدهد که انگیزههای زیادی برای عدم افشای اختیاری اطلاعات وجود دارد.
مطالعات پیرامون افشا اختیاری بر این مبنا استوار است که حتی در یک بازار سرمایه کارا، مدیران در مقایسه با سرمایه گذاران خارجی دارای اطلاعات بیشتر و درک بهتری در رابطه با عملکرد آینده شرکت هستند. از سوی دیگر بر اساس شکل نیمه قوی فرضیه بازار کارا قیمت اوراق بهادار به طور کامل و آنی منعکس کننده اطلاعات در دسترس عموم است. در چنین شرایطی اگر سرمایه گذاران با فرض صحیح بودن قیمت ها بر آنها اتکا کنند، به دلیل وجود اطلاعات گمراه کننده در قیمت ها، می‏توانند متحمل زیان گردند.در این ارتباط به طور منطقی آنان مستحق دریافت خسارات وارده می باشند (رنن و یاری[۴۳]، ۲۰۰۱).
بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که شرکت ها همه اطلاعاتی را که برای کارکرد بهینه بازارهای سرمایه لازم است، افشا می کنند. طرفداران دیدگاه مزبور بر این باورند که تنها اطلاعاتی که برای سرمایه گذاران اهمیتی ندارد و یا این اطلاعات در جای دیگر وجود دارد، افشا نمی شود. شواهدی در دست است که شرکت ها تمایل دارند همه اطلاعات مورد نیاز بازارهای مالی را افشا کنند، بدان امید که بتوانند در بازار، سرمایه مورد نیاز خود را تأمین کنند (هندریکسن و ون بردا، ۱۳۸۶، ص ۵۳۷). مطالعات متعددی دستاوردهای اقتصادی افشای اختیاری را مورد آزمون قرار داده اند. این مطالعات استدلال می کنند که بطور بالقوه شرکت های با افشای اختیاری گسترده از سه طریق بر روی بازار سرمایه سرمایه تأثیر می گذارند: الف) بهبود نقدینگی سهام آن ها در بازار سرمایه ب) کاهش هزینه سرمایه آن ها ج) افزایش تعداد تحلیل گران آن ها (اسماعیل زاده و شعربافی، ص ۷۳).
الف) بهبود نقدینگی سهام: دیاموند و ورکچیا [۴۴](۱۹۹۱) معتقدند که افشای اختیاری منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعات بین سرمایه گذاران آگاه و ناآگاه می شود. در نتیجه در خصوص شرکت هایی با سطوح بالای افشاگری، سرمایه گذاران می توانند به اطمینان نسبی دست یابند که هر گونه معامله سهام به قیمت منصفانه صورت گرفته است و این خود افزایش نقدینگی شرکت را به همراه خواهد داشت. از سوی دیگر نتایج مطالعات حاکی از این است که شرکتهایی که رتبه تعیین شده آنها توسط تحلیل گران در رابطه با میزان افشا ارتقاء یافته است، با افزایش تقاضا برای سهام مواجه شده اند.
ب) کاهش هزینه سرمایه: یکی از انگیزه های مدیران در افشای اختیاری کاهش هزینه تأمین مالی است. هنگامی که افشای اطلاعات توسط شرکت به طور ناقص صورت پذیرد. سرمایه گذاران در پیش بینی بازده آتی سرمایه گذاری خود متحمل ریسک شده و در ازای پذیرش این ریسک خواستار بازده اضافی خواهند بود. در مقابل، شرکتهایی با سطوح بالای افشای اطلاعات و در نتیجه ریسک اطلاعاتی پایین، نسبت به شرکت هایی با سطوح پایین افشا احتمالاً متحمل هزینه تأمین مالی پایین تری خواهند شد.
ج) افزایش واسطه های اطلاعاتی: در صورتی که اطلاعات خصوصی مدیریت به طور کامل از طریق افشای الزامی ارائه نشود، افشای اختیاری منجر به کاهش هزینه کسب اطلاعات برای تحلیل گران می شود و در نتیجه عرضه خدمات تحلیل گران افزایش می یابد. با این وجود تأثیر افشای اختیاری بر تقاضا برای خدمات تحلیل گران مبهم است. زیرا از یک سو افشای گسترده توسط شرکت تحلیل گران مالی را قادر به تولید اطلاعات جدید و باارزشی همچون پیش بینی های بهتر و پیشنهادات خرید یا فروش می کند و بدین ترتیب تقاضا برای خدمات آنان را افزایش می دهد. از سوی دیگر افشای اختیاری عمومی موجب انتقال اطلاعات خصوصی مدیران به سرمایه گذاران شده و این امر کاهش تقاضا برای خدمات تحلیل گران را در پی خواهد داشت (ایزدی نیا و سروش، ۱۳۸۸، ص ۴۹).
ولی هندریکسن و ون بردا (۱۳۸۶) با توجه به پژوهش ها و شواهد مشاهده شده بیان می کنند که شرکتها تمایل چندانی به افزایش میزان افشا اطلاعات مالی ندارند، مگر اینکه از سوی حرفه حسابداری یا دولت، مجبور باشند آن ها عنوان می کنند که این پژوهش ها، عدم تمایل شرکت ها را برای افزایش افشای اطلاعات مالی دلایل ذیل می دانند:
افشای اطلاعات باعث می شود که شرکت های رقیب از وضعیت نامطلوب آن ها آگاه شوند و این به ضرر سهامداران است.
گفته می شود که اتحادیه های کارگری پس از کسب اطلاعات در مورد دستمزدها بهتر می توانند چانه بزنند.
اغلب ادعا می شود که سرمایه گذاران نمی توانند رویه ها و سیاست های حسابداری را درک نمایند و افشای اطلاعات بیشتر موجب گمراهی و نه هدایت آن ها خواهد شد.
دیدگاه دیگر این است که امکان دارد سایر منابع اطلاعاتی موجود بتوانند اطلاعات مالی مورد نظر سرمایه گذاران را با هزینه ای کمتر از اطلاعاتی که از طریق شرکت ها بدست می آید، ارائه کنند.
ناآگاهی از نیازهای سرمایه گذاران هم دلیلی است برای محدود کردن اطلاعات که منجر به افشای اطلاعات کمتری می شود (هندریکسن و ون بردا، ۱۳۸۶، ص ۵۳۸-۵۳۷).
۲-۸ انگیزه های افشای اختیاری
تئوری افشای اختیاری چنین استدلال می کند که مدیران چنین افشاهایی را زمانی انجام می دهند که منافع حاصل از آن بیش از هزینه های آن باشد (هیتزمن، واسلی و زیمرمن[۴۵]، ۲۰۰۸). به عنوان مثال تصمیمات افشای اختیاری مدیران بر اساس میزان تأثیرگذاری چنین افشاهایی بر هزینه سرمایه، خطر اطلاعات و کاهش عدم اطمینان در خصوص دورنمای آتی شرکت صورت می پذیرد؛ چرا که کیفیت افشای اختیاری به طور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق تأثیر بر هزینه حقوق صاحبان سهام و جریان های نقدی، ارزش شرکت را تحت تأثیر قرار می دهد (پلاملی و همکاران[۴۶]، ۲۰۰۸). افزون بر این از دیگر عوامل مؤثر بر تصمیمات افشا مدیران در خصوص بازار سرمایه عبارتند از: معاملات بازار سرمایه، پاسخگویی در خصوص کنترل شرکت، سهام جایزه، دعاوی حقوقی، هزینه های خصوصی، آشکار کردن توانایی و استعداد مدیران. در ادامه برخی از انگیره های افشای اختیاری بیان می شود.
۲-۸-۱ فرضیه معاملات بازار سرمایه
این فرضیه که توسط هیلی و پالپو[۴۷] (۲۰۰۱) مطرح شد بیان می دارد که درک سرمایه گذار از شرکت بر تأمین مالی شرکت از طریق انتشار اوراق بدهی و یا انتشار سهام تأثیرگذار است. به عنوان مثال اگر مدیران شرکت اطلاعات بیشتری نسبت به سرمایه گذاران خارجی در خصوص چشم اندازهای آتی شرکت داشته باشند تأمین مالی شرکت از طریق بدهی و یا انتشار سهام به صورت عمومی پرهزینه خواهد بود. مدیران قادر خواهند بود به واسطه افشای اختیاری هزینه سرمایه خود را که نشأت گرفته از ریسک اطلاعات است کاهش دهند. البته بایستی خاطرنشان کرد حتی در شرایط کارایی بازار سرمایه به دلیل پر هزینه بودن ارزیابی و کاهش ایرادات ناشی از عدم تقارن اطلاعات و تضاد منافع بین مدیران و سرمایه گذاران، ممکن است برخی شرکتها به نحو غلطی توسط بازار ارزشیابی شوند. در این شرایط، شرکت هایی که کمتر از میزان واقعی ارزشیابی شده اند به منظور مقابله (و شاید مجازات) بازار عمومی سرمایه، برای تأمین مالی متوجه بازارهای خصوصی خواهند شد. عرضه کنندگان خصوصی سرمایه به راحتی می توانند طی مذاکره با مدیران واحدهای تجاری به جزئیات اطلاعاتی آنان دست یابند، در حالی که این امر برای سهامداران امکان پذیر نیست و در نتیجه آنان قادر به ارزیابی صحیح وضعیت شرکت نیستند. به طور کلی آن دسته از شرکت هایی که با مشکلات اطلاعاتی جدی مواجه اند (نظیر شرکتهایی که هنوز به بهره برداری نرسیده اند)، به احتمال زیاد مایل به تأمین مالی خصوصی هستند. به هر حال اگر فواید ناشی از دستیابی به بازار عمومی به نحو بارزی زیاد باشد، برخی شرکتها ترجیح می دهند علی رغم آنکه زیر ارزش واقعی ارزشیابی شده اند برای تأمین مالی متوجه بازار سرمایه عمومی شوند.

یک مطلب دیگر:
شناسایی و اولویت بندی فرصت های کارآفرینانه در صنعت گردشگری- قسمت ۱۷

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است