تحول سازماني:پایان نامه درباره تنوع تیم مدیران عالی

عوامل موثر در تحول سازماني:

تحقیقات ویدیس؛ سیلی، ساموزی و داکس بری، بامبرگر و مشولم نشان داده است که عامل انسانی در موفقیت تغییرات سازمانی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. آنان محور سازمان را منابع انسانی دانسته و سایر موضوعات یا عوامل تغییر سازمانی را تابعی از منابع انسانی تلقی کردند. به زعم افرادی مانند وودوارد، تامپسون و پرو سایر عوامل تغییر از تکنولوژی تبعیت کرده و به این لحاظ، سازمان آن‌ها سازمان تکنولوژی محور قلمداد می‌شود. در نهایت عده ای دیگر از صاحب نظران فرهنگ را به عنوان شالوده و اساس تغییرات سازمانی تلقی می‌کنند. (اعرابی و سایر،1388،ص3)

بسياري از عوامل تعيين كننده مثل سودمندي تغيير، ارتباطات، تقاضاهاي شغلي، دانش شغلي، مهارت‌ها، حمايت لجستيك، تعهد سازماني، مشاركت، روابط اجتماعي در محيط كار، رضايت شغلي، همكاري و … در حمايت از برنامه‌هاي تغيير دخيل هستند (Shah,2010,p3)  .محققان سازمانی و عوامل تغییر تمایل زیادی بر تائید عوامل تغییر و انواع مختلف عوامل سازمانی نشان می‌دهند  (Fuchs,2010,p2).

شناخت ویژگی‌های تغییر بر استنباط‌های فردی و رفتار کارکنان دو اجرای بهتر وظایف اثر می‌گذارد. در این خصوص کارشناسان بررسی‌های قابل توجهی به انواع خاص تغییر و تأثیرات آن اختصاص داده‌اند. (Lattuch and Young ,2010,p1)

.عوامل موفقیت تغییربه دودسته عامل های بیرونی وعامل های درونی تقسیم می شود رابطه با عامل‌های درون سازمانى مرتبط با موفقيت تغییر سازمانى، اين تحقيق به عامل‌های مختلف درون سازمانی اشاره دارد. اين عامل‌ها در سه دسته (عامل‌های مديريتى، عامل‌های سازمانى و عامل‌های فردى) گروه بندى شده است. در مورد عامل‌های مديريتى در پژوهش‌های گذشته بيش از همه به ٩ اقدام مديريتى اشاره شده است. بررسی پیشینه نشان می‌دهد که آموزش دادن بر موفقیت اجرای برنامه تغییر سازمانی تأثیر دارد. مورگان ( 2001) ضمن تائید یافته های او اظهار می‌دارد ارتباط ابزار اشاعه‌ی تغییر نیست، بلکه عنصر اصلی است، که حقیقت تغییر را به وجود می‌آورد و حفظ می‌کند. تعدادی از صاحب نظران بر این اعتقادند که پاداش و مشوق‌ها در پشتیبانی از برنامه‌ی تغییر می‌تواند احتمال موفقیت آن را افزایش دهد. از دیدگاه صاحب نظران و محققان مشارکت دادن کارکنان در برنامه تغییر، سبک رهبری تحولی، پشتیبانی مدیریت و رهبری از برنامه‌ی تغییر و توانمندی سازی، به عنوان اقدام‌های مديريتى بر موفقيت برنامه تغیير سازمانى تأثير دارند. سیاست گذارى نيز به عنوان يك عامل مديريتى بر موفقيت تغيير سازمانى تأثير دارد.بر اين اساس رهبران در رشته های آموزشى و تغيير سازمانى به طور موفقى شروع به مطالعه تغيير سازمانى با استفاده از زبان و مفاهيم سياسى کرده‌اند.

دسته دوم از عامل‌های مؤثر بر تغيير سازمانى، عامل‌های سازمانى است، تعداد ۶ عامل در اين دسته قرار می‌گیرد يكى از اين عامل‌ها جو باز سازمانى است. تعدادی از محققان معتقدند جو سازمان یک پیش بینی کننده قوی در پشتیبانی از تغییر است ویژگی برنامه تغییر با موفقیت برنامه تغییر مرتبط است. در این رابطه تحقیق‌های انجام شده نشان داده است که پیام برنامه‌ی تغییر و پیچیدگی و تناسب برنامه تغییر بر موفقیت آن تأثیر دارد. تعداد زیادی از صاحب نظران معتقدند که فرهنگ سازمانی بر پذیرش یا مقاومت در برابر تغییر سازمانی تأثیر دارد. همچنین تحقیق‌ها نشان داده است، فرهنگ سازمانی بر نگرش نسبت به تغییر سازمانی تأثیر دارد. یکی دیگر از عامل‌های موثر بر موفقیت برنامه تغییر در سازمان منابع است. تحقیق نشان داده است که منابع و به طور خاص‌تر منابع مالی، انسانی و تکنولوژیکی بر موفقیت تغییر سازمانی تأثیر دارد. عدالت سازمانی نیز به عنوان یک حالت ادراکی کارکنان بر تغییر تأثیر دارد. ششمین عامل مورد تاکید، ساختار سازمانی است. تحقیقات نشان داده است که ساختار سازمانی و ساختار سازمانی غیرمتمرکز بر موفقیت برنامه تغییر تاثیردارد.

دسته سوم از عامل‌های مؤثر بر تغيير سازمانى عامل‌های فردى ست. در تحقیق‌ها از احساس مالكيت به عنوان عامل مؤثر بر موفقيت تغيير سازمانى نام برده شده است. تحقیق‌ها نشان داده است كه احساس خودكفايتى، اجراى تغيير سازمانى را آسان می‌کند. تعهد سازمانى به عنوان عامل ديگرى از حالت ادراكى كاركنان بر تغيير سازمانى تأثير دارد. در این پژوهش همچنين اعتماد به مديريت به عنوان عامل اساسى براى موفقيت اجراى تغيير سازمانى برنامه ريزى شده، تشخيص داده شده است.

در مجموع، در بررسى تحقيق، تعداد ٢١ عامل درون سازمانى (كه بیش‌ترین تأثير را بر موفقیت تغيير سازمانى دارند، و در تبيين موضوع از فراوانى بیش‌تری برخوردارند) شناسايى شد. اين ٢١ عامل عبارتند از: ١. آموزش دادن، ٢.اطلاع رسانی و ارتباطات، 3. توانمندسازى، ۴. پشتيبانى كردن، ۵. مشاركت دادن، ۶.پاداش دادن، ٧. سبك رهبرى تحولى، ٨. نظارت و پی گيری، 9.سیاست گذاری، 10. منابع، ١١. فرهنگ سازمانى، ١٢. عدالت سازمانى، ١٣. جو سازمانى، ١۴.پیام برنامه تغيير، ١۵. ساختار سازمانى، ١۶.احساس مالكيت، احساس خودكفايتى، 18. تعهد سازمانى، ١٩. نگرش، ٢٠. تجربه و تخصص، ٢١. اعتماد به مديران. (میر کمالی و زینلی پور،1388،ص143) درجه پیاده سازی موفق تغییرات و تداوم پذیری آن تا حد زیادی وابسته به تائید تغییر از سوی نیروی کار، فرصت مشارکت، توسعه قابلیت در تداوم اجراست  (Kuntz and Gomes, 2012,p2) .