فناوري اطلاعات تنها در ارتباط با رايانه ها ، نرم افزار و يا خدمات وابسته به آنها نيست . فناوري اطلاعات تركيبي از همه اين موارد است با اين نگرش كه چگونه اين فناوري مي تواند كمكي به سازمان و رسيدن به اهداف آن كند. فناوري اطلاعات باعث مي شود انجام كارهاي زياد و طولاني با عمليات كمي انجام گيرد (ساتر[1]،2003).

فناوري اطلاعات نوعي از فناوري است كه در آن انتقال داده ، اطلاعات و دانش انجام مي گيرد . اين مفهوم ضرورتا ً وابسته به رايانه ها نيست ، هر چند كه امروزه رايانه ها به عنوان ابزاري در گسترش و ايجاد راههايي بسيار قدرتمند در انجام امور هستند . نقشه كشي ، هندسه تحليلي ، دستگاه هاي كپي ، تلگراف ، تلفن ، فاكس و غيره به خوبي نمونه هايي از فناوري اطلاعات هستند (فیشنر[2]،2000) .

براي بسياري از مردم اين واژه مترادف است با « فناوري جديد» كه از ماشينهايي كه بر مبناي ريز پردازنده ها كار مي كنند ، استفاده مي كند . به عبارت ديگر گفته مي شود كه « فناوري اطلاعات » به طور ساده ، بيانگر كوششي است براي ممكن نمودن توسعه و پيشرفت محركهاي تجارتي به طور الكترونيكي و همچنين ايجاد حركتي سياست گونه براي كنترل دسترسي به اطلاعات نیکولاس و زورکوژی[3]،1995).

در سالهاي اخير ، كتابها ، مجلات ، مقالات و كنفرانس ها ، راه هايي را براي ارتباط پژوهشي و علمي ايجاد نموده اند . امروزه فناوري به ويژه فناوري اطلاعات ، در حال تاثير گذاري بر روي هر يك از اين سيستم هاي ارتباطي است . نشر الكترونيكي ، متن الكترونيكي ، پيام مبتني بر صدا و كنفرانس هاي تصويري ، چند نمونه از اثر فناوري اطلاعات هستند . فناوري اطلاعات به ما راه هاي جديدي براي ارتباط مي دهد و اساسا ً اين امكان را به وجود مي آورد تا سيستم هاي ارتباطي موجود نيز مورد تصحيح و بهبود قرار گيرند . اين كار آسان به نظر مي رسد كه تغيير و تحول از سيستم هايي كه از تنظيمات دستي استفاده مي كنند به سيستم هاي الكترونيكي انجام گيرد (کاراموزیس[4]،1999).

فناوري اطلاعات تركيبي از دو مفهوم فناوري و اطلاعات است . اطلاعات مفهوم گسترده اي را در بر دارد و به يك سري محتويات اشاره مي شود ، در حالي كه فناوري به ابزارهايي كه براي دستكاري اين محتويات به كار مي رود ، گفته مي شود . فناوري يك عنصر ضروري در تراكنش هاي پردازش اطلاعات است كه مشاهده ، آگاهي و تجربه از يك رابطه سلسله مراتبي در آن برخوردار هستند . اطلاعات منجر به پيدايش آگاهي شده ، و از به وجود آمدن آگاهي زياد ، تجربه حاصل مي گردد . اطلاعات از داده هايي كه ضرورتا ً قابل احساس و ادراك هستند نشأت مي گيرد . هنگامي كه داده ها براي استفاده در برخي امور سودمند به دسته ها و طبقه هايي دسته بندي و سازمان دهي مي شوند ، تبديل به اطلاعات مي گردند (چاوراسیا[5]،2003).

فناوري اطلاعات هر مجموعه اي از ابزارها ، روشها و رسانه ها است كه براي ثبت ، ذخيره ، و انتقال اطلاعات به كار گرفته مي شود . معمولا ً امروزه هنگامي كه اين اصطلاح را به كار مي بريم ، در حقيقت در مورد زير مجموعه خاصي از فناوري اطلاعات صحبت مي كنيم : فناوري اطلاعات ديجيتالي شبكه اي (ویلیس[6]،2002).

فناوري اطلاعات ، حوزه اي نسبتا ً جوان در مقابله با اكثر نظامهاي علمي ديگر است . با اين وجود ، در حدود 50 سال ، اين فناوري به عنوان بخشي از علم و دانش در آمده كه به خوبي قابل استدلال بوده و تقريبا ً پيچيده تر از نظامهاي علمي سنتي از قبيل ادبيات يا روانشناسي ،و يا پچيده تر از حوزه­هاي حرفه اي از قبيل كسب و كار يا قانون است . در هر صورت ، فناوري اطلاعات ، اساسا ً متفاوت از اين نظام ها در برخي از نسبتهاي مهم بوده ، و بنابراين سواد فناوري اطلاعات ، ضرورتا ً متفاوت از سواد در حوزه هاي ديگر است (رالف[7]،1997).

به نظر مي رسد هيچيك از تعاريف، نتواند ابعاد حقيقي مفهوم IT را به درستي تبيين نمايد . اينها واژه يكساني را براي مفاهيم مختلف به كار مي برند. لازم به تذكر است كه مفهومي كه مستقل از يك وا‍‍ژه ، با توجه به معناي لغات و صرف نظر از موارد كاربردي و استدلالات به كار برندگان آن، استنباط مي شود، ممكن است با مفهومي كه اين واژه در تبيين آن مفهوم رواج دارد، متفاوت باشد. به نظر مي­رسد سه ديدگاه مختلف ، و سه دسته مختلف از تعاريف – مفاهيم براي IT وجود داشته باشد:

دسته اول : اين دسته ، مفهوم فناوري اطلاعات (و ارتباطات) را به نوعي همان فناوري رايانه و سيستم هاي كامپيوتري اطلاعاتي و ارتباطي ، در وجود نرم افزار و سخت افزار و شبكه و نظاير آن و مسائل مديريتي مربوط به آن مي دانند . اغلب تعاريف از اين دسته اند .

دسته دوم :اين دسته فناوري اطلاعات را از بعد اطلاعات محض آن كه حتي شامل مواردي نظير مستند سازي و كتابداري نيز مي شود ، مورد توجه قرار مي دهند . در اين دسته تمركز بر خود اطلاعات است و فناوري اطلاعات ، هرگونه استفاده از ابزارها و روش ها و تكنيكهايي است كه مديريت و سازماندهي اين اطلاعات را فراهم مي كند . تعريفهاي اوليه و با سابقه بيشتر از اين دسته اند . و البته اين مفهوم شايد نزديكترين مفهوم به معناي مستقيم واژه IT باشد . از جمله تعريف مؤسسه فناوري جورجيا از اين دسته است .

دسته سوم : اين دسته ، براي IT نقشي كليدي و محوري نسبت به ساير فناوريها و كاربرد ها قائل مي شود . اين دسته با زاويه اي فراتر از زاويه هاي دو دسته قبلي به IT نگاه مي كند . اما مشكل اين دسته آن است كه به درستي نمي تواند ابعادي را كه براي IT از اين زاويه مشاهده مي كند ، توضيح دهد و در يك عبارت و تعريف مشخص ، بيان كند . از جمله تعريف سازمان راهبردهاي فناوري آمريكا (NSIT) و تعريف آخر از اين دسته اند .

در اين جا قصد ما اين نيست كه بگوئيم كداميك از تعاريف فوق درست است يا درست نيست . استفاده از واژه IT در هر يك از سه دسته فوق صحيح است .

بحث ما در گام اول ، تبيين مفهوم جديد و كليدي است كه حدودا ً يك دهه است كه به شكلي نسبتا ً واضح تر از گذشته شكل گرفته است . مفهومي كه بيش از همه به دسته سوم مورد بحث نزديك است ، اما حتي فراتر از آن به هم وجود دارد . به عبارت ديگر در هنگام كاربرد واژه IT در جوامع علمي و اجرائي ، بخصوص در تبيين معماريهاي نظامهاي آينده نگرش ديگري وجود دارد كه ما آن را در دسته چهارم طبقه بندي مي كنيم . به نظر مي رسد ، مفهوم مورد نظر در دسته چهارم ، بتواند مفاهيم سه دسته قبلي را به طور كامل بپوشاند . به عبارت ديگر اگر IT با اين مفهوم به كار رود ، جايگاه سه دسته ديگر كاملا ً مشخص شده و معناي دقيقتري را مي توان براي واژه هاي به كار رفته در ديدگاه اين دسته ها يافت .

[1] Sutter

[2] Fischiner

[3] Zorkoczy and Nicholas

[4] Karamouzis

[5] Chaurasia

[6] Willis

[7] Ralph