الزامات تغییر سازمانی

2-15 تغییر چیست؟

تغییر در تعریف عبارتست از حرکت از یک وضعیت به وضعیت دیگر، در فرهنگ لغت و بستر، تغییر چنین تعریف شده است:

“حاصل یک اصلاح و تبدیل با یک وضعیت متفاوت”در فرهنگ لغات فارسی، تغییر چنین تعریف شده است:

“دگرگون کردن، چیزی را به شکل و حالت دیگر در آوردن” همان طور که از تعاریف فوق استنباط می گردد تغییر در فرایند زمانی و صرف زمان به وقوع می پیوندد، زیرا تغییر زمانی و مکانی به ناچار با گذر زمان حادث میشود. تغییر در مفهوم خاص می تواند تغییرات تکنولوزی را شامل شود، تغییرات رفتاری افراد در سطح جوامع و حتی سازمان را پوشش می دهد. در حال حاضر منظور ما از تغییر، تغییراتی است که فعالیت مدیریت مؤسسات را تحت الشعاع قرار می دهد. و به نوعی و شکلی نیازمند ایجاد یک نگرش، آگاهی و دانش جدید در برخورد با این پدیده به عنوان مدیر سازمان می باشد. (عرفان منش، پایگاه اطلاعات صنعتی ایران).

 

2-16 اهمیت و ضرورت تغییر و تحول در سازمان

جهان با چنان سرعتي در حال تغيير وتحول است كه قابل تصور نيست . مدارس ، سازمان هاي دولتي وغير دولتي ، همگي با تغييرات شگرفي مواجه مي شوند . تغييرات سريع محيطي ، سازمان ها و به ويژه مديران را چنان  با چالش هايي مواجه ساخته است كه براي مقابله با آن ها سازمان ها بايد پويا بوه واز مديران تحول گرا كه از توانايي هاي ويژه برخوردار هستند استفاده نمايد تا بتوانند ازتهديدهاي محيطي ، فرصت و از ضعف هاي سازماني قوت بسازند. درگذشته مد يران با اين مسأله درگير بودند كه چگونه ديگران را در سازمان خود تغيير بدهند، اما امروز بيشتر آنها متوجه شده اند كه نحوه‌ي تفكر و رفتار ايشان بايد تغيير كند .

در سازمان ،گاهي به منظور توسعه شايستگي ها به دنبال تغييريم .گاهي نيز مي خواهيم محيط كاري خلاق و بانشاط ايجاد كنيم تا بهترين افراد را جذب و حفظ نمائيم .

 

 

برخي مواقع نيزتغيير، براي بقاي سازمان است و در اغلب مواردهر 3 موضوع مطرح است سازمان هاي موفق معمولا” قادرند تغييرات محيطي را پيش بيني كنند ومطابق بااين تغييرات واكنش مناسبي بروز دهند و چنانچه بخواهند در اين رابطه اثر بخش عمل كنند، بايد بتوانند، استراتژيها، برنامه‌ها و روشهايي براي برنامه ريزي ، سازماندهي ،هدايت و كنترل تغييرات بوجود آورند. (سایت ایثار بنیاد شهید و امور جانبازان).

بطوركلي عواملي كه تغيير وتحول را در سازمان ها ضروري مي سازد به دو نوع طبقه بندي مي شوند ، عوامل درون سازماني وعوامل برون سازماني .

2-16-1  عوامل درون سازماني شامل :

  • توسعه سازمان ها و موسسات ، موجب ضرورت در تغيير در ساختار و سيستم سازماني ، فناوري بكار گرفته شده ، نيروي انساني و شيوه هاي كاري مي شود .
  • تغييرات در مديريت عالي ، يعني مدير عامل ، معاون وي ، مديركل ،سبب تغير فلسفه شكل مديريت سازمان ، نظارت و كنترل ميگردد.
  • تحول در علم مديريت ، پيشرفت در نظرهاي نوين، سبب تغيير در اجراي روش و الگوهاي مديريت مديران گرديده است .
  • كاستي ها و كمبودها در برنامه ريزي ،نوآوري ها وتحقيقات درون سازماني و روبه روشدن با مشكلات ، از زمينه هاي مهم براي تغيير مي باشد .
  • تعارض سازماني ، هماهنگي را ضروري ساخته وتغيير وتحول موجبات ” هماهنگي و يكپارچگي ” را فراهم مي سازد .
  • فقدان و يا كمبود اطلاعات ، تغيير وتحول در سازمان را ضروري مي سازد.
  • تحقق نيافتن اهداف ومقاصد ، يكي ديگر از علل مهم تغيير ودگرگوني در طرح ها و يا اهداف و مقاصد است .
  • مشخص نبودن اهداف و راهبردها ، سازمان ها و مؤسسات را به تغييرات هدف دار وادار مي سازد .
  • غيبت هاي كاري ، جابه جايي هاي شغلي مكرر.