نظريه هاي سرمايه فكري://پایان نامه درباره سرمایه فکری

 نظريه هاي مربوط به سرمايه فكري:

“دراكر”(1993) انديشمند معروف مديريت مي گويد: ما در حال وارد شدن به يك جامعه دانشي هستيم كه در آن منابع اقتصادي اصلي، ديگر سرمايه بيشتر، منابع طبيعي و نيروي كار بيشتر و… نيست  .منابع اقتصادي اصلي دانش خواهد بود قرن 21 ، قرن اقتصادي دانشي است. قبل از اقتصاد دانشي ، اقتصاد صنعتي حاكم بوده كه در اين اقتصاد عوامل توليد ثروت اقتصادي، يكسري دارايي هاي فيزيكي و مشهود مانند زمين ، نيروي كار، پول و ماشين آلات و… بوده و از تركيب اين عوامل اقتصادي ، ثروت توليد مي شود. در اين اقتصاد،استفاده از دانش به عنوان عامل توليد، نقش كمي داشته است اما در اقتصاد دانشي، دانش يا سرمايه فكري به عنوان يك عامل توليد ثروت در مقايسه با ساير دارايي هاي مشهود فيزيكي، ارجحيت بيشتري پيدا مي كند . در اين اقتصاد ، دارايي هاي فكري بخصوص سرمايه هاي انساني جزو مهمترين دارايي هاي سازمان محسوب مي شود و موفقيت بالقوه سازمان هاريشه درقابليت هاي فكري آنها دارد تا دارايي هاي مشهود.( گلدی صدقی ،1386، 45)

با رشد اقتصادي دانشي يا اقتصاد مبتني بر دانش، بطور قابل ملاحظه اي شاهد اين موضوع هستيم كه دارايي هاي نامشهود شركتها عامل مهمي در حفظ و تحقيق مزيت رقابتي پايدار آنها مي شوند در مقايسه با ساير دارايي هاي مشهود. محيط كسب و كار به طور شگفت انگيزي تغيير مي كند، در كسب و كارها و اقتصاد قرن 21 بر روي اطلاعات ، فناوري اطلاعات ، تجارت الكترونيك ، نرم افزارها ، مارك ها، حق الاختراع ، تحقيقات و نوآوري ها، و… سرمايه گذاري مي شود كه همگي جزئي از دارايي هاي نامشهود و سرمايه فكري و دانش هستند تا جزو دارايي هاي مشهود.

در پارادايم صنعتي قديم شركت ها تحت اصول اقتصاد كميابي عمل مي كردند. اقتصاد كميابي بدين معناست كه منابع و دارايي ها تحت سلطه و كنترل شركت ها محدود و كمياب هستند و استفاده بيشتر از آنها، از ارزش انها مي كاهد ولي در عصر اقتصاد اطلاعاتي و دانش، اين اصول صدق نمي كند. شركت ها در اقتصاد دانش تحت اصول اقتصاد فراواني عمل مي كنند ، اقتصاد فراواني بدين معناست كه منابع و دارايي هاي در اختيار شركت به ميزان فراوان وجود دارد. اين نوع دارايي ها از نوع نامشهود هستند و بيشتر در افراد قرار دارند كه ما به آنها دستيابي داريم مثالي از فراواني اين نوع دارايي ها در اقتصاد دانش ، فراواني اطلاعات در اينترنت است.

بطور خلاصه در اقتصاد دانش، مهمترين دارايي ها و عوامل توليد، نامشهود هستند كه استفاده از آنها از ارزش آنها كم نمي كند و حتي به ارزش آنها مي افزايد. اين نوع دارايي ها نامشهود شامل دانش؛ سرمايه فكري و …هستند ولي اقتصاد صنعتي مهمترين عوامل توليد، دارايي هاي مشهود و فيزيكي هستند كه استفاده از آنها از ارزش آنها مي كاهد و اين دارايي ها شامل زمين ، ماشين آلات و سرمايه پولي و … است.( وطنی،1389)

6-2-2) مدل ها والگوهای سرمايه فكري:

همانند تعاریف مختلفی که از سرمایه فکری مطرح شده در طبقه بندی سرمایه فکری نیز مدلهای مختلفی ارائه گشته که در ادامه به برخی از این مدلها اشاره خواهد شد.

1-6-2-2) ادوينسون و  مالونه  ( 1997)

درطرح ارزش اسكانديا خود در سال 1997 ، سرمايه فكري را در دو جزء سرمايه انساني و سرمايه ساختاري ارائه كرده اند كه اين طبقه بندي توسط برخي از دانشمنداني چون چن، كانان، روس نيز مورد استفاده قرار گرفته است.در اين طبقه بندي، ادوينسون و مالونه، براي سرمايه هاي ساختاري دو سرمايه هاي سازماني و مشتري را در نظر گرفتند كه در بيشتر طبقه بندي هاي ديگر اين تقسيم صورت نگرفته و براي سرمايه سازماني نيز دو سرمايه فرآيندي و نوآوري را مطرح كردند.در اين طبقه بندي، سرمايه سازماني شامل فلسفه سازمان، سياستها و سيستم هايي براي استفاده از قابليتهاي سازمان است. سرمايه فرآيندي شامل روش ها، رويه ها و برنامه هايي است كه پياده مي شوند و كالاها و خدمات را ارتقاء مي دهند. سرمايه نوآوري شامل مالكيت معنوي و ساير دارايي هاي نامشهود ديگر است.