مفهــوم بازده

نرخ بازده یک سرمایه گذاری،مفهومی است که ازنظرسرمایه گذاران مختلف معنای متفاوتی داردبرخی ازشرکتهادرجستجوی بازده کوتاه مدت نقدی هستندوارزش کمتری به بازده بلندمدت می دهند.چنین شرکتهایی ممکن است سهام شرکتهایی راکه سودسهام نقدی زیادی پرداخت می کنند،خریداری کنند.برخی دیگرازسرمایه گذاران دردرجه اول به رشدوتوسعه اهمیت می دهند.این قبیل سرمایه گذاران درشرکتهایی که بازده سهام یاارزش ویژه آنهابسیاربالاباشدسرمایه گذاری می کنند.فرانسیس معتقداست،سرمایه گذاری یک نوع واگذاری پول است که انتظارمی رودپول اضافی بدنبال داشته باشد.هرسرمایه گذاری یک درجه ازریسک رادربرداردکه مستلزم ازدست دادن آن پول درزمان حال برای بدست آوردن منافع آتی است.

مارکواتیزعقیده داردممکن است تعریف مناسب بازده ازیک سرمایه گذاری به  سرمایه گذاردیگرفرق کندامابازده درهرمعنایی که باشدسرمایه گذاران بیشتری آن راترجیح می دهند.بازده به بیان ساده عبارت است ازکل عایدی که یک سرمایه گذاردرطول یک دوره سرمایه گذاری بدست می آورد.نرخ بازده سرعت افزایش یاکاهش ثروت سرمایه گذاری رانشان می دهدوبصورت درصدی ازسرمایه گذاری اولیه نشان داده می شود.بازده یاپاداش سرمایه گذاری ،شامل درآمدجاری (سودسالانه) و افزایش یاکاهش ارزش دارایی (منفعت یا ضررسرمایه)است.بنابراین معمولانرخ بازده نشان دهنده کل درآمدسالانه است ومنفعت سرمایه برحسب درصدی ازمبلغ سرمایه گذاری بیان می شود.

2-16-رویکردهاومعیارهای ارزیابی عملکردشرکتها

جهت ارزیابی وتجزیه وتحلیل شرکتهارویکردهای مختلفی ارائه شده است.اهم این رویکردهاعبارتند از:

الف)رویکردحسابداری:دراین رویکردازارقام مندرج درصورتهای مالی نظیرفروش،سود،بازده دارایی های شرکت ،بازده حقوق صاحبان سهام و…….استفاده می شود.

ب)رویکردتلفیقی:دراین رویکردسعی می شودکه ازارقام صورتهای مالی وارزشهای بازارنسبتهایی نظیرقیمت به سود،نسبت ارزش بازاردارایی هابه ارزش دفتری آنهاو……برای تجزیه وتحلیل استفاده شود.

ج)رویکردمدیریت مالی:دراین رویکردازمدلهای مطرح درمدیریت مالی نظیرارزشیابی دارایی های سرمایه ای و…….جهت ارزیابی وپیش بینی بهره گرفته می شود.

د)رویکرداقتصادی:دراین رویکردکه ازمفاهیم اقتصادی استفاده می شودعملکردواحدتجاری باتاکید برقدرت سودآوری بکارگرفته شده است،موردارزیابی قرارمی گیرد.ازمهمترین روشهای این رویکرد می توان به روش ارزش افزوده اقتصادی اشاره نمود.

2-17-بازده ســـهام

یکی ازسرمایه گذاریهای مهم دربازارسرمایه،سرمایه گذاری درسهام عادی می باشد.سرمایه گذاران درهنگام سرمایه گذاری درسهام عادی بایدبررسی های وسیعی انجام دهند.بعبارت دیگرآنهابایدعوامل متعددی رادرهنگام سرمایه گذاری مدنظرقراردهند.چونکه آنهانقدترین دارایی های خودرابه سهام عادی تبدیل می کننداگرسرمایه گذاران بدون توجه به یکسری عوامل اقدام به سرمایه گذاری نمایند نتایج مطلوبی ازسرمایه گذاری عایدآنهانخواهدشدودرکشورهایی که بورس اوراق بهادارآنهاکارایی دارد،احتیاج به بررسی های وسیع درموردبورس اوراق بهادارنیست.زیراسهام نزدیک به ارزش واقعی آن اوراق است.ایجادارزش وافزایش ثروت سهامداران دربلندمدت ازجمله مهمترین اهداف شرکتهابه شمارمی رودوافزایش ثروت تنهادرنتیجه عملکردمطلوب حاصل خواهدشد.

2-18-تفاوت دیدگاه مدیریت وسهامداران درمحاسبه بازده

درشرکتهای سهامی عام الزاماتئوری نمایندگی مبنی بروظایف مدیریت درحداکثرکردن ثروت سهام داران صدق نمی کند.درشرکتهای سهامی بزرگ که سهام دردست افرادزیادی است سهامداران کنترل کمی برمدیریت شرکت دارند.

اغلب مالکیت وکنترل درشرکت جدای ازهم می باشد.مالکیت سهامدارامری قطعی است که دراختیار خود اوست.درحالیکه مجرای اعمال کنترل سهامداردرشرکت،مدیریت است.مدیریت اغلب به جای درنظرگرفتن حداکثرثروت سهامدار،سعی داردتابااستفاده بهینه ازمنابع موجودبدست آوردن منابع با حداقل هزینه و بکارگیری منابع درپروژه های بابازده مطلوب به سطح رشدقابل قبولی برسد.مدیران برای تثبیت هرچه بیشترونجات خودممکن است ازریسکهای قابل قبول اجتناب کنندکه این مسلماََ درراستای منافع سهامداران نیست.حتی مدیران درجه ریسک پذیری متفاوتی دارند،همین تفاوت مدیران وسهامداران درنگرش به نوع مدیریت شرکت باعث تفاوت درمعیارهای ارزیابی عملکردبین آنهامی شود.البته گزارشهای مدیران درموردشرایطی که باعث اتخاذتصمیمات مورداعتراض سهامداران واقع می شود،باعث کاهش فاصله انتظاراتی سهامداران باآنهاخواهدشد،همین فاصله انتظاراتی که باعث بکارگیری حسابرسان درشرکتهامی شود.