مسئولیت اجتماعی:/پایان نامه درمورد مدیریت منابع انسانی

مسئولیت اجتماعی

2-3-1- مقدمه

سازمان ها به دليل تعاملات بيش از پيش با محيط اطرافشان وجامعه اي كه در آن مشغول به فعاليت و حيات هستند، مجبورند براي ادامه فعاليت و كسب و كار به گونه اي با جامعه در تعامل باشند تا نه تنها به جامعه آسيب نرسانند، بلكه فعاليت و نتايج آنها براي جامعه مفيد باشد. يكي از مهم ترين مباحثي كه در حال حاضر بسياري از سازمان ها تلاش مي كنند از طريق آن مقبوليت بيشتري به دست آورند، بحث مشروعيت يا شايستگي است. امروزه سازمان هايي مي توانند حضور پررنگ تري در بازار داشته باشند كه از مشروعيت برخوردار باشند. اين مشروعيت نيز موضوعي نيست كه بتوان آن را خريد يا از جايي وارد كرد، بلكه يك موضوع اعتباري است كه سازمان ها بايد با رفتارشان در سطح جامعه، آن را كسب كنند. این پذیرش سازمان ها از سوی جامعه به مسئولیت پذیری و شایستگی آنها که همانا مسئولیت اجتماعی است بستگی دارد.

متفكران رشته مديريت از دهه 1950، توجه خود را بيشتر به مسئوليت هاي اجتماعي سازمانها معطوف كرده اند. تمام سازمان هايي كه فقط سود و زيان خود را وزن مي كردند، تحت فشار مردم و سازمان هاي مشابه، ديد خود را اندكي به فراتر از منافع صرف سازمان اندوختند. ديگر به وضوح مشخص است كه اعمال سازمان ها بر محيط بيروني تأثير بسزايي خواهد داشت و نمي توان سود و زيان ناشي از سازمان ها بر جامعه را ناديده گرفت. جهت مسئوليت اجتماعي به سمتي است كه فوايد اجتماع در آن امتداد است. لذا تلاش بر اين بوده است كه سود و زيان سازمان ها به گونه اي باشد كه مردم هزينه اضافي متحمل نشوند. منظور از مسئوليت اجتماعي اين است كه كه سازمان ها تأثير عمده اي بر سيستم اجتماعي دارند و لذا چگونگي فعاليت هاي آنها بايد به گونه اي باشد كه در اثر آن زياني به جامعه نرسد، و در صورت رسيدن زيان، سازمان هاي مربوط ملزم به جبران آن باشند. به عبارت ديگر، سازمان ها نبايد خود را مستقل از محيط بيروني خود و به اصطلاح «تافته جدا بافته» بدانند، بلكه بايد خود را جزئي از يك كل يعني محيط بيروني و اجتماع بدانند و بايد اهداف و فعاليت هاي آنها در راستاي آرمان هاي اجتماعي و رفاه و آسايش جامعه باشد. امروزه همه مديران بايد به كارهايي دست بزنند كه مورد قبول جامعه و منطبق با ارزش هاي آن باشد. سازمان هايي كه نمي توانند خود را با اين مهم تطبيق دهند، موفق نخواهند بود. پيتر دراكر يكي از برجسته ترين صاحبنظران مديريت در اين باره مي گويد كه سازمان هاي خصوصي به منظور حفظ مشروعيت خود و بقا در محيط، بايد قبول كنند كه نقش وظيفه عمومي و اجتماعي نيز دارند. اين نقش اجتماعي از اين اصل پذيرفته شده نشأت مي گيرد که : «هر فردي مسئول رفتار خود است و چنانچه  كه ازطرف وي، خواه به طور عمد و يا غير عمد، صدمه اي به ديگران وارد شود، بايد پاسخگو باشد». سازمان ها نيز از اين مقوله مستثني نيستند و بايد پاسخگوي تأثيرات اجتماعي نامطلوب خود باشند(رضایی دولت آبادی و دیگران، 1392، ص 70).

مسئولیت اجتماعی شرکتها[1] به ارائه روشهایی می پردازد که سازمانها در فضاهاي کسب و کار خود به آن عمل می کنند و پاسخگوي توقعات جامعه، انتظارات تجاري، قانونی، اخلاقی و اجتماعی آنان هستند. چرا که سازمانها مسئولیتهاي بزرگی در زمینه اجتماعی، اقتصادي و محیطی در قبال کارکنان، سهامداران، مشتریان، دولت، تامین کنندگان و تمامی ذینفعان خود برعهده دارند. بدون شک، چنانچه افراد، گروهها، سازمانها و مؤسسات مختلف جامعه، خود را نسبت به رویدادها، اتفاقات و بحرانهاي مختلف مسئول دانسته و هریک در حدود مسئولیت و حیطه کاري خویش در حل بحرانهاي فوق تلاش نمایند، بسیاري ازمشکلات کاسته شده و جامعه اي سالم و آرام به وجود خواهدآمد. به عبارت دیگر، سازمان به هر نحوي که عمل کند، عملکردش روي

جامعه تاثیرمی گذارد. بنابراین سازمان ها باید به کارهایی دست بزنند که موردقبول جامعه و منطبق با ارزشهاي آن باشد. سازمانهایی که نتوانند خود را با این مهم تطبیق دهند، در عرصه عمل موفق نخواهند بود. به عبارت دیگر، سازمانها براي آنکه بتوانند جایگاه خود را در جامعه حفظ نموده یا بهبود بخشند، به نحوي که باعث ادامه بقاي آنها و موفقیتشان در کار شود، لازم است که به مسئولیت اجتماعی توجه لازم را داشته باشند .بنابراین مسئولیت اجتماعی سازمانها عامل اساسی بقاي هر سازمان است .مسئولیت اجتماعی سازمان کل طیف اصول بنیادي را، که از سازمانها انتظار می رود آنها را بپذیرند و در اقدامات خود منعکس کنند، در برمی گیرد. اصول مزبور، در میان بقیه موارد، شامل احترام به حقوق انسان، رفتار منصفانه با نیروي کار، مشتریان و تامین کنندگان، شهروندان خوبی براي جوامعی که در آنها فعالیت می کنند بودن و حفاظت از محیط زیست می شوند واین اصول نه تنها از لحاظ اخلاقی اهداف مطلوب و پسندیده اي هستند، بلکه عوامل کلیدي مهمی نیز در حصول اطمینان از این نکته اند که جامعه امکان بقاي سازمان را در دراز مدت فراهم می آورد، زیرا از فعالیتها و رفتار سازمان بهره می برد. از طرفی نقش مدیران در این امر حیاتی است و مدیران باید تعهدات خود را به CSR از طریق ارزشهاي خویش و ابراز دارند و اطمینان حاصل کنند که این تعهدات در سراسر سازمان جاري می شوند و موجب گسترش مسئولیت اجتماعی می گردد(عباسی، فیضی، 1392، ص 36-35).

 

[1] Corporate social responsibility