زنجیره حیاتی موفقیت

زنجیره حیاتی موفقیت[1]  یک ابزار برای طراحی عوامل موفقیت در پروژه­های فناوری اطلاعات و یک روش برای تولید ایده راهبردی پروژه فناوری اطلاعات به شمار می­رود. زنجیره حیاتی موفقیت بر پایه تئوری ترکیبات انفرادی[2] که توسط کلی[3] در دهه 1950 توسعه یافت، استوار است. این زنجیره روابط مهم  بین مشخصه­های عوامل حیاتی موفقیت و اهداف  سازمان را مورد بررسی قرار می­دهد. روش­شناسی زنجیره حیاتی موفقیت شامل چهار مرحله است. این چهار مرحله عبارتند از: آمادگی قبل از بررسی، مصاحبه­ها، تجزیه و تحلیل و جمع­بندی، و کارگاه­های عقیده سنجی [59].

زنجیره حیاتی موفقیت را الیاهو گلدرات در سال 1997 در کتابی با همین عنوان معرفی کرد. کتاب گلدرات چالشی در جامعه مدیریت پروژه پدید آورد. برخی آن را شیوه­ای نوین و انقلابی در مدیریت پروژه می­دانند چون معتقدند با کوتاه­سازی مدیریت پروژه و افزایش توان ادای تعهدات هزینه و زمان، بازدهی را بالا می­برد. برخی دیگر آن‌را گزافه­گویی دانسته می­گویند مدیران با تجربه سال‌هاست با این روش کار می­کنند  و یکتایی این روش تنها در نام­گذاری آن است نه در نهاد آن. پفرز، گنگلر و تانانن[4] (2003) با توسعه­ی متدلوژی عوامل حیاتی موفقیت متدلوژی “زنجیره­های حیاتی موفقیت” را به دست آورده­اند که روابط بین مشخصات سیستم­های اطلاعاتی، عوامل حیاتی موفقیت و اهداف سازمانی را به طور روشن مدل بندی می­کند [59].

از نقاط ضعف و محدودیت‌های زنجیره حیاتی موفقیت این است که اگر اطلاعات کافی در دسترس نباشد، زنجیره حیاتی موفقیت باید به وسیله روش­های دیگر برای برنامه­ریزی سیستم­های اطلاعاتی کامل شود و در ارائه پیشنهادهایی برای پروژه­های راهبردی، کارآمدتر بودن زنجیره حیاتی موفقیت از سایر تکنیک­های ممکن برای تولید ایده­ها، هنوز ثابت نشده است [60].

2-6-2- فرآیند تحلیل سلسله مراتبی

فرآیند تحلیل سلسله مراتبی[5]، یکی از کارامدترین روش­های تصمیم­گیری است و در حوزه تعیین عوامل حیاتی موفقیت استفاده شده است[61]. این روش بر اساس تحلیل مغز انسان برای مسائل پیچیده و فازی پیشنهاد گردیده است. هدف به دست آوردن و رده­بندی نظرات کاربران درباره اهمیت عوامل حیاتی موفقیت معین است. متدلوژی تحلیل سلسله مراتبی، توسط ساعتی در دهه 1970 ارائه شده است به طوری که کاربردهای متعددی از آن زمان تا کنون برای این روش مورد بحث قرار گرفته‌اند. فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و کاربرد آن بر سه اصل زیرین استوار است [62]:

الف – بر پایی یک ساختار و قالب رده­ای برای مسئله.

ب – برقراری ترجیح‌ها از طریق مقایسات زوجی (به صورت نرخ نهایی جانشینی).

ج – برقراری سازگاری منطقی از اندازه­گیری­ها.

[1] Critical Success Chain(CSC)

[2] Personal Constructs Theory(PCT)

[3] Kelly

[4] Peffers , Gengler,  Tuunanen

[5]  Analytic Hierarchy Process (AHP)