۲-۱۰-۴-۱ مدلای تشکیل هویت

از زمان اریکسون ومطرح کردن مسئله هویت، مدلای مختلفی در مورد هویت مطرح شده . تاکید اساسی خود اریکسون واسه تشکیل هویت بر این نکته بود که هویت در دو حالت (گرفتن هویت در برابر پراکندگی نقش) می تونه شکل بگیره (منصور و دادستان،۱۳۷۶؛ به نقل از نجفی؛ ۱۳۸۵). دیدگاه دو قطبی راسماسین و تزاریل که به اون الگوی خطی می گن هم برابر با مدل اریکسون شامل یه قطب هویت «من» تحکیم یافته و قطب دیگه، پراکندگی هویته(مکوند حسینی،۱۳۸۶). بلاس در دیدگاه خود ترجیح داد که از اصطلاح منش به جای هویت استفاده کنه و باور داشت منش تحت تاثیر چهار عامله: روند تفرد ثانوی، شکست دادن ضربه هایس کودکی، ترتیب من و هویت جنسی ودر سه مرحله اوایل نوجوونی، اواخر نوجوونی، و پس از نوجوونی شکل میگیره (بلاس،۱۹۶۸، به نقل از مکوند حسینی،۱۳۸۶). در مدل پروسه گروته وانت (۱۹۹۲)  اهمیت وارزش برابری واسه چیزای مهم مشابه هویت یا بخش های تعیین شده هویت (مانند جنسیت، قومیت، تیپ بدنی، و…) در نظر میگیره (به نقل از دانکل،۲۰۰۰).

مارسیا (۱۹۸۰) در دیدگاه ومدل خود از هویت، هویت فرد رو در دو سطح عقیدتی وبین فردی و در هر سطح در چهار منزلت یا پایگاه «هویت پریشون »، «هویت زود بوجود اومده »، « هویت به تعویق افتاده » و هویت تحقق یافته ترسیم کرد (اتکینسون وهمکاران،۲۰۰۰، ترجمه نقی براهنی و همکاران،۱۳۸۴) . برزونسکی (۱۹۹۸) هویت، همون تئوری یا نظریه شخصی خود فرده . براساس مدل فرایندی یا شناختی – اجتماعی بزونسکی، هویت چگونگی تلقی ادما از خود ونیز چگونگی تفسیر و تعبیر ادما از جهان اطرافشانه. این تفاوتای ساختاری در طبقه بندی دوباره برزونسکی (۱۹۹۸) درباره پایگاه های هویت براساس جهت گیری وتشخیص فرایندای اگاهی یا اطلاع رسانیه.پایگاه های هویت تعلیق یافته و تحقق یافته در مدل مارسیا به عنوان سبکای هویت اطلاع مدارانه (براساس آگاهی واطلاعات) تعریف می شن. یعنی عموما در صدد پیدا کردن و آزمایش اطلاعاتی هستن که خودشون جستجو می کنن. پایگاه هویت زود بوجود اومده، قانون مدارانه بوده و درصدد پیدا کردن و برابری با انتظارات مربوط به یه موقعیت می­باشه. پایگاه هویت پراکنده دوری مدارانه بوده واز این رو درصدد دوری از تصمیمات ومشکلات آینده بر میاد.

مشکلات

لووینگر[۱۱] در مدل خود واسه تغییر من از تولد تا بزرگسالی هشت مرحله معرفی می کنه که سومین مرحله تغییر من «همشکلی طلبی با گروه همگنان » با شروع نوجوونی شروع می شه . مرحله چهارم که یه مرحله انتقالیه با عنوان خود آگاهی اسمشه. در این مرحله نوجوون نسبت به خود به صورت موجودی که از همسان سازی با هنجارهای گروه همگنان جدا شده آگاهی پیدا میکنه، وبین خود واقعی و خود رویایی تفاوت قائل می شه . مرحله پنجم تغییر من با عنوان مرحله «وجدان اخلاقی »  نامیده شده که در اون نوجوون در قبال رفتارها و سرنوشت خود، خود رو مسئول می دونه (مکوند حسینی،۱۳۸۶).

مشکلی

در آخرین تلاش هایک مدل چهار بعدی واسه تشکیل هویت ارائه شده که شامل ابعاد : مثل سازی با تعهد، ایجاد تعهد، عمق کشف ووسعت اکتشافه . در مدل لویکس و همکاران جستجو عرضی یا وسعت کشف یعنی جمع آوری اطلاعات در مورد هویتای جور واجور به خاطر تشکیل تعهدهاه . ایجاد تعهد یعنی اراده کردن واسه انتخاب یه تعهد، جستجو طولی یا عمیق کشف یعنی جمع آوری اطلاعات در مورد انتخابای جاری و تعیین هویت (مثل سازی با تعهد) یعنی اندازه مثل سازی با اون تعهدا .پارادایم پایگاه هویت مارسیا (۱۹۶۶) تا به امروز مهمترین پارادایم واسه تحقیق در مورد هویت پایان نوجوونی و شروع بزرگسالیه (لویکس[۱۲]،۲۰۰۶) . و پس به دلیل انتخاب این پارادایم واسه تحقیق الان، مدل مارسیا در قسمت بعد به تفضیل مورد بررسی قرار می گیرن .

اراده کردن

۲-۱۰-۵ چهار وضعیت هویت من در دید گاه مارسیا

از اواسط دهه ۱۹۶۰ به بعد تحقیقات زیادی در مورد چگونگی تشکیل هویت در دوره نوجوونی انجام شده که عموما سازه های نظری اریکسون رو تایید کرده (لطف آبادی، ۱۳۸۰). از این تحقیقات که به وسیله جیمز مارسیا (۱۹۸۰، ۱۹۶۶) انجام گرفته مارسیا با بهره گرفتن از مصاحبه های باز جواب که ساختار نیمه مشخصی هستن به این نتیجه رسید که در پیوستار هویت یابی اریکسون چهار وضعیت هویت هست : هویت تحقق یافته، تعلیق، معطلی هویتی و هویت پراکنده (اتکینسون وهمکاران،۲۰۰۰، ترجمه محمد نقی براهنی و همکاران،۱۳۸۴).مارسیا به فکر بود که دو متغیر در جریان رسیدن  به هویت نقش بزرگی دارن. یکی متغیر بحران و دیگری متغیر تعهد، که این هردو در انتخاب شغلی، مذهب ودیدگاه سیاسی افراد بیشترین کرد رو دارن. بحرانی که نوجوون با اون روببروه مربوط به دوره ایه که مشغله اصلی فکر اون انتخاب از بین راه های مختلفه وتعهد نوجوونی در رابطه با مقدار انرژی و سرمایه روانی وفکری ایت که واسه رسیدن به هویت صرف می کنه.به نظر مارسیا، هویت رشد یافته موقعی بدست میاد که فرد یه بحران رو تجربه کرده باشه و به تعهد تو یه شغل و ایده سیاسی رسیده باشه (لطف آبادی،۱۳۸۰).مارسیا با ترکیب یا از دست دادن دوعامل جستجو و تعهد معیارها به به صورتی که در جدول زیر آمده ۴پایگاه هویت موفق،دنباله رو ، بحران زاده وسردرگم رو مشخص کرد ( مارسیا ،۱۹۶۶؛به نقل از رومانو[۱۳] ،۲۰۰۴).

جدول ۲-۱ پایگاه های هویت مارسیا براساس دو ملاک تعهد وکاوش (به نقل از رومانو،۲۰۰۴)

از دست دادن جستجو وجود جستجو شاخص
هویت دنباله رو هویت موفق وجود تعهد
هویت سردرگم هویت بحران زده از دست دادن تعهد

 

خصوصیات و ویژگیای افراد در هر کدوم از مدل پایگاه های هویت :

روحیات و رفتار نوجوانان در هر کدوم از مدل وضعیتای چهارگانه برابر نظر مارسیا و محققانی که کار اون رو دنبال می کنن به توضیح زیره: (لطف آبادی، ۱۳۸۰).

۱-هویت تحقق یافته

آدمایی که در این وضعیت قرار دارن، بحران هویت یعنی مرحله فعال وپرسشگری درباره خود و تعریف خودمون رو گذرونده ان. این افراد، شخصا به مواضع فکری خاصی دست یافته و به اونا پایبندند و در مورد شغل خود هم به تصمیم قطعی رسیدن. مثل این افراد باورای مذهبی وسیاسی خونواده رو بررسی کردن و چیزی که با هویتشون یکی نبوده کنار گذاشته ان(اتکینسون و همکاران،۲۰۰۰؛ ترجمه براهنی و همکاران، ۱۳۸۴) . این افراد دارای یه احساس سلامت روانی، در طول زمان هستن. رسیدن به هویت عموماً پس از یه دوره تعلیق هویت واسه نوجوانان و جوانان بدست میاد و رسیدن به هویت خود بسیار هیجان بخش و محرکه (لطف آبادی، ۱۳۸۰)، چون این جور افراد، هویت من نیرومندی رو پرورش دادن . اونا با ثبات و علاقه مند به هدفای واقع گرایانه هستن و در کنار اومدن با درخواستای محیطی متغیر، توانا هستن . کارکرد اونا در تکالیف سخت بهتر از نوجوانانی هستن که دچار پریشونی و گیجی هویت هستن. این نوجوانان با ثبات ف در رشته های مشکل تر مدارس عالی تحصیل می کنن و مایل به مهندسی و علوم طبیعی هستن (شولتز و شولتز،۲۰۰۲،ترجمه یحیی سید محمدی، ۱۳۸۶). ازنظر دید گاه های سیاسی این افراد ممکنه لیبرال (آزادیخواه) یا محافظه کار باشن، چون خودشون موقعیت سیاسی خود رو انتخاب کردن (کرامر و همکاران، ۲۰۰۴). این افراد سطوح بالاتری از اعتماد به نفس، اختیار و دلیل آوردن برحسب ارزشای اخلاقی و پیچیدگیای شناختی رو دارن. هم اینکه سطوح بالاتری از خود بیانگری، در گیری بیشتردر روابط بین فردی و رشد و تکامل بیشتری رو نسبت به گرو ههای هویت زود بوجود اومده و پراکنده از خود نشون میدن. اختیار عاطفی و خود رهبری بدون نیاز به تایید و تایید بقیه، قدرت تحمل و پذیرش بقیه و روابط باز و بی ریا با بقیه، ازدیگر مشخصات این گروه س (میوس، ۱۹۹۹).

نوجوانان و جوانان که به رشد هویت می رسن خود پیشرفته تری دارن اما باید در نظر داشته باشیم، این بدون معنا نیس که اونا ً، هیچ مشکل یا اضطرابی ندارن . شناخت هدفای زندگی فقط مقدمه وصول به اوناس ولی پیمودن راه و رسیدن به این هدفا هم نگرانیای خاص خود رو داره (لطف آبادی، ۱۳۸۰).

۲-تعلیق هویت (معوق)

این نوجوانان در حال تجربه بحران هویت هستن. اونا فعالانه تلاش می کنن پاسخایی به پرسشای خود بیان . اونا هنوز گرفتار اختلاف بین چیزهای مورد علاقه خود و برنامه هایی هستن که والدینشون واسه اونا در نظر گرفتن. این افراد ممکنه واسه یه مدت بعضی باورهای غیر مذهبی و سیاسی رو با شور وشوق فروان مطرح کنن ولی پس از تامل بیشتر اونا رو کنار بذارن. این افراد در بهترین شرایط، آدمایی حساس و اخلاقی و روشنفکر و در بدترین شرایط، آدمایی اضطراب زده، دودل و کله شق به نظر می رسن (اتکینسون و همکاران۲۰۰۰، ترجمه محمد نقی براهنی و همکاران ۱۳۸۴).  بعضی از این آدما به بحرانای جور واجور دچار می شن و این موضوع می تونه اونا رو به پریشونی و گیجی و بی ثباتی و نارضایتی و بعضی وقتا به سرکشی و اختلاف بکشونه. گروهی از این نوجوانان ممکنه از مقابله با مشکلات و شکل دادن به هویت خود خسته شن و اونقدر در این کار مسامحه کنن تا شرایط زندگی، اونا رو مجبور به پذیرش باورها و واکنشای رفتاری مشخص کنه(برزونسکی، ۱۹۸۹؛ به نقل از لطف آبادی، ۱۳۸۰). بعضی وقتا این افراد تمایل دارن تجربه های واپس روی رو نشون بدن یعنی به خیال پردازی، به باور داشتن به پدیده های فوق طبیعی، و یا لذت بردن از رفتار کردن به روش های بچه گانه مایل می شن. با وجود مشکلاتی که بعضی از نوجوانان و جوانان در دوره تعلیق هویت پیدا می کنن، این دوره می تونه واسه خیلی از اونا جنبه های مثبت و سازنده هم داشته باشه. بررسیای دراز مدت واسه پیدا کردن راه های زندگی موفق در این افراد می تونه باعث رسیدن به اطلاعات بیشتر، رشد و سخت تر شدن نظام شناختی، انعطاف پذیری آگاهانه و در نتیجه موجب استواری بیشتر طرز فکر هم بشه (لطف آبادی، ۱۳۸۰). از این رو از حالت تعلیق در هویت یابی بیشتر به عنوان با ملا حضه ترین حالت از چهار حالت یاد شده نام برده می شه، چون نشون دهنده پروسه عمیقیه که در اون فرد راه ها و انتخابای متفاوت رو دسته بندی کرده و با دقت درباره انتخابای خود فکر می کنه و فکر میکنه (اسکورتز، ۲۰۰۰).

تعلیق هویت در میان جوانان دانشگاهی رواج بیشتری داره. جوانان دانشجو، که در محیط باز و پر از اندیشه ها و باورهای متفاوت دانشگاهی هستن، بیشتر از جوونایی که به دانشگاه وارد نمی شن در مرحله تعلیق هویت قرار می گیرن و به بازنگری و تغییر نگرشای خود می پردازن. برعکس، پسران جوونی که از همون شروع جوونی وارد بازار کار می شن و هم اینکه دختران جوونی که زود ازدواج می کنن. زودتر هم به هویت ثابت شده ای می رسن (لطف آبادی،۱۳۸۰). محیط دانشگاه هم ممکنه واسه دانشجویان آزادی عمل بیشتری رو بسازه تا به کشف و جستجوی گزینه ها و راه های جور واجور بپردازند (تعلیق هویت نهادینه شده)، در حالی که محیط کارگری و کارمندی ممکنه جوانان رو تشویق کنه تا دیدگاهی رو انتخاب کرده و از اون پشتیبانی وپشتیبانی کنن. این تشویق ممکنه به این موضوع منجرشود که جوانان شاغل، یه سری از اهداف و ارزشا (تحقق ودست یابی به هویت) رو به جای تلف کردن وقت در جستجو و جستجوی هویت (تعلیق در هویت) سریعتر اتخاذ کنن (بیرد، ۲۰۰۵) و یا اینکه جوانان شاغل ممکنه راه خود رو در جهت رسیدن و تحقق هویت رو انتخاب کرده باشن که همونجوری که میوس و دئوس[۱۹] (۱۹۹۵) هم اشاره کردن این راه به جای گذشتن از مرحله تعلیق در هویت که در اول به وسیله مارسیا فرضیه سازی شده بود، از مرحله معطلی در هویت یابی عبور می کنه.

[۱] – Atkinson

[۲]- Trust

[۳] – Autonomy

[۴] – Initiative

[۵] – Industry

[۶] – Rasmussin

[۷] – Tzuriel

[۸] – Blos

[۹] – Dunkel

 

[۱۰] – Marcia

[۱۱] -luovinger

[۱۲] -luovex

[۱۳] Romano

[۱۴] – Keramre

[۱۵]- Meeus

[۱۶] – Schwaertz

[۱۷] – Institutionalized Moratoriom

[۱۸] – Byrd

[۱۹] -Miuss&Dauos