دسترسی متن کامل – شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن …

شاه بداغمحمدخان شیبانیمُستریح: صفت عربی، آرامش یافته، آسوده (لغ)ابوالخیرخان : ر.ک.ص۳/س۱۸٫دُرّ شاهوار: اسم مرکب، مروارید گران قدر و ممتاز. مروارید مخصوص و لایق شاه (لغ)ابوالفتح محمدالشیبانی خان : ر.ک.ص۱/س۳٫خلدالله ظلال….: ر.ک.ص۱/س۴٫هم زاد: صفت مرکب، هم سن. همسال. (لغ)فضایل دستگاه: اسم مرکب، دارای دستگاه وقدرت و سلطنت با فضیلتمحمود سلطان: (اسم خاص) جانی بیگ. دهمین خان از خانان باتو که بردشت قبچاق غربی حکومت می کردند وآنان را خانان سیراردو نیزگویند …

پژوهش دانشگاهی – شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن روزبهان …

شجره: ر.ک.ص۴/س۱۸٫علی حِده: قیدمرکب عربی، جداگانه (لغ)مُنقضی شدن: صفت مرکب عربی، به سرآمدن، سپری گشتن، به پایان رسیدن . (لغ)جانُقی: اسم ترکی، مشورت، کنکاش کردن و مصلحت و صلاح دیدن جمعی باشد با هم . (لغ)اِقدام فرمود: صفت مرکب عربی، شروع کردن، پرداختن (لغ)سَبَق: مصدر عربی، پیشی گرفتن (لغ)مواقِف: اسم عربی، ج موقف، جای ، جایگاه (لغ)تَحریض: مصدر عربی، برانگیختن (منتهی)تحریص: …

مقاله دانشگاهی – شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن …

خراسان: ر.ک.ص۵/س۲۱٫متوجه شدن : ر.ک.ص۳۸/س۲۰٫غازی: ر.ک.ص۳۶/س۸فَتوی: اسم عربی، فرمان فقیه و مفتی. (لغ)ایشان بت می پرستند: مرجع ضمیر ایشان، قزاق است.حضرت خان فتوی را سپردند: فرمان فقیه مبنی بر اینکه این جنگ، جنگ دینی است و هر کس بجنگد در راه خدا جنگیده، را به عاملان سپردند تا به مردم اعلام دارند.شهر شوال: ر.ک.ص۱/س۵٫سنه اربع عشره و تسعمایه: سال ۹۱۴٫متوجه شدن: ر.ک.ص۴۳/س۱۲٫رکاب: ر.ک.۲/س۵۵٫همایون: ر.ک.ص۱/س۱۴٫العود …

دسته بندی علمی – پژوهشی : شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن …

تکبیر: مصدر عربی، الله اکبر گفتن. (لغ)تَخَلّف: مصدر عربی، باز ایستادن . (غیاث) تخلف از خدمت : باز ایستادن و انجام ندادن خدمت.مَجال: اسم عربی، وقت و فرصت. (لغ)عِراق: اسم خاص، ناحیتی است مشرق وی بعضی حدود خوزستان است وبعضی حدود جبال و جنوب وی، بعضی خلیج عراقست و بعضی بادیه بصره و مغرب وی بادیه بصره است و آن …

شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله …

صُنوف: ر.ک ص ۱۱/س ۴٫اَکابِر: اسم عربی، جِ اکبر، بزرگان (لغ)مَقرون: صفت عربی، پیوسته (غیاث)فقیر: ر.ک ص ۷/س۴اِلقاء: مصدر مرکب عربی، افکندن، در افکندن (معین)اِبقا: مصدر عربی، باقی داشتن، باقی گذاشتن (لغ)خامه: اسم، قلم (لغ)تَقریر: مصدر عربی، شرح و تفصیل و تعریف. (ناظم)حدیث صحیح: ترکیب وصفی ، سید شریف گوید: صحیح حدیثی است که عدل روایت کند و لفظ آن از …

مقاله علمی با منبع : شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن روزبهان خنجی- …

اَبوهُرَیرَه: اسم خاص، در نام او بین محدثان و تذکره نویسان اختلاف شده ، گروهی او را عبد الرحمان و عده ای نیز عبد الله و سکین و عامر نوشته اند….ابوهریره در سال هفتم هجری مسلمان شد و مدتی محدود محضر رسول اکرم را درک کرد ولی او بیش از همه صحابه نقل حدیث می کند ،…کسانی که از اول …

شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن روزبهان …

صادق است که….: مفهوم جمله این است که هر عمل انسان، نهایتاً تا هفتصد برابر می گردد و بیش از این مضاعف نمی شود.اِفاده: ر.ک ص ۸/س۱۵مَحمول: اسم عربی، تاویل شده، تعبیر شده (معین)حضرت: منظور پیامبر اکرم (ص)چنین می خواهد که…: منظور این است که اگر فرض کنیم که هر عمل انسان تا به هفتصد برابر مضاعف می گردد، و این مضاعفت …

سامانه پژوهشی – شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله …

جوف: اسم عربی، شکم و درون هر چیزی(منتهی)مِریخ: اسم خاص، نام ستاره ی فلک پنجم از ستاره های خنس و آن را بهرام نیز گویند، منحوس و دال بر جنگ و خصومت و خونریزی و ظلم است (لغ)رایَت: اسم عربی، در قش ، لوا (لغ)خاقانیت: ر.ک ص۴/س۳لایِح: صفت عربی، آشکار، پیدا شونده (غیاث)دراثانی احوال، علمای نامدار سمرقند، از ان خطه …

شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن روزبهان …

راسخ: صفت عربی، ثابت، برقرار، پایدار (لغ)سامی: صفت عربی، بلند، (منتهی)محفل سامی: محفل بلند پایهاِظهار: مصدر عربی، آشکار کردن (لغ)مزبور: صفت عربی، نوشته، مکتوب (لغ)همایون: ر.ک ص۱ س۱۴شافی: صفت عربی، قاطع، صریح. (لغ)جواب شافی: جوابی که قطع گفتگو کند، نیک روشن و مبین و قاطع (لغ)والله….: و خداوند کسی است که یاور و سرپرستی، بخشاینده است و توفیق از اوست.۳-۲-مباحث بخارا در ماه …

شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن …

تَرشیح: مصدر عربی، (اصطلاح بیان) برچند معنی است یکی ترشیح تشبیه است و آن ذکر چیزی است که با مشبه به ملائم باشد (لغ)مشبهٌ به قفل است: منظور این است که در آیه مفاتح الغیب تشبیهی به کار رفته که در آن غیب مشبه و قفل مشبهٌ به می باشد و مفاتح به معنی کلیدها از نشانه ها و علامت …