نظریه ارزیابی شناختی استرس:پایان نامه ارتباط اصول ارگونومی و استرس در شرکت گاز

نظریه ارزیابی شناختی استرس( لازاروس ):

شاید بتوان نظریه لازاروس را یکی از مقبولترین دیدگاه ها درباب استرس دانست. لازاروس مانند بسیاری ازنظریه پردازان به جنبه شناختی استرس پرداخته است. نظریه های شناختی دودسته هستند. در دو مدل تبادلی وتعاملی جای می گیرند.درمدل تبادل ، فرد وموقعیت ازهم مجزا نیستند، بلکه فرد جزءی از محیط محصوب می شود وان را ارزیابی می کند. در مدل های تعامل توانایی های فرد وچگونگی مقابله او با وقایع به طور مجزایی از محیط سنجیده می شود وبعد  رابطه فرد ومحیط در صورت بروز مساله برسی می شود درواقع فرد ومحیط در تعامل با هم استرس را می توان ترکیبی از مدلهای محرک وپاشسخ دانست.

ازنظر لازاروس وفلکمن ( 1984 ) تئوری آنها تعاملی نیست بلکه تبادلی است. آنها معتقدند که مدل تبادل فرایند محور است وطبیعت پویای بین فرد ومحیط را در نظر دارد. این تاکید بر پویایی فرایند استرس توسط پژوهشگران دیگر نیز مطرح شده است. چنانچه براساس نظریه لازاروس، استرس به عنوان رابطه بین شخص ومحیط که توسط شخص بصورت فشارآور وفراتر از توانایی او ارزیابی شده است وسلامت اورا به خطر می اندازد، تعریف شده است. آدرو کوهن نیز استرس را به دو نوع شرایط طبیعی و یا ذهنی که توسط ارگانیسم تهدیدی واقعی یا ذهنی قلمداد می شود، تعریف می کنند. کمنی نیز معتقد است که انسانها واقعه استرس زای یکسانی را براساس چگونگی ارزیابی آن به شیوه های فیزیولوژیکی متفاوت پاسخ می دهند. به اعتقاد او بدن به آنچه در مغز اتفاق می افتد پاسخ می دهند نه به واقعه محیطی. در واقع باید گفت در نظریه های شناختی استرس فرایندی است که طی آن فرد رویداد های محیطی و توانایی مقابله خود را ارزیابی و تعبیر و تفسیر کرده و به دنبال آن به رویداد پاسخ عاطفی، رفتاری و فیزیولوژیکی می دهد. اگر چه می توان پاسخ هایی را نیز در فرد مشاهده کرد که به طور خودکار در فرد فعال می شود. این پاسخ های خودکار استرس شامل عادتهای قدیمی یا پاسخهای شرطی می شود که ممکن است به آگاهی راه پیدا کنند یا نکنند. پاسخ های غیر اختیاری به استرس می توانند بیشتر تمایز داده شوند زمانیکه زیاد به کار می روند یا برای منابع استرس و هیجانهای فرد نا کارآمد هستند. افکار خودکار نا خوداگاه  یک نوع از پاسخهای ناخودآگاه فراوان در طی استرس است که می توانند پریشانی قابل توجهی در فرد ایجاد کند. ( لوکن وهمکاران، 2004 : 124).

استرس حالت فیزیولوژیکی یا روان شناختی ناخوشایندی است که در پاسخ به محرک های تنش زا ایجاد می شود. (برمنرداگلاس1 ، 2002: 35)  فشار روانی در نتیجه حوادث غیر مترقبه یا چالش بر انگیز در محیط ایجاد می شود در حوادث تنش فرد را وا می دارد تا خود را مجددآ با محیط سازگار کند.(کوپر و مارشال ،2001 ،به نقل از رستگار ،1389: 17).

بدن انسان به صورت سازمان واحدی عمل می کند دو قسمت از بدن فرد بر عملکرد قسمت های دیگر تاثیر می گذارد .اگر فرد تحت تنش زیادی قرار بگیرد و نتواند به طور صحیح با آن برخورد کند ،موادی در بدن تولید می شود که موجب عرق کردن کف دست ها ،تند شدن ضربان قلب،افزایش ادرار و اسهال و …می گردد.واضح است که افراد نسبت به  تنش ،واکنش های متفاوتی نشان می دهند.گاهی اوقات چیز هایی که در زمانی استرس زا هستند در زمان دیگر استرس زا نیستند،اگر چه مقداری از تنش برای سازگاری فرد ،مثبت و لازم است ولی قرار گرفتن در معرض استرس زیاد و شدید موجب ایجاد و تشدید برخی از بیماری های جسمی و روانی می شود. ( برمنر داگلاس ،2002: 29).

 

1 Bermner Daglass