جستجوی مقالات فارسی – شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن …

۲-در مورد جمع کلمات مربوط به هاء مختفی و غیر ملفوظ ، حرف« ه » از آخر آنها حذف شده بود و سپس علامت جمع به آنها افزوده ده بود:
خانها = خانه ها. لالها = لاله ها. گلها = گله ها. چشمها = چشمه ها. ارابه = ارابه ها. گردونها = گردونه ها.
۳-استعمال تاء گرد به جای تاء کشیده در جمع و مفرد:
جهه = جهت . جنه = جنت. حقیقه= حقیقت. ساداه = سادات.
۴-یاء نسبت و یاء وحدت در آخر کلمات مربوط به «هاءمختفی» بر خلاف رسم الخط امروز ظاهر نبود و این کلمات به شکل حالت اضافی نشان داده شده بودند:
به مرتبه که=به مرتبه ای که. نمونهاز آب و هوای خلد برین = نمونه ای از….
۵-سر هم آوردن کلماتی که دارای «است» بودند:
نفسانیست = نفسانی است. الهیست = الهی است. ترکستانست = ترکستان است. اشتدادست = اشتداد است. دخانیست = دخانی است.
فصل سوم
شرح و توضیحات متن مهمان نامهی بخارا
۳-۱- خطبه ومقدمه
کتاب مهمان نامهی بخارا مشتمل بر تاریخ حضرت خان عالم آرا، محمد الشیبانی خان امام الزمان و خلیفه‍‍ الرحمن خلدالله ظلال خلافته مااختلف الملوان. ابتدای تألیف او در شهر شوال [۹۱۴] در مدینه بخارا و اتمام او در شهر جمادی الاولی [۹۱۵] در دارالسلطنه هرات. تألیف بنده ضعیف جانی فضل الله بن روز بهان المشتهر به خواجه مولانا اصفهانی بلغُه اللهُ اقصی الامانی. (مهمان نامه: ۱)
توضیحات:
محمد الشیبان: شیبک خان یا شیبانی خان شهرت محمد شاه بخت خان شیبانی ۸۵۵- ۹۱۶ هـ.ق، خان ازبک ها، فاتح و شاه ماوراء النهر، در ۹۰۰ هـ.ق به ماوراءالنهر آمد، و به تسخیر این سرزمین پرداخت، و در ۹۰۶ هـ. ق فتوحات خود را به انجام رسانید، و سمرقند را نیز گرفت. بابر به کمک مردم، سمرقند را بازستاند. و چند ماه بعد شیبک خان شکست فاحشی بر او وارد کرد، و سمرقند را دگر بار گرفت. در ۹۰۸ هـ.ق شاهرخیه و تا شکند را تاراج کرد، ولی پیش از رسیدن بابر این نواحی را ترک گفت چند سال بعد هرات را فتح کرد، وسپس شاه اسماعیل صفوی را به تسنن دعوت نمود. شاه اسماعیل لشکر به دفع او برد، و عاقبت در ۹۱۶ هـ.ق نزدیک مرو او را مغلوب کرد، و وی از جراحاتی که برداشته بود در گذشت. (مصاحب)
مَلَوان: اسم عربی، شب و روز. (دهار)
امام زمان و ….: پیشوای زمان و جانشین پرودگار مهربان که خداوند سایه خلافت او را با گذشت شب و روز جاودان دارد. (خلافتش دائمی و تا ابد باشد).
شَهر: اسم عربی، ماه (منتهی)
شَوال: اسم عربی، ماه دهم از سال قمری عرب میان رمضان و ذوالقعده. (لغ)
مَدینه: اسم عربی، شهر. (لغ)
بخارا: شهری است بزرگ و آبادان. شهری است اندرماوراءالنهر و مستقر ملک مشرق است و جایی نمناک است و بسیار میوه و با آبهای روان و …. شهری است استوار و اندر میان دو رود نهاده یکی خرناب و یکی جیحون، و او را ناحیتی است تا به حدود بدخشان. (حدود العالم: ۱۰۶)
جُمادی الاولی: اسم مرکب عربی، ماه پنجم از ماه های قمری (لغ)
دارالسلطنه: اسم مرکب عربی، پایتخت. (لغ)
هرات: شهری بزرگ بود و قلعه وبارویی با چهار دروازه داشت .این دروازه ها به ترتیب موسوم بودند به دروازه سرای یعنی دروازه کاخ در شمال سر راه بلخ ،دروازه زیاد در طرف مغرب رو به نیشابور ،دروازه فیروز آباد که مقدسی آنرا دروازه فیروز نامیده در طرف جنوب سر راه سیستان و دروازه خشک در سمت خاور رو به کوهستان غور.(لسترنج،۱۳۶۴: ۳۳۴)
ضعیف جان: حقیر و ناتوان.
فضل الله … : نویسنده ی کتاب حاضر، ر.ک مقدمه
مُشتَهَر: صفت عربی، مشهور و معروف. (لغ)
بَلَغُهُالله…: خداوند او را به نهایت آروزهایش برساند.
وصف کتاب

این مقامات حضرت خانست
وصف اسباب پادشاهی او
کشف اسرار علم ومعرفتش
چونکه تاریخ خان از او دانی
نام او خان عالم آرا گفت
تا جهان باد پادشاه جهان
خوان احسان کشیده رأفت او