حکمرانی شهری،/پایان نامه شاخصهای حکمرانی خوب شهری

  • حکمرانی شهری[1]

حکمرانی شهری، طبق تعریف زیست بوم سازمان ملل عبارت است از مجموعه روش های برنامه ریزی و مدیریت عمومی شهر از سوی افراد، نهادهای عمومی و نهادهای خصوصی ونیز فرایند مستمری است که از آن طریق، منافع متضاد یا متعارض با یکدیگر همراه شده و زمینه کاری و کنش متقابل فراهم می آید. طبق این تعریف حکمرانی شهری، هم نهادهای رسمی و هم اقدامات غیر رسمی و سرمایه اجتماعی شهروندان را دربر میگیرد (یو ان هبیتات، 2006).

بعلاوه نباید از نظر دور داشت تحقق سبک و شیوه مدیریت امور محلی و شهری که از آن به عنوان حکمرانی یاد می شود منوط به شکل گیری یک مجموعه روابط رسمی و ساختارهایی از قبیل قانون مداری ، چارچوب های حقوقی مدون و مشخص، تعریف و تعیین حدود رژیم های سیاسی، تعیین سطوح تمرکز زدایی و فراهم کردن زمینه مشارکت های همگانی در امور تصمیم گیری راجع به خط مشی هاست (اکبری، 1383).

حکمرانی شهری بر خلاف مدیریت شهری، فرایندی مدیریتی است که به اتخاذ و حفظ زیربناها و خدمات شهری می پردازد. حکمرانی شهری فرایندی کاملا سیاسی در نظر گرفته می شود (شریفیان ثانی، 1380) و از آنجا که حکمرانی یا حاکمیت شهری، وظیفه به اجرا در آوردن تصمیمات و سیاست های عمومی در جهت منافع عامه را دارد (پاداش و همکاران، 1386) به عنوان فرایند مشارکتی توسعه، تعریف می شود و به موجب آن همه ذینفعان شامل حکومت، بخش خصوصی و جامعه مدنی تمهیداتی را برای حل مشکلات شهری فراهم می آورند که نتیجه آن رفع نا پایداری توسعه شهری، رفع ناپایداری ها از بدنه نهادهای مدیریتی، برنامه ریزی شهری، کارآمدسازی و مسئولیت پذیری بیشتر در اداره امور شهری و تفویض قدرت، وظایف و صلاحیت ها به حکومت ها و سایر ذینفعان محلی خواهد بود (لاله پور، 1386). بنابراین حکمرانی شهری را می توان فرایندی دانست که بر اساس کنش متقابل میان سازمان ها و نهادهای رسمی اداره شهر از یک طرف و سازمان های غیر دولتی و تشکل های جامعه مدنی از طرف دیگر شکل می گیرد.

 

  • حکومت شهری[2]

حکومت به معانی فرمان دهی کردن، راهنمایی کردن، هدایت کردن، کنترل کردن، تنظیم کردن، نفوذ کردن، تعیین کردن و به طور خاص به معنی فرماندهی از طریق اعمال اقتدار و نیز اداره امور کشور است (راکدی[3]، 2001).

حکومت شهری رویکرد سنتی به اداره شهرها و مدیریت شهری و کلان شهری است و بیشتر به مناسبات حکومت مرکزی با شهرداری ها و سازمان های رسمی و حکومتی پرداخته و بر روابط عمومی بین آنها تاکید دارد (لاله پور،1386 ) و می توان آن را مشخصه ای از نحوه اداره امور شهر دانست که مجموعه سازمان های مسئول را در بر می گیرد و متکی بر نهادهای رسمی است (برک پور، 1382). بنابر این حکومت به مانند ساختار سازمانی رسمی و جایگاه تصمیم گیری اقتدار مآبانه است که هم شاخه های اجرایی و قانون گذاری کشور و هم کسانی که آنها را کنترل می کنند، در بر می گیرد (راکدی، 2001).

طبق فرهنگ بریتانیا سه نوع سیستم اصلی حکومت شهری در جهان وجود دارد که عبارتند از :

  • سیستم ناپلئونی یا فرانسوی
  • سیستم بریتانیایی
  • سیتم فدرالی

البته یک سیستم فرعی نیز با عنوان اروپای شرقی معرفی شده که تاکنون عینیت خارجی نداشته است و تفاوت بین این سیستم ها در نحوه اداره امور شهر، حدود اختیارات و وظایف شورای شهر و شهرداری و نحوه و نوع ارتباط میان این سطح از حکومت با سطوح بالاتر است. ارکان اصلی پدید آورنده حکومت شهری، شورا و شهرداری هستند. بنابر این باید توجه داشت میان دو مفهوم مدیریت شهری و حکومت شهری، تفاوت وجود داشته و نمی توان این دو واژه را جایگزین یکدیگر به کار برد (لاله پور،1386).

 

  • تفاوت بین حکومت شهری و حکمرانی شهری

تحولات اخیر در ساختار اجتماعی، اقتصادی و فضایی نواحی شهری، با تغییری در شیوه اداره شهرها همراه شده است که در متون مرتبط با بازساخت سیاسی شهرها، این نوع تحولات اغلب به عنوان حرکت از حکومت به حکمرانی تعریف می شود. اما با توجه به تفاوتی که میان این دو مفهوم وجود دارد نمی توان به منظور توجیه حرکت، واژه حکمرانی را جایگزین مفهوم حکومت کرد ( لاله پور، 1386).

استفاده از واژه حکمرانی به جای مفهوم حکومت بر این مسئله دلالت دارد که مدیریت شهری تنها وظیفه سازمان های بخش عمومی نیست، بلکه ارتباطات بین عاملان حکومتی و غیر حکومتی را نیز در بر می گیرد که با الگوی حکومت متفاوت است (راکدی، 2001).

در حقیقت حکومت مبانی رسمی سازمانی را تهیه می بیند در حالیکه حکمرانی تدارک و روند آزمون مشارکت در اعمال قدرت عمومی است ( پلر و پیترز، 1386). حکومت مجموعه ای از نهادهای رسمی و حقوقی با قدرت قانونی است. اما حکمرانی نوعی فرایند است. این فرایند متضمن نظام به هم پیوسته ای است که هم حکومت و هم اجتماع را در بر می گیرد. کل نگری و فراگیری همه ابعاد کنشگران وفرایندهای موثر بر حیات و توسعه شهری را می توان خصلت غالب در تلاش ها و تحولات نظری مدیریت شهری دانست. این تحولات را در خلاصه ترین شکل ممکن می توان به صورت حرکت از الگوی پایه و قدیمی حکومت شهری به الگوی حکمرانی شهری تبیین و تعریف کرد ( کاظمیان، 1386). بنابراین دو مفهوم حکومت شهری و حکمرانی شهری را می توان دو سر یک طیف تصور کرد که مبین نگرش ها و الگوهای بسیار متفاوت و متمایزی هستند که هریک شکل و فرایند متفاوتی از مدیریت شهری را پدید می آورند (کاظمیان، 1386).

[1] Urban Governance

[2] Urban Government

[3] Rakodi