پایان نامه توسعه اشتغال بسیجیان//دیگر اشتغالی

دیگر اشتغالی

کارآفرینی نه تنها یک نوع زندگی شغلی است بلکه بسیاری معتقدند یک سبک زندگی یا یک سبک تفکر و یا یک فرهنگ است، زندگی کارآفرینانه زندگی ای است توأم با هیجان، خطرپذیری، تنوع، تغییر، شکست، پیروزی، شوق، تلاش، خلاقیت و فرصت گرایی. زندگی  ای که در آن از رخوت و ناامیدی خبری نیست. اگر چه از كارآفريني تعاريف مختلفي شده است ولي مي توان گفت كار‌آفريني عبارت است از فرايند خلق چيزي با ارزش و متفاوت از طريق اختصاص زمان و تلاش كافي، همراه با ريسك هاي رواني و اجتماعي به منظور دريافت پاداش هاي مالي و رضايت شخص از نتايج حاصله(هيسريج، پيترز،1385). کارآفرينی يک فرآيند مديريتی است که اين امکان را به فرد مي دهد که به طور مستمر حداکثر استفاده از فرصتهای موجود را بعمل آورده و ايده ی جديدی ارائه دهد وآن را به کار گيرد(Thompson, 1999). زندگی شغلی کارآفرینانه را افرادی انتخاب می کنند که دوست دارند از دیگران موفق تر باشند آنها می خواهند این موفقیت را از طریق تلاش بیشتر، خلاقیت بیشتر، خلق و کشف نوآوری و بهره برداری بیشتر از فرصت ها بدست آورند. روحیه ی آنها طوری است که نه از رئیس داشتن خوششان می آید و نه از ریاست کردن بر دیگران. آنها سخت به دنبال تححق بخشیدن آرمان و  چشم انداز خود هستند و در این راه پول فقط معیاری جهت نشان دادن  میزان موفقیتشان است نه هدف غایی فعالیت هایشان. اگر قصد شما از ورود به کسب و کار تنها کسب درآمد بیشتر و سریع تر باشد کارآفرین نیستید شما باید در درجه اول عاشق کارتان باشید.

کارآفرین معتقد است برای بدست آوردن پول، اول باید از پول چشم بپوشد. وی برای رسیدن به موفقیت، حاضر است طعم شکست را بچشد. شکست در نزد کارآفرین واقعه ای است که هنوز فواید آن تبدیل به سود نشده است. کارآفرین اگر هیچ پولی از کارش بدست نیاورد تا زمانی که از کارش لذت می برد خود را موفق احساس می کند.کارآفرین همواره در جستجوی ایده ها و فرصت های جدید است. کارآفرینان فردی اگر چه در مشاغل غیر مزدبگیری  فعالیت می کنند اما با صاحبان مشاغل آزادی که فقط در تلاش هستند تا موقعیت خود را حفظ کنند و منافع ا قتصادی  خود را بدون داشتن ایده ی جدید یا خلق فرصت های جدید کسب و  کار افزایش دهند، تفاوت های بسیاری دارند. آنها استقلال شغلی را به علت عدم  یافتن یک شغل استخدامی، انتخاب نکرده اند بلکه ممکن است  سازمانی را به خاطر اجرای فکر و ایده شان ترک کرده باشند.

یکی دیگر از تفاوت های کارآفرینان با صاحبان مشاغل آزاد  یا شرکت های کوچک و متوسط این است که آنها خیلی سریع رشد می نمایند. بنابراین شرکت کوچک یا خود اشتغالی که در عرض 3 تا 5 سال پیشرفت چشمگیری نکرده باشد جزء کارآفرینان قرار نمی گیرد و لذا معنی اخص خود اشتغالی در همین تفاوت ها مشخص می شود. شغل کارآفرین  با وجود اینکه  از نوع خود اشتغالی  غیرمزدبگیری است اما با صاحبان مشاغل آزاد به معنی اخص آن بسیار تفاوت دارد. آنها فقط کار نمی کنند که بازده سرمایه شان را بالا ببرند و مانند سرمایه داران معمولی و غیر خلاق سعی نمی کنند فقط تهدیدها را شناسایی و رفع کنند. این افراد به هیچ عنوان تمایلی به انجام کارهای رایج و دلالی یا خرید و فروش بدون نوآوری و فرصت گرایی ندارند، اگر چه سود فراوانی برایشان داشته باشد.

امروزه بحث کارآفرینی از مهم ترین سازوکارهای حوزه مدیریت در ایجاد زمینه های اشتغال و توسعه شده است به طوری که «گیدنز» دوران کنونی را به عصر کارآفرینی تعبیر می کند. ضرورت وجود کارآفرینان در بخش های صنعت، تجارت و خدمات، چه در سازمان های دولتی و چه در شرکت های خصوصی یک امر جدی و حیاتی تشخیص داده شده است(علیزاده،1382). عدم توجه  کافی به کارآفرینی این سوال را فراروی برنامه ریزان کشور قرار داده است که چرا پتانسیل بیکاری در جامعه رو به افزایش است؟ چرا جوانان تحصیل کرده کشورمان کمتر تمایل به خود اشتغالی (کارآفرینی) دارند؟ یا چرا جوانان درصدد ایجاد کسب و کار نیستند؟ چه عوامل اجتماعی و فرهنگی بر این تمایل تاثیرگذار است؟ امکان بالقوه تمایل به خود اشتغالی نزد جوانان ما چه میزان است؟ کدام جوان، با چه ویژگی های شخصیتی و زمینه ی اجتماعی و فرهنگی تمایل به خود اشتغالی (کارآفرینی) دارند؟ چگونه می توان این ویژگی های شخصیتی و زمینه ی اجتماعی و فرهنگی را بارورتر کرد و افزایش داد؟ در سالهای اخیر با توجه به نقش کارآفرینان در رشد و شکوفایی صنعتی و اقتصادی کشورها و نیز با عنایت به مسایل و تنگناهایی که از نظر اقتصادی و توسعه ی صنعتی و به خصوص اشتغال وجود دارد، ضرورت ایجاب میکند تا به ترویج توسعه ی کارآفرینی و فرهنگ آن در بین افراد جامعه پرداخته شود(Ardichivili, 2003).