ویژگی های صنایع کوچک و متوسط

شرح ویژگی ها توضیحات
نوع مالکیت و مدیریت مالک شرکت، مسئولیت مدیریت را بر عهده دارد
اشتغال زائی معمولا اشتغال زایی این صنایع با توجه به سرمایه آنها در حد قابل قبولی است
ارزش افزوده بررسی تجارت کشورهای مختلف نشان می دهد که بیش از نیمی از ارزش افزوده تولید توسط این صنایع ایجاد می شود
بهره وری چون از سرمایه گسترده ای استفاده نمی کنند لذا بهره وری آنها نیز از صنایع بزرگ بیشتر است هر چند با قاطعیت نمی توان در این خصوص اظهار نظر نمود
صادرات صادرات بستگی به عوامل زیادی دارد. ارتباط بین کوچکی صنعت و توسعه صادرات بدرستی اثبات نشده است، لیکن تجارب کشورهای مختلف نشان داده که قیمت این صنایع در توسعه صادرات قابل رقابتی بوده است.

 

همچنین در جدول 4-2 می توان تفاوت های بنگاه های کوچک و متوسط را با بنگاه های بزرگ ملاحظه نمود (شهبازی، 1391).

 

 

 

جدول 2-4: مقایسه بنگاه های کوچک و متوسط با بنگاه های بزرگ

  بنگاه های کوچک و متوسط بنگاه های بزرگ
بازار توانایی واکنش سریع براي حرکت گام به گام با نیازهاي بازار توزیع فراگیر و تسهیلات خدماتی، داراي قدرت بازاري براي حفظ تولیدات
مدیریت بدون بروکراسی، مدیریت پویا و کارآفرینانه در جهت بهرمندي از فرصت- هاي جدید با خطرپذیري بالا مدیران متخصص با توانایی کنترل سازمان- ها و اتخاذ راهبردهاي مشارکتی
ارتباطات درونی شبکه هاي درونی کارا و غالباً غیررسمی، بهره مندي از سرعت بالاي حل مشکلات درونی: توانایی تطبیق و اعمال تغییرات حسب شرایط بیرونی ارتباطات درونی غالبا بطئی و کند که منجر به واکنش کند به تهدیدات و فرصتهاي بیرونی میشود

 

ارتباطات بیرونی خلأ زمانی یا منابع براي تشخیص و به کارگیري فرصتها و تخصصهاي علمی و تکنولوژیکی توانایی اتصال به منابع علمی و تکنولوژیکی بیرونی، توانایی خرید اطلاعات اساسی در حوزه هاي تکنولوژیکی
تامین مالی مشکلات زیاد در جذب سرمایه، به ویژه سرمایه ریسکی توانایی جذب سرمایه بازار، امکان ایجاد تنوع سبد سرمایه گذاري در بازارهاي فن- آوري و جدید
صرفه های مقیاس و رویکردهای نظام مند در برخی حوزه ها صرفه هاي مقیاس موانع ورود به بازار را براي بنگاههاي کوچک به وجود می آورد. عدم توانایی تشکیل

خطوط تولید و ساختار تولیدي یکپارچه

توانایی منتفع شدن از صرفه هاي مقیاس تحقیق و توسعه، تولید و بازاریابی. توانایی تشکیل و ارائه پیشنهاد در محصولات مکمل.
رشد به سختی میتوانند سرمایه هاي ضروري را ازمنابع بیرونی براي رشد سریع به دست بیاورند. توانایی توسعه مالی تولید بنیان، توانایی تأمین وجوه براي رشد تولید.

 

2-2-3. اهمیت و جایگاه بنگاه های کوچک و متوسط

SEMs  از طريق كارآفريني و ايجاد فرصت هاي شغلي و افزايش درآمد بر اقتصاد جهاني تاثيرگذارهستند (هیل[1]، 2006). و همچنين راحت تر مي توانند خود را با تغييرات پرشتاب محيطي منطبق كرده و نسبت به عوامل اقتصادي و سياسي سريعتر واكنش نشان دهند (بیدختی، 1388). بنابراين، تحولات اخير و بويژه فشارهاي جمعيتي، نوآوري هاي لحظه به لحظه، پيچيده تر شدن فرايندهاي مديريتي و تصميم گيري، نياز به تصميم گيريهاي آني و ضروري و تجارب حاصل از فعاليتهاي بنگاههاي كوچك و متوسط اهميت اين بنگاهها را نمايان ساخته است و در اين شرايط، ايجاد فرصت هاي رشد براي صنايع كوچك و متوسط، ممكن الحصول تر و راحت تر از توسعه صنايع بزرگ است (بیدختی، 1388).

فولي[2] (2005) ماندگاري و رونق كسب و كار را در كارآفريني مي داند، از اين رو  در دستيابي به اهداف آرماني سند چشم انداز 20 سالة جمهوري اسلامي ايران و نيز تحقق كامل اهداف برنامه هاي توسعه، توسعه كارآفريني به عنوان عامل و محرك اصلي محسوب مي شود.

هندرسن[3] (2002) بيان مي كند كارآفرينان به طور قابل ملاحظه اي، روي سطح فعاليت هاي اقتصادي از طريق ايجاد مشاغل جديد اثر دارند (به نقل از كلمن[4]، 2007). به طوري كه بسياري از كارآفرينان، كار خود را در قالب ايجاد شركت هاي كوچك و متوسط شروع كنند. اين شركت ها سهم به سزا يی در توسعة صنايع پيشرفته و ايجاد اشتغال دارند و نسبت به شركت هاي بزرگ از انعطاف پذيري بالايي برخوردار بوده و در بسياري از كشورهاي جهان به عنوان مهم ترين برنامه اجرايي براي دستيابي به توزيع عادلانه درآمد و ثروت، ايجاد اشتغال، افزايش بهره وري و رشد اقتصادي محسوب مي شوند و با فراهم كردن بستر مناسب براي كارآفريني و نوآوري علل جذب و هدايت سرمايه ها در مسير توسعه اقتصادي كشور به حساب مي‎آيند (توریک، 1383). بسياري از دولت ها متقاعد شده اند كه بايد بستر رشد را براي واحدهاي كوچك و متوسط در قالب انكوباتورها ( مراكز رشد فناوري)،  پارك هاي صنعتي و فناوري فراهم نمايند و آنها را تا زماني كه بتوانند به صورت يك شركت مستقل وارد بازار شوند، حمايت كنند (شایقی، 1386).

[1]  Hill

[2]  Foully

[3]  Henderson

[4]  Coleman