مکتب مدیریت علمی

یکی از پیش گامان مدیریت علمی[1] فردریک تیلور[2] بود. او مدعی بود به هنگام تصمیم گیری درباره ی سازمان و طرح مشاغل باید به صورتی دقیق و با روش های علمی درباره ی شرایط، اوضاع و موقعیت افراد مطالعه کرد. تیلور مهندس مکانیک بود که با استفاده از تجربیات خود درصنایع فولادسازی، مطالعاتی در زمینه “اصول مدیریت و مطالعه روش کار” انجام داد .او”حرکاتِ بدن”را برای انجام کار و “زمان انجام کار “را مطالعه می‌کرد تا بتواند زمانی استاندارد را برای انجام کارها تعیین کند و بر اساس آن قضاوت کند، زمانی که هرکارگر برای انجام کار مشخصی صرف کرده چه تناسبی با زمان ممکن برای انجام آن کار داشته است. این تفکر بعداً مبنایی برای سیستم پاداش وتنبیه گردید. در دهه 1880 میلادی فردریک تیلور مطالعات خود را درزمینه زمان سنجی و حرکت سنجی، به مثابه راهی برای تعریف و بهینه سازی “واحدهای مستقل نیروی کار تخصصی”آغاز کرد. هدف تیلور تغییر این وضعیت به شرایطی بود که نشان دهد مدیریت، فعالیتی علمی است نه یک کاری اتفاقی . از تیلور با عنوان “پدر مدیریت علمی” و موسس مکتب تیلوریسم یاد می شود. اودر سال 1911 میلادی کتاب اصول مدیریت علمی را منتشر ساخت و در آن متذکر شد که “بهتر است هدف اصلی مدیریت، حداکثر کردن کامیابی کارفرما و کارمند باشد”.  (دفت, 1377)[3]

تیلور “پدر مدیریت علمی” ، بر این باور بود که بسیاری از کارکنان هم عصرش، کمتر از ظرفیت واقعی خود کار می کنند. او تصور می کرد که این مسئله با اتخاذ رهیافتی منظم، مبتنی بر هدایت و حمایت کارکنان توسط سرپرستان و ارضا نیازها و انگیزه های پولی کارکنان قابل حل است.(رضائیان, 1388)

تیلور چهاراصل ذیل را به عنوان “اصول مدیریت علمی” پیشنهاد کرد:
1-  مدیریت باید علمی باشد. روش علمی جانشین روش  تجربه و خطا گردیده و  باید با مطالعه علمی کار بهترین روش انجام کار را  پیدا و به صورت  دستورالعمل به کارکنان ابلاغ کرد. مطالعه علمی کار، شامل حرکت سنجی و زمان سنجی وتعیین استانداردهای تولید و کارکرد بر اساس آن است.
2- انتخاب کارکنان باید اساس علمی داشته باشد و با استفاده از روش ها و فنون علمی افرادی برای کارانتخاب شوند که مهارت و توانایی های لازم برای انجام مؤثر و موفقیت آمیز آن را داشته باشند.
3-  آموزش و تربیت کارکنان باید جنبه علمی داشته باشد.
4- روابط نزدیک و دوستانه و روحیه همکاری بین مدیریت و کارکنان و تقسیم کار و مسئولیت به طور مساوی میان مدیران وکارکنان به طوری که برنامه ریزی و کارهای فکری را مدیران و کارهای جسمی را کارکنان انجام دهند.) کریتنر[4]، 1387)

تیلوریسم با تاکید بر به کاربستن شیوه های مدیریت علمی و کاربرد انضباط و دقت بیشتر درتعیین کار متناسب در روز و پاداش به واحد کار اضافی مدعی بود می توان تولید سازمان را افزایش داد و نهایتاً با سهیم کردن کارگران در منافع مادی ناشی از صرفه جویی ، تلاش همگانی و تولید بیشتر موجبات تشویق هر چه بیشتر آنان را در ازدیاد سطح تولید فراهم کرد.

[1] Scientific management

[2] Frederick Taylor

[3] Richard el. Dafth

[4] Robert Kreitner