سایت مقالات فارسی – تحلیل الگوی پوشش ریسک و بیمه در نظام مالی اسلامی ( مطالعه تطبیقی …

پرداخت سهم
پرداخت سهم
صندوق تکافل
پرداخت تامینی
طرح های سرمایه گذاری
(براساس عقد مضاربه)
۴-۴-۳-۳٫ الگوی تکافل مبتنی بر تبرّع (تکافل غیرانتفاعی)
تکافل بر اساس تبرّع، اولین ساختار مالی بیمهی تکافل است که در سودان مورد استفاده قرار گرفته است. در این مدل هیچ بازدهی مالی برای بیمهگذاران بوجود نمیآید و مجری تکافل (شرکت تکافل) به قصد تبرّع وارد عملیات و متولّی انجام امور مربوط به صندوق تکافل و متکافلین میشود. این قبیل الگوها را الگوهای غیرانتفاعی یا غیرتجاری تکافل نامیدهاند (جعفر، ۲۰۰۷، ص ۱۶۳ و عبیدالله، ۲۰۰۵، ص ۱۲۵). در این مدل شرکت تکافل نه برای کسب سود، بلکه عموماً برای ارائهی خدمات اجتماعی و کمک به اقشار کم درآمد یا آسیبپذیر وارد شده، و ضمن سازماندهی جامعهی متکافلین، اقدام به تأسیس صندوق تکافل و ادارهی آن مینماید. هر شرکتکننده نیز با حسننیت و به قصد توسعهی منابع مالی جهت کمک و شرکت در جبران خسارت همنوعان به صندوق تکافل کمک میکند (لیم و همکاران، ۲۰۱۰). ماهیت اصلی این الگو به عنوان ایدهآلترین مدل تکافل، حذف بندهای درآمدی شرکت (مجری) در قرارداد بین متکافلین و شرکت است که در نتیجهی آن، متکافلین و یا صندوق تکافل در ازای خدمات ارائه شده از سوی شرکت تعهدی به صورت ثابت (حقالوکاله) یا متغیر (حق عاملیت) نخواهند داشت. در این حالت شرکت تکافل به عنوان نهادی خیریه وارد جریان میشود. مدل غیرانتفاعی تکافل برای همهی انواع الگوهای پیش گفته تکافل قابل اجراست.
۴-۴-۳-۴٫ الگوی تکافل مبتنی بر تعاون (تکافل تعاونی)
تکافل در دو طرح کلی تعاونی یا تجاری اجرا میشود که هر دو بر اساس مبنا و فلسفهی الگوی تکافل در پوشش ریسک و بیمه برگرفته از آیهی مبارکهی “تعاون”، در تأمین خسارات یا پوشش ریسکها، الگویی مبتنی بر اصل تعاون و همیاری هستند. اما هنگامی که یک طرح تکافل بر مبنای کمک متقابل و بر اساس اصول تعاونی عمل کند، هر گونه مازاد یا کسری از عملیات صندوق تکافل متعلّق به شرکتکنندگان خواهد بودو متصدّی بیمه فقط سمت مدیر و مجری طرح را داشته و در قبال ارائهی خدماتش دستمزد دریافت میکند، برخی از محققین در اصطلاح این نوع از تکافل را تکافل تعاونی نامیدهاند (اسوارتز و همکاران، ۲۰۱۰).
در این مدل منظور از مازاد مابهالتفاوت خروجی و ورودی صندوق در پایان دوره مالی و فقط مربوط به مشارکت در حقبیمههایی است که پس از تأدیه خسارات در صندوق تکافل باقی مانده است (جعفر، ۲۰۰۷، ص ۲۲۵). ویژگیهای این مدل عبارتند از: نسبت مالکیت متکافلین به مازاد صندوق، مسئولیت متکافلین در تأمین کسری بودجهی صندوق، حضور نمایندهی متکافلین در هیئت مدیرهی شرکت و داشتن حق وارسی حسابداری صندوق (علی، -۲۰۰). برخی از علمای شریعت معتقدند که حقبیمه پرداختی به صندوق تکافل به عنوان تبرّع تلقی میشود، لذا به متصدّی این اجازه را میدهند که مازاد صندوق را به مؤسسات خیریه اهدا و یا طبق تشخیص خود صرف کند. مگر اینکه مبلغ مازاد قابل توجه باشد که در آن صورت لازم است بین متکافلین تقسیم گردد (قاسم، بی تا). در نهایت در این مدل، توزیع مازاد بین بیمهگذاران با یکی از این سه رویکرد صورت میگیرد: (صدیق، ۱۹۹۵)
تعلق مازاد به کلیه بیمهگذاران: بدون توجه به سابقهی دریافت خسارت از صندوق در طول دورهی اعتبار قرارداد و به نسبت حقبیمه پرداختی هر یک از اعضا همه در مازاد سهم دارند. فلسفه این رویکرد توجه به مفهوم تبرّع مالی در پرداخت حقبیمه توسط مشارکتکنندگان است، لذا پس از تحقق اهداف تشکیلات در پایان مدت قررداد مانده به همه تعلق خواهد داشت.
با توجه به سابقهی دریافت خسارت: هر مشارکتکنندهای که در طول دوره خسارت دریافت کرده است صرفنظر از اینکه مبلغ ادعا کمتر یا بیشتر از پرداختی او به صندوق هست یا نه، از دریافت سهم از مازاد محروم خواهد بود. این رویکرد جهت تنبیه متکافلین سهلانگار و خسارت آفرین پیشبینی شده است.
با توجه به میزان خسارت اعضا: در این روش مازاد به اعضایی که خسارت دریافتی آنها از مبلغ مشارکتشان در صندوق بیشتر باشد، تعالق نمیگیرد. این تصمیم جهت تحقق هدف مدل تکافل تعاونی یعنی تقسیم ریسک و مشارکت در پذیرش مسئولیت بار خسارات و همچنین جلوگیری از امکان سوءاستفاده و سودجویی از منبع مالی شرکت تکافل اتخاذ میشود.
اما در مدلهای تجاری تکافل مازاد صندوق با توجه به اصل مضاربه (مشارکت در سود) بین اپراتور تکافل و متکافلین به نسبت توافقی تقسیم میگردد. زیرا این مازاد ناشی از همکاری متصدّی در سرمایهگذاری و امور تجاری است و در اسلام سود به عنوان افزایش در ارزش کل سرمایه تعریف میشود و در شرایطی که صندوق تکافل در قالب شرکتهای سهامی و یا واحدهای تجاری عمل میکند، تصمیمگیری در مورد مازاد در حیطهی سیاستگذاری شرکت انجام میپذیرد (قاسم، بیتا و صدیقی، ۱۳۹۰). مطابق با نظر فقهای مسلمان در مورد مازاد یکی از تصمیمات زیر یا ترکیبی از آنها مورد استفاده قرار میگیرد:
بخشی از مازاد جهت کاهش خسارات آتی ذخیره شود؛
بخشی از مازاد جهت تمایز سازوکار تکافل با بیمهی متعارف در بخش مالی بین متکافلین توزیع شود،
بخشی از مازاد صرف امور خیریه گردد، در چارچوب قوانین بعضی کشورها فقط توزیع مازاد قراردادهای تکافل خانواده از طریق محاسبات فنی مجاز و توزیع مازاد بیمههای عمومی حرام و این مبلغ جهت تأمین رفاه اجتماعی و مقاصد خیرخواهانه هزینه میگردد (صدیق، ۱۹۹۵ و عمران عثمانی، ۲۰۰۷).
۴-۴-۴٫ الگوهای نظری (غیر عملیاتی) تکافل
علاوه بر الگوهای مذکور که الگوهای کاربردی بیمهی تکافل در دنیا است، الگوهای تئوریک زیر را نیز میتوان نام برد: (ناطق گلستان، ۱۳۸۸، ص ۸۵-۸۳).
الگوی بیع مؤجل: این الگو در قالب عقد بیع صورت میگیرد و در آن ابتدا مشارکتکنندگان با پرداخت مبلغی توافقی ریسک را از شرکت تکافل میخرند و سپس به صورت مؤَجل آن را به شرکت میفروشند و در قبال وقوع حوادث آتی مذکور در قرارداد، مبلغی را از متصدّی تکافل دریافت میکنند. یعنی متصدّی در زمان معینی مبالغ دریافتی به علاوه سود ناشی از سرمایهگذاری آنها و مبالغ مازاد صندوق تکافل را به اعضا پرداخت میکند.
الگوی بیع سلم: افراد متقاضی تکافل مبالغ توافقی را در ازای تعهد بر حمایت از سوی متصدّی تکافل، در برابر ریسکهای معینی به عنوان ثمن به شرکت تکافل میپردازند.
الگوی مشارکت: اعضا و تکافلگر به عنوان شریک با در هم آمیختن سرمایهی مالی خویش در فعالیت اقتصادی که مجری و مدیر آن شرکت تکافل است با هم قرارداد همکاری میبندند تا علاوه بر جبران زیان احتمالی متکافلین، به صورت توافقی از سود و زیان ناشی از سرمایهگذاری سهم ببرند. و البته پاداش شرکت تکافل به عنوان مدیر عملیات اجرایی محفوظ خواهد بود.
الگوی ودیعه: طبق قرارداد ودیعه اعضای متقاضی تکافل مقدار مشخصی وجه را جهت جبران خسارت در مواقع وقوع زیان، به علت تخصص شرکت تکافل در مدیریت وجوه به عنوان امین، به این شرکت میسپارند.
الگوی جعاله: در این الگو متصدّی تکافل پس از دریافت وجه از متکافلین، به آنها تعهد فراهم کردن امنیت و جبران خسارت را میدهد، از طرف دیگر صندوق درخواست مشارکتکنندگان را پذیرفته و خود را متعهد به تأمین خدمات بر اساس شرایط و زمان میکند.
الگوی اجاره: در این الگو مشارکتکنندگان در طرح تکافل موجِر هستند و شرکت تکافل را اجاره میکنند.
الگوی ضمان: مطابق با این الگو شرکت همانند یک ضامن مسئولیت خسارت احتمالی مورد بیمه شده را که متعلّق به متکافلین است بر عهده میگیرد.
این الگوها به همراه تعدادی از مدلهای ترکیبی سه وجهی تاکنون به اجرا در نیامدهاند و بیشتر به لحاظ نظری مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند.
۴-۴-۵٫ الگوهای شیعی تکافل
با وجود اینکه الگوی تکافل در چارچوب فقه اهل سنّت معرفی، طراحی و اجرا شده است، در سالهای اخیر فقهاء و اقتصاددانان شیعی نیز به این موضوع علاقهمند شدهاند. برخی از علماء و اقتصاددانان شیعی ضمن پاسخگویی به سوالات و شبهات مربوط به الگوهای متعارف تکافل، در حرکتی فعال نسبت به طراحی مدلهایی از تکافل اقدام نمودهاند که در ادامه دو مورد از آنها مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
۴-۴-۵-۱٫ الگوی تکافل براساس پیشنهاد آیت الله سیدعبدالهادی شاهرودی[۱۰۶]
در الگوی آیت الله سید عبدالهادی شاهرودی، شکل جدیدی از ارتباط بین متکافلین و شرکت تکافل طراحی شده است. در این حالت الگوی تکافل از حالت سه رکنی به دو رکن تغییر وضعیت میدهد. با حذف یکی از ارکان الگو (صندوق تکافل) ضمن بقای ماهیت عملیات تامینی بر اساس تکافل ( همیاری و کفالت مشترک) عملیات به شکلی سادهتر اجرا می شود.
فرآیند کلی این الگو برای تکافل عمومی در نمودار شماره ۴-۱۳ نشان داده شده است. این الگوی بسیط (به لحاظ نظری) میتواند قابلیت بالایی در عمل داشته باشد. در ادامه اجزاء این فرآیند تشریح میشود:
قراردادی که بین متکافلین و شرکت تکافل منعقد میشود، همان عقد مضاربهی متعارف است. البته این قرارداد میتواند براساس سایر عقود مشارکتی نیز منعقد شود. امور تأمینی (جبران خسارات و …) به صورت شروطی در ضمن عقد قرار میگیرند. در واقع طی عقد مضاربه (یا شرکت یا …) عامل (شرکت تکافل) قبول میکند انواع خاصی از خسارتهایی را که ممکن است به متکافل وارد شود با شرایط خاصی جبران کند؛
پس از انعقاد قرارداد، متکافلین سرمایهی آوردهی خود را به حساب مورد نظر شرکت تکافل واریز مینمایند. در این الگو بر خلاف الگوهای متعارف تکافل، رابطه مالکیت متکافلین با مبالغ پرداختی قطع نمیگردد. به بیان دیگر در این قرارداد تبرّعی صورت نمیگیرد و پرداختیها به عنوان آوردههای متکافلین جهت مشارکت در طرحهای سرمایهگذاری است؛
ممکن است شرکت تکافل خود نیز مبالغی را به عنوان سرمایهی آورده مشارکت دهد؛

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.