هدف از گردشگري: / پایان نامه بوم گرايي در معماري

بر اساس تئوري سلسله مراتب نياز هاي مازلو ، يک توريست که براي انجام فعاليت توريستي به کشوري ديگر سفر مي کند بايد در جامعه ميزبان نيازهايش  برطرف نمايد، توريست به رضايتمندي مي رسد، در غير اين صورت سطح رضايت او پايين خواهد بود. ( Hall., 1999 )

گردشگري فقط عبارت است از سفر، وسايل راحتي و مقصد ها نيست، همه اين ها ابزار هستند براي چيزي ديگر ، چيزي که به جذابيت ها مربوط است جاذبه ( يا جذابيت ها ) تجربه اي جسمييا روان شناختي است که در چارچوب ذهن کسي که به دنبال تنوع است رخ مي دهد و او را از دنياي معمول فراتر مي برد، جاذبه ها چند پهلو هستند و انگيزه هاي سفر ناميده مي شوند. (ساعي 1389، 6 )

به عقيده مک کانل ( 1979) گردشگران در پي فرصت هاي هستند تا از پس پرده نگاهي به زندگي واقعي ميزبانان خود بيندازند. بهترين داستان هايي که گردشگران با خود به خانه مي آورند، صحبت از چگونگي دعوت شدن به غذا يا اقامت در خانه مردم محلي است او بسياري از تجارب جهانگردي را جذابيت ساختگي مي داند. ( شوتن، فرانس(1379)” جهانگردي و تغيير فرهنگي و مجموعه مقالات فرهنگ جهانگردي و توسعه”، تهران : مرکز مطالعات و تحقيقات سياحتي وزارت ارشاد، بي تا.)

تئوري شوتن الگوي زير را بدست مي دهد:

تجارب تاريخي و بازمانده هاي تاريخي از گذشته                                         جذب توريست

جان لي در کتاب “گردشگري و توسعه در جهان سوم” يادآور مي شود که، در متون اقتصادي از پنج نوع تسهيلات وخدمات کلي ياد مي شود که در سطح جهاني در مناطق توريستييافت مي شود و عبارتند از:

2-2-3-1- جذابيت ها:

که مي توان آنها را به جذابيت هاي طبيعي ( شامل شکل اراضي ، گياهان، جانوران يک سرزمين) و انسان ساخت ( تاريخي يا نوين) تقسيم کرد يا بر اساس تمايزات فرهنگي نظير زبان ، موسيقي و فولکلور طبقه بندي کرد.

2-2-3-2- حمل و نقل:

رابطه تنگاتنگي ميان رشد گردشگري و توسعه حمل و نقل وجود دارد. براي مثال برخي کشور هاي ديدني جهان سوم و مناطق ويژه ي درون آنها به لحاظ دسترسي آسان به خطوط هوايي جهاني ، مورد توجه قرار گرفته اند.

2-2-3-3- تسهيلات:

که به بخش تجاري ( هتل ها، مهمان سرا ها، اردوگاه هاي تفريحي)، بخش خصوصي ( اقامتگاه هاي خصوصي و ويلاها) و کاروان هاي مسافري تقسيم مي شود ، در جهان سوم نسبت به ساير کشور هاي توسعه يافته گرايش کمتري به سمت ايجاد تسهيلات خود گردان براي گردشگران وجود دارد و علت آن هم هزينه هاي نسبتا پايين نيروي کار مي باشد.

2-2-3-4- خدمات و تسهيلات ديگر:

که دامنه وسيعي از خدمات نظير فروشگاه ها ، رستوران ها، بانک ها و مراکز پزشکي را در بر مي گيرد و دامنه تدارکات آنها از پاتوق هاي خود گردان نظير کلوب مديترانه تا تکيه کامل بر تسهيلات محلي را شامل مي شود. مورد اخير را در بيشتر کشور هاي جهان سوم تنها در مناطق شهري مي توان يافت.

2-2-3-5- زير ساخت ها:

اين کلمه از لحاظ معنايي واژه وسيعي است که جهت پوشش اقلام حمايتي مورد نياز براي تهيه خدمات ذکر شده در بالا( جاده،راه آهن، فرودگاه، نيروي برق، کانال فاضلاب و…) به کار مي رود. به دليل هزينه هاي سرمايه اي بالا معمولا دولت ها عهده دار تهيه اين خدمات هستند و اغلب به مردم محلي نيز سرويس مي دهند. (ساعي 1389، 6 )

رضايت توريست ها در گرو ارائه خدمات و تسهيلات مناسب به توريست ها مي باشد.

محسنيان راد در سال ۱۳۷۲ تحقيق با موضوع “نگرش جهانگردان در سفر به ايران” انجام داده است در اين نظر سنجي مهم ترين انگيزه سفر گردشگران به ايران بازديد از بناهاي تاريخي بوده است؛ حدود ۸۴ درصد از گردشگران اين انگيزه را علامت زده اند، ۶ درصد مطالعه فرهنگ و سنت را انگيزه سفر خود به ايران اعلام نموده اند، همچنين ميزان جذاب بودن بازديد ها به ترتيب اهميت و رتبه آنها عبارتند از : ۱. آثار باستاني هزاره ها و قرن هاي پيشين ۲. مراکز مذهبي اسلامي ۳. بازار ها و مراکز خريد۴. موزه ها ۵. مراکز مذهبي ساير اديان ۶. کاخ هاي شاه ۷. آرامگاه هاي شاعران ايراني ۸. مناظر طبيعي. (ساعي 1389، 6 )

2-2-4- انواع توريسم :

توريسم و توريسم فرهنگي : جهانگرد کسي است که به منظور تفريح، بازديد از نقاط ديدني ، معالجه ، مطالعه، تجارت، ورزش و يا زيارت به کشوري که در آن اقامت مي کند سفر کند، مشروط بر اينکه حداقل مدت اقامت او از ۲۴ ساعت کمتر و از ۶ ماه بيشتر نباشد.( IUOTO. , 1969 )

فوق توريسم به دسته هاي مختلفي تقسيم مي شوند: توريسم تفريحي ، توريسم فرهنگي ، توريسم درماني، توريسم تجاري، توريسم ورزشي ، توريسم علمي، توريسم مذهبي و … توريسم فرهنگي نوعي از توريسم است که تاکيد مي کند بر روي فرهنگ و محيط فرهنگي شامل چشم اندازهاي مقصد، ارزش ها، سبک زندگي ، ميراث، آداب و هنرهاي سنتي و در يک بيان کلي جاذبه هاي فرهنگي مقصد. (ساعي 1389، 6 )

2-2-5- پايداري “درون زا”:

فرهنگ به عنوان عامل همبستگي و تفاهم اجتماعي در کشور ما داراي جايگاه مهم و قابل ملاحظه اي است. آگاهي و علم ، روابط اجتماعي و امور اخلاقي سه عامل مهم هستند که در شکل گيري فرهنگ يک جامعه و مآلا نحوه ي برخورد آنها با طبيعت و مصنوعات جديد نقش اساسي ايفا مي کند. طرفداران توسعه پايدار معتقد به گسترش توسعه از پايين به بالا هستند . بر اساس اين بينش توسعه بايد از درون جوامع و بر اساس نيازها و استعداد هاي همان جامعه شروع شود تا مساله وابستگي به عنوان عامل توسعه نيافتگي غلبه نمايد. در توسعه “درونزا” مردم بومي و محيط زيست آنها محور هاي اصلي مطالعه و برنامه ريزي بشمار مي روند. مردم بومي به عنوان محور اصلي توسعه هوشمند با در نطر گرفتن آنچه براي آنها در محيط اساسي و به راحتي و با هزينه هاي کم قابل حصول است تامين معاش نمايند. آنان در همان حالي که طبيعت را براي رفع نياز هاي خود به خدمت مي گيرند ، در طول ساليان دراز آموخته اند که محيط زيست را تخريب نکنند. به عبارت ديگر نيازهاي انساني در يک توسعه ي درونزا معقول و متکي به امکاناتي محيطي است. ( زرين کمري، 1386 )

2-2-5-1- مؤلفه های اصلي پايداري :

  • تامين نياز هاي اوليه انسان
  • دسترسي به عدالت اجتماعي
  • حفظ و نگهداري اکولوژيکي

– حفظ و حمايت از ارزش هاي اجتماعي و فرهنگي